دوستان عزیز سلام.خوشحالم که با قسمت دوم نقد بانو هن در خدمت شما هستم.در این مدت نظرات دوستان که در قسمت اول نقد آمده بود خیلی کمکم کرد تا نقاط ضعف و قدرتم را بهتر بشناسم وتلاش کنم برای ارائه نقدی بهتر.امیدوارم که قسمت دوم این نقد مورد توجه شما قرار بگیرد.اما ادامه نقد بانو هن شخصیت محبوب مجموعه.با بزرگ شدن یانگوم وطبیعتا عطش او برای یادگیری بیشتر نقش بانو هن به عنوان معلم او بیشتر میشود.در واقع کارگردان در خلال این قسمت ها به زیبایی یک رابطه زیبای معلم وشاگردی را به تصویر می کشد که چگونه یک شاگرد ضمن احترام کامل معلمش با او آنقدر خوب وصمیمی میشود که او برایش مثل مادری میشود و عواطف واحساساتش نسبت به او با گذشت زمان بیشتر و عمیق تر میشود از طرفی دیگر بانو هن هم بسبب علاقه ای که به یانگوم دارد او را بمانند بچه ای برای خود میبیند بچه ای که او را یاد دوست عزیزش میونگی می اندازد.گاهی با خود فکر می کنم اگر بانو هن از همان ابتدای بچگی یانگوم میفهمید که او دختر میونگی است یانگوم به چه چیزی تبدیل میشد.باحتمالا در آنصورت بانو هن با احساس عمیقی که نسبت به یانگوم پیدا میکرد که قطعا خیلی فراتر از احساسش نسبت به او قبل از فهمیدن این مساله بود او را بحد جنون آبدیده و نابغه بار می آورد گرچه سرانجام یانگوم به جایی رسید که بانو هن ومادرش به او افتخار کنند.بهرحال این رابطه قوی معلم وشاگردی در خلال ۲۰ قسمت اول یک تیم جذاب ارائه می دهد که معمولا در مقابل هر مشکلی یک راه حل پیدا می کند .وقتی داستان وارد مسابقه بین بانو هن وبانو چویی می شود اولین رویارویی بزرگ بانو هن ویانگوم با بانو چویی وگیوم یونگ به عنوان ارائه دهنده دو سبک مختلف در آشپزی رخ می دهد اگر دقت کنید بعد از اینکه در بچگی و قضیه خرمالو در سالاد که رقابت بین یانگوم و گیوم یونگ را شروع کرد بهیچ وجه مسابقه ای به این مهمی و عظمت برای سنجش اینکه کدام شیوه آموزش برتر بوده وجود نداشت اما این مسابقه معیاری برای این سنجش شد و همانطوری که دیدید به برتری خلاقیت و استعداد آنها انجامید.نکته ای که دوستان عزیزم قطعا به آن توجه ای نکرده اند عظمت برتری بانو هن و یانگوم بر آناه بود این یک برتری ساده نبود بلکه برتری بر یک نسل بود.نسلی که صدها سال مقام بانوی اول آشپزخانه دربار را در اختیارداشتند وشیوه آموزش انها نسل به نسل بدون اینکه کسی بتواند جلوی آنها قدعلم کند می گذشت اما انها پیروز شدند مثل براندازی یک سلسله پادشاهی چند صد ساله توانستند مکتب آنها شیوه آموزش آنها را با خلاقیت با استعداد ناب با یک عشق عاطفی(میونگی) و یک علاقه عاطفی(بانو هن)شکست دهند و این عظمت برتری آنها را به تصویر می کشد.در واقع صراحتا مجموعه می گوید انسان اگربخواهد می تواند هر چیزی را از پایه واساس زیرو رو کند.کمکهای بانو هن به یانگوم فقط در اموزش آشپزی نیست و بسیار وسیعتر است که اگر خوب دقت کنید کمکهای بیشمار بانو هن به یانگوم را بخاطر خواهید آورد.وقتی خوب فکر کنید بانو هن مانند مادر واقعی یانگوم عمل می کند.او در هر مشکل ودر هر جایی که یانگوم نیاز دارد به او کمک می کند و این از اهمیت نقش بانو هن در زندگی یانگوم سرچشمه می گیرد.نکته مهم دیگر آموزش بانو هن به یانگوم حتی در زمان استراحت بانوان دیگر دربار است که این واقعا درس بزرگی است که اگر به پیشرفت فکر می کنیم باید از یک سری تمایلات بگذریم وبه آینده بیاندیشیم.در زمان حال زندگی نکنیم و با دید وسیع وباز آینده را در نظر داشته باشیم.به گفته یکی از بزرگان اگر منتظر زمان بنشینیم زمان را از دست خواهیم داد واین اهمیت تعلیم بانو هن به یانگوم است.اما در مورد شخص بانوهن و تمایلات این شخص نیازهای روحی او و عواطفش شاید بشود ده ها نقد نوشت چون واقعا شخصیت گسترده ای از او در مجموعه می بینیم به ظاهر ساده است اما واقعآ نقش پیچیده و فوق العاده ای دارد نکته ای که در اینجا باید به ان توجه داشت و شاید برای شما به عنوان سوال پیش امده باشد این است که چرا بانو هن با این که بانوان مختلف دربار در قسمت های مختلف همدوره او هستند ولی او همیشه تنها زندگی می کند و گوشه نشینی را ترجیح می دهد شاید بگویید به خاطر از دست دادن دوست عزیزش میونگی ولی جواب این سوال را باید در شخصیت بانو هن جستجو کرد وقتی او در محیطی گرفتار آمده که آدمهای آن فقط به جاه طلبی دزدی و توطئه فکر می کنند وقتی می بیند یک سری آدمها برای رسیدن به قدرت حاظر به هر کاری می شوند به خاطر روح پاک و لطیفی که داردبه خاطر این که نمی تواند با چنین آدمهایی همدم شود و به خاطر این که می دانداگر با این آدمها همراه شود او نیز بدون انکه به بخواهد بسمت توطئه و جاه طلبی کشیده خواهد شد از انها دوری میکند و ترجیح می دهد که در انزوا باشد اما جز این گروه از مردم نباشد.او در این جمع کسی را مثل خود نمی بیند.کسی که مثل او روح پاک و لطیفی داشته باشد و به دنیا با نگاهی مهربانانه نگاه کند اجازه دهید با یک تشبیه راحت تر موضوع را شرح دهم.ماهی های رنگارنگی را که ایام عید تو تنگ بلور می گزاریم به خاطر دارید این ماهی دریا را خیلی دوست دارد اما شاید در اقیانوس هم احساس غربت کند.حالا متوجه شدید؟بهرحال بانو هن در این مجموعه نمادی از یک انسان وارسته و پاک نشان می دهد که صداقت وپاکی را همیشه انتخاب می کند و به این خاطر همیشه خطرات و مشکلات زیادی متوجه او می شود واین نمایی از جامعه امروز ماست آدمهایی که قلب پاک و معصومی دارند بیشتر از همه مورد ظلم وتعدی ظالمان دنیا قرار می گیرند.از نکات مهم در مورد بانو هن موضوع مرگ او و حذف شدن او از مجموعه بطور ظاهریست شاید فکر کنید چون مجموعه احتیاج به ماجراهای جدیدی داشته این کار شده بله درست ولی حقیقت بزرگی در پشت این حذف بزرگ قرار دارد وآن یک درس بزرگ است اینکه انسان در راه هدفش گاهی اشخاص یا چیزهای بزرگی را از دست می دهد که شاید برای او دردآور باشد و این یعنی که رسیدن به هدف به سادگی و بدون تلاش امکان ندارد واین درسهایی است که مجموعه با فدا کردن شخصیت محبوب مجموعه به ما می دهد و مجموعه را دچار شوک شدیدی می کند که در مجموعه های تلویزیونی منحصر بفرد است.واما نکته آخر و مهمترین نکته در مورد بانو هن این است که او به استعداد ناب یانگوم جهت می دهد وآنرا شکوفا می کند در واقع شیوه عجیب آموزش بانو هن یانگوم را مثل فولاد آبدیده می کند واو در مقابل هیچ مشکلی سر تعظیم فرود نمی آورد چرا که تعلیمات بانو هن به او بظاهر تعلیم آشپزی می باشد اما حقیقتا تعلیمات او به وی درس زندگی می باشد که چگونه باشد و چگونه خوب زندگی کند.در واقع به روشنی می توانیم بفهمیم اگر بانو هنی نبود که آن تعلیمات سخت را به او بدهد و او را به شتاب بیشتر وادار کند یانگوم به چنین مرتبه ای از آشپزی و زندگی دست نمی یافت وقطعا استعدادش فرصتی برای ابراز وجود نمی یافت اما به پاس وجود کسی که برای یانگوم مثل مادر شد او بزرگ شد واستعدادش شکوفا.خب دوستان عزیزم این نقد هم به پایان رسید.باور کنید در مورد بانو هن ده ها نقد می توان نوشت و من تا آنجایی که توانستم سعی کردم نقدی براساس تمام جنبه های شخصیتی او ارائه دهم که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.در آخر آرزوی موفقیت برای دوستان عزیزم دارم وامیدوارم که شما در زندگی خود چون بانو هن باشید ساده و صمیمی و با صفا قلب هایتان چون پنجه آفتاب عاشق باشد و گرمابخش .امیدوارم زندگیتان همیشه بهاری باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:14  توسط
|