و شاه که شب گذشته در سلامتی کامل بود هم اینک در بستر بیماری افتاده بود یانگوم از مادام هن می خواهد تا ببیند چه اتفاقی افتاده است..

ملکه و مادر شاه از پزشکان علت بیماری را می خواهند ولی پزشکان هنوز علتی برای آن نیافته اند..

پزشک مسئول سلامتی شاه ، تهدید می شود که اگر نتواند علت را بیابد ممکن است جان خود را از دست بدهد و ..

دایی گیومیونگ از موضوع مطلع می گردد ...

بانو چویی نیز پس از اطلاع از این موضوع از خدمه دربار می خواهد نامه ای را به پیش دایی گیومیونگ ببرد مضموم نامه این بود "شنیده ام که شاه بیمار است و مشکلی در طبابت یافت نشده است من فکر می کنم دوباره بهشت به ما روی کرده است ماجرای اردک بخارپز شاهزاده را به یاد داری؟ یانگوم علت آن را یافت و آشپز بی گناه نمرد! اینبار شانس به ما رو کرده است.."

خاندان چویی از فرصت استفاده می کنند و به پزشک مسئول می گویند که شاه به غیر از داروهای تهیه شده از غذاهای بانو هن هم استفاده کرده و پزشک مسئول هم از ترس متهم شناخته شدن سعی می کند این واقعه را به گردن بانو هن بیاندازد...

از آنجائیکه مادام هن استفاده از اردک آن ناحیه را توصیه کرده بود انگشت های اتهام به سوی او نشانه رفت و خصوصاً اینکه اردک ناحیه را پزشکان در لیست توصیه ها و بازرسی های خود نداشتند لذا پزشکان سعی کردند او را مقصر اصلی بیماری شاه معرفی کنند...

لذا برای انجام بازجویی های بیشتر مادام هن به سلول مربوط منتقل شد علاوه بر آن یانگوم که مسئول خرید اردک بود نیز فراخوانی می شود...
وقتی داگو خبر را از زبان یونسگ می شنود به او می گوید که باید راهی برای نجات یانگوم و مادام هن بیابد زیرا یانگوم یکبار جان او را نجات داده و ...

او لیست مواد غذایی که مادام هن بکار برده بود را از بانو مین می گیرد و شروع به آزمایش می کند...

افسر مین جو پس از خبردار شدن برای کسب اطلاعات بیشتر فردی را به قصر اعزام می کند

پزشکان و مسئولان با یانگوم برای بررسی، عازم ناحیه چشمه می شوند و از یانگوم می خواهند فروشنده اردک ها را به آن ها نشان دهد فروشنده اردک ها ادعا می کند که اردک های او کاملاً سالم است...

ولی ناگهان پزشکان متوجه می شوند که اردک ها از آب چشمه ای مصرف می کنند که حاوی گوگرد فراوان است و ..

خاندان چویی با تعجب متوجه می شوند همه شرایط خود به خود مهیا شده و حتی نیاز به اندیشیدن نقشه ای ندارند!

پزشکان هم که از سمی بودن گوگرد آگاهی کافی دارند بلافاصله علت را گوگرد اعلام می کنند و با وجودیکه اردک ها قابلیت تصفیه سولفور را دارند بانو هن را مقصر تمام عیار ماجرا می دانند

و بانو هن به عنوان مقصر اصلی برای بازجویی به سلول افکنده می شود ولی قبل از رفتن از یانگوم می خواهد موضوع را بیشتر بررسی کند...

یانگوم در پی افسر مین می گردد ولی ظاهراً او قصر را ترک کرده بود لذا او به آشپز کنگ داگو می گوید که او را پیدا کند و ماجرا را به او اطلاع دهد و به او بگوید در این وضعیت وی تنها کسی است که می تواند رویش حساب باز کند.
افسر کنگ داگو ، مین جو را ملاقات می کند و اوضاع را به او می گوید مین جو سریعاً در پی پزشکی می گردد تا بتواند از او در این مورد راهنمایی بگیرد...

خاندان چویی هم برای محکوم شدن سریع تر مادام هن و یانگوم تلاش می کنند و از افسر اوگیومو در اینباره کمک می گیرند...

مین جو برای تحقیق عازم چشمه آب گرم می شود و با فروشنده اردک ها و ساکنین منطقه در این مورد صحبت می کند و حتی از پزشک منطقه سوال می کند چرا اردک ها با وجود خوردن چنین سمومی نمی میرند ؟

پزشک می گوید اردک ها تصفیه کننده گوگرد هستند و نه تنها برای سلامتی مضر نیستند بلکه بسیار مفید نیز هستند...

با این وجود افسران گارد قصر ، فروشنده اردک ها را به اتهام سوء قصد به جان پادشاه دستگیر می کنند...

و حتی یانگوم را به اتهام سوء قصد و همدستی با فروشنده اردک ها دستگیر می کنند...

افسر مین جو بی خطر بودن اردک ها را به وزیر سمت راست اطلاع می دهد و توطئه های خاندان چویی و اوگیومو را گوشزد می کند ولی وزیر با توجه به شرایط از مین جو می خواهد عکس العملی انجام ندهد و خود را در خطر نیاندازد و از قصر خارج شود و او موارد را کنترل می کند!!!
پزشکان که از استفاده از پادزهر گوگرد نتیجه ای نمی گیرند سعی می کنند فعلاً از تب بر استفاده کنند ولی برای جلوگیری از متهم شدن از نشر این موضوع خودداری می کنند...
وزیر راست موضوع بی خطر بودن اردک را به پزشکان گوشزد می کند ولی آنان زیر بار نمی روند و ادعا می کنند پس از مصرف پادزهر حال شاه رو به بهبودی است...

در حین محاکمه هر سه متهم ، وزیر سمت راست دستور تعویق محاکمه را می دهد و مدعی می شود پزشکان جواب قابل قبولی تاکنون ارائه نکرده اند و با وجودیکه افسر اوگیومو تلاش می کند تا محاکمه را انجام دهد مجبور به تعویق موقت محاکمه می شود..

خاندان چویی که متوجه می شود تعویق محاکمه کار افسر مین جو بوده است همه افرادش را در پی وی می فرستد...
یانگوم و بانو هن که هنوز مقصران اصلی این پرونده هستند در سلول به سر می برد زن داگو آن ها را ملاقات و نامه ای از افسر مین به آن ها می دهد...

افسر مین در نامه نوشته بود که بزودی آزاد می شوند و از آن ها خواسته بود سوالاتی که حین محاکمه از آنان پرسیده شده بود را بنویسند...
در همین لحظه زن داگو چاقوی 7 پرنده را به یانگوم می دهد و یانگوم متوجه می شود که افسر مین جو همان فردی است که او جانش را نجات داده است...

بانو لی ، یونسنگ و بانو مین از بانوی منشی های سلطنتی و چویی می خواهند به رهایی مادام هن کمک کنند و ظاهراً ساده لوحانه به قضیه می نگرند...

در این وضعیت مین جو به رابطه بین اوگیومو و چویی پی می برد ولی جاسوس چویی از این موضوع مطلع می گردد...

چویی که متوجه می شود که مین جو از تجارت وی و رابطه او اطلاع دارد و او همان کسی است که برای رفع اتهام بانو هن و یانگوم تلاش می کند جهت طرح نقشه ای برای مین جو قرار ملاقات با اوگیومو را در رقاصخانه ترتیب می دهد...
گیومیونگ که مین جو را دوست دارد از این موضوع بسیار نگران می شود...

و سرانجام از دایی خود می خواهد به مین جو صدمه نزند!! و مانع از انجام این کار می شود... و بانو چویی هم با این موضوع متفق می شود...


بانو هن و یانگوم که هنوز در زندان به امید آزادی به سر می برند ناگهان توسط گارد فراخوانی می شوند ولی ...
