تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم * - خلاصه قسمت بیست و پنجم سریال جواهری در قصر !

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

... و سرانجام بانو هن و یانگوم یکدیگر را می شناسند و مادام هن از خصوصیات مادر یانگوم به او می گوید و جاهایی که او دوست داشت و ..

مادام هن از مادر یانگوم می گوید


یانگوم هم چگونگی کشته شدن مادرش را به بانو هن می گوید و بانو هن متوجه می شود که قاتل میونگ بانو چویی و همدستانش بوده اند...

یانگوم


یانگوم بانو هن را سریعاً برای نشان دادن نامه ای که مادرش باقی گذاشته بود می برد ولی متوجه می شود که نامه سر جایش نیست!

نامه مادر یانگوم مفقود شده است


در همین زمان دایی گیومیونگ به او بسته ای می دهد و به او می گوید نباید اشتباهی بکند!

گیومیونگ و بسته سمی


بانو هن سریعاً یانگرو را فراخوانی می کند و از او سوال می کند که چه کسی به او گفته مدارک حسابداری را بدزدد و چون او از گفتن این موضوع امتناع می ورزد او را حبس می کند تا حقیقت را بگوید.

یانگروی محبوس


بانو هن به یانگوم می گوید که هم اینک مادام چویی می داند که او دختر میونگی است و به هر قیمتی شده جان او را می گیرید و جانیش در خطر است...
گیومیونگ از مفقود شدن یانگرو مطلع می گردد و او را جستجو می کند... و قصد دارد در غذای شاه سم بریزد که در همین حین بانو هن او را فراخوانی می کند و او موفق به انجام اینکار نمی شود.

یانگرو قصد مسموم کردن پادشاه را دارد


مادام هن مجبور می شود برای محافظت از جان یانگوم .. مادام چویی و گیومیونگ را از قصر دور کند لذا آنها را از جمله یانگرو را کاملاً به مهمانسرا منتقل می کند...

مادام هن ، بانو چویی را از سس خانه به مهمانسرا می فرستد

مادام چوی عازم مهمانسرا می شود


مادام هن به یانگوم می گوید مادام چویی برای مدتی می تواند خارج قصر باشد و تنها کسی که می تواند در این وضعیت به آنها کمک کند افسر مین جو است از یانگوم می خواهد قبل از آنکه او از ناحیه خارج شود او را بیابد و موضوع را به او اطلاع دهد
مادام هن همچنین از یکی از بانوان قدیمی دربار به عنوان شاهد قضیه مینوگی کمک می خواهد ولی بانوی قدیمی امتناع می ورزد.

بانوی قدیمی دربار


یانگوم هم برای یافتن افسر مین جو از داگو کمک می گیرد.

یانگوم از کنگ داگو کمک می گیرد


یانگوم سرانجام موفق به ملاقات افسر مین جو می شود و از او کمک می خواهد.

یانگوم افسر مین جو را ملاقات می کند


داگو هم افسر مین جو را به صرف نوشیدنی دعوت می کند و چاقوی 7 پرنده به جای مانده یانگوم را از مین جو قرض می گیرد ولی زن داگو آن را از داگو به زور می گیرد...

داگو چاقوی 7 پرنده یانگوم


افسر مین هم مجدداً یانگوم را ملاقات می کند و به او می گوید نتوانسته است مدارکی مرتبط با پدر او برایش بیابد
هم اینک  گیومیونگ و چویی مطلع می شوند که شاه قرار است به چشمه آب گرم برود و پزشکان این سفر را مناسب می دانند و آخرین توصیه های ضرروری قبل سفر را می کنند...

توصیه پزشکان برای سفر پادشاه


همه کارهای مرتبط با مسافرت شاه انجام می شود و چون مادام هن به منطقه چشمه وارد است و می داند اردک های آنجا بسیار مشهور هستند ... تصمیم می گیرد از اردک های همان ناحیه استفاده کند.
سرانجام همه عازم ناحیه چشمه آب گرم می شوند بانو هن ، یانگوم را برای خرید اردک به شهر می فرستد

یانگوم و خرید اردک

ولی یانگوم اطلاع ندارد که جاسوسان چویی هر لحظه مراقب او هستند...

جاسوسان چویی مراقب یانگوم


اردک برای طبخ آماده می شود و شام مهیا می گردد...

اردک مشهور ناحیه


شاه پس از استحمام در چشمه آب گرم ، اردک پیشنهاد شده مادام هن را می خورد و از آن تعریف می کند...

پادشاه در چشمه آب گرم استحمام می کند


در حالیکه یانگوم در فکر بود مادام هن از او می خواهد تا او را به جایی ببرد ...

یانگوم در فکر


و او را به زادگاه مادرش که در آن منطقه بود می برد و از او می خواهد که پدربزرگش را ببخشد!

زادگاه مادر یانگوم


و در این حین افراد چویی که یانگوم و بانو هن را تعقیب می کرند سعی در آسیب رساندن به آنها را دارند که ناگهان محافظان مین جو مانع می شوند ...

افراد چویی قصد آسیب رساندن به یانگوم و بانو هن را دارند


یونسنگ و بانو مین شبانه به سوی چشمه آب گرم می روند و یونسگ که دلش به خاطر یانگرو سوخته بود قصد دارد برای او از آب چشمه ببرد...

یونسگ برای یانگرو از آب چشمه پر می کند


بانو مین هم موفق می شود که پایش را در چشمه آب گرم قرار دهد!!!

بانو لی هم پایش را در آب چشمه می گذارد


شاه از بانو هن می خواهد که قبل از بازگشت به قصر یکبار دیگر از خوراک اردک برای او تهیه کند زیرا ذائقه اردک های این ناحیه متفاوت است...

شاه بار دیگر از اردک ناحیه می خورد


ولی بلافاصله پس از بازگشت از قصر ، به همه خبر می رسد که حال پادشاه بسیار وخیم است و این موضوع نقطه شروع تمام مصیبت های بانو هن است و ...

خبر می رسد حال شاه وخیم است

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:49  توسط امین (مدیر وبلاگ)  |