با توجه به تذکر به جای دوستان عزیز تصمیم گرفتم نقدی در مورد این مجموعه بنویسم.مجموعه ای که تمام کشور های آسیایی را تحت الشعاع قرار داده و دامنه آن به اروپا هم رسیده است. در وهله اول و بیش از هر چیزی بازی زیبای خانم لی در نقش یانگوم به چشم می خورد که در واقع بازیگر اصلی مجموعه می باشد.یانگوم شخصیتی است ساده و کنجکاو و همین دو خصلت مهم اوست که حوادث مجموعه را رقم می زند.یانگوم دختری است احساساتی که اکثرا احساسات خودش را با اشک بیرون می دهد اما جالب اینکه اشک های او در مجموعه هیچ وقت لوث نمیشود
نکته دیگر که خیلی مهم به نظر می رسد انتخاب بجای بازیگران در نقش های خودشان می باشد.بنظر می رسد کارگردان مجموعه از مدت ها قبل این نقش ها را بارها در ذهنش بازسازی کرده تا شخص مناسب برای آنها پیدا کند.نقش ها زنده اند و بازیگران انگار سالهاست در این نقش زندگی کرده اند و جزئیات نقش خود را بخوبی می دانند.دکورها و صحنه ها همه نمادی از زندگی در چند قرن پیش رابخوبی به تصویر می کشند بطوریکه بیننده گاهی زندگی در قالب مردم آن زمان را حس می کند زمانی که مرد سالاری همه جا را فرا گرفته و مقام های مهم حکومتی در اختیار مردان قرار دارد آنهایی که به توانایی زنان هیچ اهمیتی نمی دهند و یانگوم بطور غیر مستقیم در مقابل این مسئله بپا می خیزد. او برای هر مشکلی راه حلی دارد.
گروه خوب کارگردانی این مجموعه با قدرت تمام صفات و خصلت های انسانی که همواره در طول تاریخ در زندگی آدمی وجود داشته را بارها به تصویر می کشند.جواهری در قصر نمادی از نبرد همیشگی خیر و شر است.نمادی از نبرد خوبی وبدی عشق و نفرت امید و ناامیدی تلاش و سستی اراده و ناتوانی و ده ها موضوع دیگر می باشد.یانگوم به عنوان نمادی از عشق و خصلت های پاک با نگاهی به آینده همواره در حال پیشرفت است و منتظر زمان نمی ماند بطوریکه وقتی به ادویه خانه سلطنتی می رود با اینکه می تواند راحت زندگی کند و کاری نکند باز هم دست از تلاش بر نمی دارد زیرا برای زندگی اش هدفی قرار داده که مادرش از او خواسته و به این خاطر لذت خوشی و راحتی را کنار گذاشته و باز هم تلاش میکند .خصوصیت دیگر یانگوم مهربانی و حس کمک او ست که همواره سعی در کمک به دیگران دارد که این موضوع در قسمتی که گیوم یونگ قرقاول را گم می کند بسیار آشکار است یانگوم با اینکه می داند این کار چقدر خطرناک است اما باز هم به کمک دوستش می شتابد و عجیب اینکه با اینکه برای دوستش قرقاولی را پیدا می کند وقتی در راه بازگشت با شخص زخمی که افسر مین هو باشد روبه رو می شود با اینکه می داند دیر می کند اما باز هم به او کمک می کند و این ناشی از خصلت پاک درونی اوست خصلتی که در وجود همه انسانها می باشد و فقط باید بیدار شود.نکته دیگری که در مجموعه کمتر به چشم آمده اما خیلی مهم می باشد موسیقی زیبا و آهنگ های ماندگار آن است که احساسات بینندگان را بارها تحت تاثیر قرار می دهدو این موسیقی در روح و جان شخص اثر می گذاردو بیننده را وادار به احساسات واشک می کند چون در مقابل او یک مظلوم مورد ظلم ظالم قرار می گیرد و موسیقی تاثیر گذار آن باعث ابراز احساسات شخص و گاهی اشک می شود.
خوب دوستان این نقد کوتاهی بود بر مجموعه و امیدوارم مورد توجه شما قرار گرفته باشد.اگر شما نظری انتقادی یا هر نکته ای برای گفتن دارید می توانید در قسمت نظرات وارد کنید.