عده ای قبلاً سوال کرده بودند که یانگوم و مادام هن را چطور با دو عدد چوب روی صندلی شکنجه می کردند !! برای پیدا کردن جواب این سوال به کارگردان ایمیل زدیم جواب کارگردان تصویر زیر بود و ذکر شده بود نحوه شکنجه در تاریخ چوسان.

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر
عده ای قبلاً سوال کرده بودند که یانگوم و مادام هن را چطور با دو عدد چوب روی صندلی شکنجه می کردند !! برای پیدا کردن جواب این سوال به کارگردان ایمیل زدیم جواب کارگردان تصویر زیر بود و ذکر شده بود نحوه شکنجه در تاریخ چوسان.

نفر اول Lee Young-ae :

نفر دوم Moon Geun-young :

و نفر سوم Kim Tae-hee :

افرادی که هنوز دوست دارند حال و هوای یانگومی را پا برجا نگهدارند با ایمیل زیر مکاتبه کنند..

ضمن تشکر از همراهی دوستان عزیز در جهت حفظ خاطرات دوران زیبای پخش سریال می کوشیم!



*اطلاعیه مهم *
آخرین خبر از خانم لی حاکی بر این است که ظاهراً ایشان به چین سفر کرده اند و بین بازیگران چین و کره یکی از بزرگترین رای گیری های اینترنتی در حال رخداد است ولی متاسفانه با توجه به جایگاه خانم لی در این رای گیری ایشان تا این لحظه از جایگاه خود اظهار نا امیدی کرده اند و از کلیه طرفداران خود ، خصوصاً طرفداران ایرانی خود به شدت تقاضا کردند در این رای گیری شرکت و به او رای دهند.
لذا برای خوشحال کردن خانم لی یانگ آئه ، طرفدران او می تواند در سایت چینی
http://star.uusee.com/kr/?mo=VotePage&sortid=1&p=l
به او رای دهند ولی متاسفانه سایت چینی می باشد لذا به سایت ذکر شده رفته و در کادر سمت راست و بخش جستجو اسم خانم لی به چینی را جستجو کنید 李英爱 پس از ظاهر شدن کادر مرتبط با آرای او بر روی کلید سفید رنگ کادر کلیک کرده و حروف نمایش داده شده را در کادر مربوطه وارد کنید.
برای راهنمایی بیشتر می توانید این تصویر را مشاهده کنید >> راهنمای تصویری
لازم به ذکر است این رای گیری تا ۱۰ مارس ادامه دارد و با توجه به عدم ثابت بودن IP ایرانی ها می توانند روزی چندین بار هم به ایشان رای دهند.
در آخرین گفتگو با خانم لی حتی امید به رسیدن به رتبه دهم نیز نداشتند پس او را متحیر کنید!
با توجه به اینکه خانم لی در مصاحبه گفتند که در وب سایت خودم نامه های ایرانی ها را خواندم... خیلی ها به من ایمیل و تلفن زدند که این سایت خانم لی چیست؟! با اینکه قبلاً هم نوشته بودیم باز هم برایتان می گذارم...
برای نوشتن نامه مستقیم (Love Letter) به خانم لی (یانگوم) به این صفحه بروید .البته قبل از استفاده از امکانات سایت حتماً باید در این صفحه عضو شوید. عضوشدن به ۲۴ ساعت زمان تایید نیاز دارد.
لینک دانلود کامل مصاحبه موج کره ای با لی (12 مگابایت فرمت wmv)

متن مصاحبه (کامل) :Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : سلام خانم لی ، خوشحالم که پیش شما هستیم و می توانیم با شما گفتگو کنیم.
خانم لی: از صمیم قلب ممنونم که به اینجا آمدید من مصاحبه با شما را هرگز فراموش نمی کنم.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : نمی دانم در مورد طرفداران مجموعه جواهری در قصر در ایران چیزی شنیدید یا نه
خانم لی : بله ، من خبر مربوط به آمدن شما را در روزنامه خواندم و در تلویزیون دیدم . بسیاری از ایرانیان لطف داشته اند و در وب سایت من برایم نوشته اند و نظرشون را گفته اند از همشون خیلی خیلی ممنونم
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : وقتی که اینجا من با کارگردانان کره ای صحبت می کردم می گفتند که خانم یانگ آئه لی با همه بازیگران فرق می کنند و خیلی جدی و سر سخت هستند آیا درسته این حرف؟
خانم لی : شما حتماً سریال جواهری در قصر را دیده اید ، تهیه این سریال شش ماه طول کشید و زمانیکه نقش یانگوم را بازی می کردم تمام این مدت بدون وقفه کار کردم حتی یک روز هم استراحت نداشتم ، من باید برای هر سکانس جزئیات نقشم را می دانستم و در طول بازی بیشترین انرژی را می گذاشتم بنابراین فکر می کنم بهترین سریالی بود که در زندگیم بازی کردم و از همه همکاران خودم هم ممنون هستم.Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : خیلی جاها وقتیکه در مورد سابقه کاری شما و بیوگرافیتان می نویسند تاکید می کنند که جواهری در قصر مهمترین کار شما در تمام سال های بازیگری هست. آیا این مساله درست است؟
خانم لی : ... من از بیست و سه سالگی کار بازیگری را شروع کردم ... و در فیلم ها و سریال های زیادی بازی کردم فکر می کنم برای هر کدام از آنها نهایت سعی ام را کردم نمی توانم بگویم که فقط در جواهری در قصر بهترین بازی را ارائه داده ام. نسبتاً این سریال مورد توجه خیلی ها قرار گرفته . من از این بابت خیلی خوشحالم من هرگز این سریال را فراموش نمی کنم.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : من می دانم که شما فیلم های مهمی بازی کردید و به خاطر بعضی از این فیلم ها جایزه هم برده اید. در خیلی از کشورها از جمله در کشور خود من بعضی از بازیگرهای سینما از حضور در تلویزیون می ترسند و فکر می کنند که اگر در تلویزیون حاضر باشند و یا در مجموعه های تلویزیونی دیگر کسی در سینما به دنبالشان نمی آید آیا در کره هم این اتفاق می افتد؟ آیا شما هم می ترسید از این که در تلویزیون زیاد ظاهر بشوید؟
خانم لی : شاید در گذشته حتی تا چند سال اخیر اینطور بود ولی حالا اصلاً اینطور نیست این روزها فرهنگ کره همه جا به چشم می خورد بسیاری از فیلم ها و سریال های کره ای مثل جواهری در قصر در همه جا بخصوص کشورهای آسیایی مثل کشور ایران طرفداران زیادی دارد و همین مسأله توجه بیشتری را معطوف فیلم های کره ای کرده است سریال جواهری در قصر حتی در مقایسه با فیلم های کره ای از لحاظ تولید و ساخت از محبوبیت و توجه بیشتری برخوردار است بیشتر مردم دوست دارند سریال های تلویزیونی تماشا کنند بنابراین بسیاری از هنرپیشه ها مایلند در سریال های تلویزیونی بازی کنند در حال حاضر در کره سریال های تلویزیونی و فیلم های سینمایی تقریباً در سطح مشابهی پیشرفت کرده اند به نظر من اینطور است...
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : زمانیکه داشتم از ایران می آمدم خیلی ها که می دانستند می خواهم با شما گفتگو بکنم می گفتند که خانم یونگ إ لی سؤال بکنید که آیا خودشان هم شبیه یانگوم هستند؟ همانقدر مهربان ، همانقدر ساده و همانقدر هوشمند ؟
خانم لی : این دفعه اولی نیست که از من چنین سوالی می شود. ایفای نقش یانگوم باعث شده که چیزهای زیادی از آن شخصیت یاد بگیرم و فکر می کنم که عاقل تر و با تجربه شده ام . من بعنوان یک بازیگر زن ، با بازی در نقش یانگوم موقعیت خیلی خوبی کسب کردم و شهرتم را مدیون سریال جواهری در قصر هستم علاوه بر آن این را یاد گرفتم که عاقلانه تر رفتار کنم. من سعی می کنم که شخصیت خوب یانگوم را در خودم حفظ کنم.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : چه خوب ... وقتیکه خودتان کوچک بودید اندازه یانگوم کوچولو فکر می کردید که روزی چنین موفق بشوید ؟ و چنین معروف بشوید؟
خانم لی : واقعیتش من اصلاً فکر نمی کردم که یک روز هنرپیشه بشوم ... فیلم یا سریال بازی کنم... من در دانشگاه ، زبان آلمانی خوانده ام و تصمیم داشتم در آلمان درسم را ادامه بدهم راستش می خواستم در آگهی های زبان آلمانی کار کنم ، اما بطور ناگهانی یک کار نیمه وقت پیدا کردم آن زمان سال دوم زبان آلمانی دانشگاه بودم از همان زمان فعالیتم را بعنوان بازیگر در چند فیلم کوتاه شروع کردم و بعد بازیگر یک سریال نمایشی در تلویزیون شدم همین شروع فعالیت بازیگری من بود و در نهایت باعث شد من یک هنرپیشه بشوم و بعد از آن در مورد بازیگری بسیار مطالعه کردم و سعی کردم بازیگر خوبی باشم
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : پس بازیگری شما را انتخاب کرد ، شما بازیگری را انتخاب نکردید؟!
خانم لی : فکر می کنم هر دو تا همدیگر را انتخاب کردیم.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : آیا آشپزی یک نشانه فرهنگی مهم در کشور شماست؟ جواهری در قصر در مورد آشپزی بود ظاهراً !
خانم لی : دقیقاً همینطور است . کشور ما بزرگ نیست اما تنوع غذاها در کشور ما خیلی زیاد است برای مثال کیم چی نمایانگر یک غذای کره است ولی آن را می شود به شکل های مختلفی درست کرد ما در کشورمان بیش از 200 نوع کیم چی داریم. یک مثل می گوید: "وقتی غذای یک کشور را بخوری ، متوجه فرهنگ آن کشور می شوی" در ایران شما هم حتماً غذاهای متنوع و زیادی هست که نمایانگر کشور و شهرهای شماست. در فرهنگ ما مثل غذاهایمان تنوع وجود دارد و مردمان علاقمند خوردن غذاهای لذیذ هستند.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : یعنی آنقدر مهمه که خود شما بازیگری مثل خانم لی هم می تواند اینکار را بکند ، می تواند آشپزی کند؟
خانم لی : ... بله ، قبل از شروع فیلمبرداری سریال ، مدت پانزده روز من وقت صرف یادگرفتن آشپزی قصر کردم و در این مدت به آشپزی غذاهای کره ای علاقمند شدم. وقتیکه تمرین آشپزی می کردم بارها با چاقو انگشتم را بریدم ولی به یادگیری غذاها می ارزید.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : کدام صحنه از جواهری در قصر شما را به شدت تحت تاثیر قرار داد؟
خانم لی : تهیه سریال جواهری در قصر حدود شش ماه طول کشید من تقریباً در همه سکانس ها بازی داشتم بنابراین به راحتی نمی توانم سکانس خاصی را انتخاب کنم چون هر سکانس آن سریال تأثیر خاص و ارزش ویژه ای برای من داشت . اگر قرار باشد واقعاً سکانسی را انتخاب کنم سکانسی که بانو هن یانگوم را دوباره می بیند و سکانسی که بانو هن می میرد را انتخاب می کنم و سکانسی که افسر مین جانگ هو بعد از مدت ها در مزرعه وقتی که مشغول کار بود دیدم.
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : می دانم وقت زیادی ندارید و باید به فیلمبرداری برگردید اما یک سوال هست که نمی دانم از شما بپرسم یا نپرسم... مردد هستم... اما اجازه بدید بپرسم... من شنیدم که خیلی ها از تلویزیون کره یا تلویزیون چین و خیلی دیگر از کشورهای دیگر آسایی و حتی اروپایی برای گفتگو با شما درخواست دادند ولی شما چندان اهل گفتگو نیستید و علاقمند نیستید که گفتگو کنید... چطور شد که تقاضای ما را که از تلویزیون ایران آمدیم پذیرفتید؟
خانم لی : ... انتظار نداشتم که جواهری در قصر این همه مورد توجه قرار بگیرد و اینقدر طرفدار داشته باشد... از تمام کسانی که این سریال را دوست دارند ممنونم .. اصلاً تصور نمی کردم که مردم ایران هم این سریال را دوست داشته باشند با وجود اختلاف فرهنگ و زبان با سایر کشورها ما از طریق سریال های تلویزیونی می توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و حالا که این فرصت برای ما پیش آمده ، امیدوارم که ایران و کره به هم نزدیک تر بشوند و با هم ارتباط خوبی برقرار بکنند.. و در ضمن از اینکه این همه ایرانی ها برای دیدن ما به کره آمدید از شما تشکر می کنم
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر : متشکرم. کارگردانتان صدایتان می کند و همه گروه منتظر هستند که شما بروید و ادامه کارتان را بدهید. اما اجازه دهید در آخر هدایایی که از طرف خانم های ایرانی برایتان آوردند و خانم هایی که مثل خود شما سخت کوش هستند را همکارم به شما بدهند ...
خانم لی : اووو ، متشکرم .. از هدیه شما بسیار ممنونم.... می توانم الان .. می توانم اینها را باز کنم؟
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: بله ، باز کنید
خانم لی : امیدوارم خوشتان بیاید ... خیلی متشکرم .. متاسفم که برای شما هدیه ای تهیه نکردم
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: نه خواهش می کنم
خانم لی : بازهم ممنونم ، ممنون ، ممنون خانم ، ممنون .این یک طرح سنتی هست؟
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: بله ، این کار یکی از شهرهای ایران هست
خانم لی : اوو... مخصوص کشور شماست؟
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: بله ، کار ایرانه
خانم لی : اوو ... چه جعبه زیبایی دارد..
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: این یکی از صنایع دستی کشور ماست
خانم لی : کاردستی شماست ، چقدر زیباست
خانم لی : ایران چه چیزهای زیبایی دارد... گفتید این از صنایع دستی ایران هست؟
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: بله
خانم لی : این خیلی قشنگه
خانم لی : ممنونم ، ممنونم ، ممنونم ، این رنگها را خیلی دوست دارم ، خیلی قشنگه
خانم لی : بله... دارم بازشون می کنم ...
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: امیدوارم که خوشتان بیاید
خانم لی : اوه ، خیلی قشنگه ، وای ممنون خیلی قشنگ است ، خیلی قشنگه
خانم لی : این چیه؟
Daejanggeum.blogfa.com
نماینده خانم های ایرانی!: این پسته است...
خانم لی : پسته است؟! خیلی خوبه ، من عاشق خوردنم
خانم لی : من می خواهم یک سوال از شما بپرسم ... سریال جواهری در قصر چقدر در ایران شما معروف است؟
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر: اگر که در صفحه گوگل ، در اینترنت کلمه "یانگوم" را سرچ بکنید اسم خودتان را به فارسی ، در واقع بیش از 52000 مقاله در مورد شما وجود دارد...
خانم لی : اوه.. واقعاً؟
Daejanggeum.blogfa.com
گزارشگر: به توضیح بیشتر نیازی ندارد ، به خاطر اینکه خانم های ایرانی خودمان ، مثل شخصیت یانگوم ، خیلی سخت کوش و پرتلاش هستند .. برای همین شخصیت شما را در این مجموعه تلویزیونی دوست داشتند
خانم لی : من شنیده بودم که مردم ایران خیلی خوب و خونگرم هستند و حالا فهمیدم که ایرانی ها دوست و همسایه ما و دقیقاً مثل ما هستند ، از این به بعد هر وقت بازی فوتبال ایرانی ها را تماشا کنم ، بیشتر از قبل از تیم ایران حمایت می کنم...
خانم لی : ممنون ، خداحافظDaejanggeum.blogfa.com

دانلود مصاحبه موج کره ای از خانم لی (بخش اول) ۶.۲ مگابایت
نکته : برای مشاهده به نرم افزار flv player نیاز دارید که می توانید آن را از این لینک دانلود کنید.
متن مصاحبه (بخش اول) :
گزارشگر (منصور ضابطیان) : سلام خانم لی ، خوشحالم که پیش شما هستیم و می توانیم با شما گفتگو کنیم.
خانم لی: از صمیم قلب ممنونم که به اینجا آمدید من مصاحبه با شما را هرگز فراموش نمی کنم.
گزارشگر : نمی دانم در مورد طرفداران مجموعه جواهری در قصر در ایران چیزی شنیدید یا نه
خانم لی : بله ، من خبر مربوط به آمدن شما را در روزنامه خواندم و در تلویزیون دیدم . بسیاری از ایرانیان لطف داشته اند و در وب سایت من برایم نوشته اند و نظرشون را گفته اند از همشون خیلی خیلی ممنونم
گزارشگر : وقتی که اینجا من با کارگردانان کره ای صحبت می کردم می گفتند که خانم یانگ آئه لی با همه بازیگران فرق می کنند و خیلی جدی و سر سخت هستند آیا درسته این حرف؟
خانم لی : شما حتماً سریال جواهری در قصر را دیده اید ، تهیه این سریال شش ماه طول کشید و زمانیکه نقش یانگوم را بازی می کردم تمام این مدت بدون وقفه کار کردم حتی یک روز هم استراحت نداشتم ، من باید برای هر سکانس جزئیات نقشم را می دانستم و در طول بازی بیشترین انرژی را می گذاشتم بنابراین فکر می کنم بهترین سریالی بود که در زندگیم بازی کردم و از همه همکاران خودم هم ممنون هستم.
و بالاخره آخرین قسمت مستند موج کره ای با زمان ۱۱۰ دقیقه نیز پخش شد که در ابتدا با مصاحبه با افسر مین جانگ هو (جی جینگ هو) آغاز و پس از نمایش جسته گریخته و البته دوبله پشت صحنه کره ای جواهری در قصر (سابق) به سراغ زیبابترین قسمت مجموعه و مصاحبه با خانم لی یانگ ائه رفت و همانطور که دیدید چقدر خانم لی خوب به سوالات پاسخ دادند و ای کاش از طرف نمایندگی مردم یک کشور هدایای خاص و به یادماندنی به ایشان تقدیم می شد که لااقل بیانگر ذره ای از این مهر و عاطفه مردمان با محبت ایرانی بود! من که دیگه از اول شاهدم که شما برای خانم لی چیکارا می کردید... هر چی نباشه نویسنده های این وبلاگ خیلی بهتر از این آقای گزارشکر از اوضاع و احوال یانگومی با اطلاع بودند...
باز هم از شما دوستان و خوانندگان این وبلاگ که دورانی خوب را با هم سپری کردیم سپاسگذارم...
و البته امیدوارم آقای گزارشکر علت اینکه چرا لی به مصاحبه با او جواب مثبت داده را متوجه بشود...
و اما هنوز یک سوال برای من باقی مانده براستی چرا این مجموعه به این جالبی باید اینقدر دیر وقت (مخفیانه) ، بدون تکرار و بی سر و صدا پخش بشه در حالیه که خیلی از مستند های آشغالی ده بار ده بار تکرار می شوند؟!
دومین قسمت مستند موج کره ای با شروع مصاحبه با داگو و مشاهده خانه ویلایی او به اتمام رسید! البته نتیجه گیری این بود که آشپز کنگ داگو پسته دوست دارد و در کره هم کلاغ یافت می شود!
در ادامه چند شات از پشت صحنه یانگوم را داشتیم که البته صدا و سیما اینار آن را دوبله کرده بود (قابل افراد کنجکاوی که می گفتند چرا پشت صحنه زیرنویس نداره!)
در انتها کارگردان سریال جواهری در قصر از سریال اش می گوید از پشت صحنه های میگوید از سختی های ساخت فیلم و از تاریخ می گوید و سرانجام می گوید که خانم یانگ ائه چقدر هنرمند توانایی است و می گوید که چقدر در مورد ایران و ایرانی ها اطلاع دارد ! البته ظاهراً زیاد فیلم ایرانی ندیده...!
به نظر شما فردا این گزارشکر پیراهن قرمز ما با چه کسانی مصاحبه می کند؟! بله ، یانگ آئه !
نکته : دوستانی که موفق به دیدن این مستند نشده اند بر روی این لینک کلیک کنند.
خوب همانطور که انتظار می رفت اولین قسمت مستند موج کره ای با ۹ دقیقه اختلاف در اعلام ساعت بالاخره شنبه پخش شد.
این مجموعه که ابتدا با مصاحبه با بییندگان مجموعه آغاز شد و با اعلام فاکتور مهم دوبله به عنوان شهرت سریال به سراغ دوبلرهای سریال رفت و پس از سفر به کره جنوبی و مصاحبه با ریس انجمن فرهنگی فیلم سازی کره و پیمان صادرات و واردات فیلم و سریال ، به مکان فیلمبرداری کشیده شد (پارک مشهور MBC) که البته با سکانس پایانی آشپزخانه کوچک قصر پایان پذیرفت... البته ادامه دارد...
ضمن تشکر از صدا و سیما به خاطر زحمت دادن به خودشون و رفتن به سفری دلپذیر بیش از هر چیز از LG تشکر می کنیم که هزینه این سفر را در قبال تبلیغات خیلی مختصر صدا و سیما پذیرفتند (آن روزنامه های معترض در مورد هزینه سفر حالا بیان جواب بدن) و حتی توانستند خانم لی یانگ آئه را راضی کنند (لی در دفتر مرکزی LG کار می کند!) که مصاحبه با کارشناسان امور فرهنگی و توسعه سیما را بپذیرند. قابل توجه اینکه یک منت هم سر ما گذاشته شد --> خانم لی با هیچ کس تا حالا مصاحبه نکرده !!!
البته من نفهمیدم این کارشناس ما با خودش پسته برده بود یا راننده اتوبوس پسته های خودش بود!!
به هر حال جالب بود و به نظر می رسه قسمت بعدی که مصاحبه لی هست جالب تر باشه
نظر شما چیه؟
در ضمن فراموش نکنید ادامه برنامه فردا و پس فردا یعنی (یکشنبه و دو شنبه) پخش می شه و ظاهراً تکرار هم نداره.. منم نمی توانم بهتون بدم چون مال سیما است کپی رایت داره ![]()
یک روز خوب بهاری یکی از دیگر فیلم هایی است که خانم Lee Young ae(یانگوم) در آن به ایفای نقش پرداخته است
شاید بتوان به جرات گفت فیلم یک روز خوب بهاری با کارگردانی jin Ho hur اولین درامای تراژدی تاریخ سینما است که عشق و جاذبه غیر منطقی یک بشر و درد و آتش جدایی زودرس را به تصویر می کشد.

در این داستان Sang-Woo مهندسی صدا بردار است که برای یک پروژه صدا برداری از طبیعت به روستایی در کره جنوبی می رود و متوجه می شود که همکار وی یک خانم به نام Eun-su (لی یانگ آئه) از رادیوی محلی است و در طی پروژه های ضبط صدا تحت تاثیر جاذبه های احساسات و سادگی این زن قرار گرفته و در نهایت دل به او می بند و حتی در طی روزهای همکاری در کنار هم بسیار روان و متعادل به کار خود ادامه می دهند

ولی پس از مدتی Eun-Su متوجه می شود دیگر شور اولیه را نسبت بهSang-woo ندارد ولی نمی داند چطور این را به او بگوید و برای اینکار مجبور می شود راه دیگری را امتحان کند در این موقع Sang-woo نیز متوجه می شود که در انتخاب خود متوجه اشتباه شده است در نهایت Sang-woo مجبور به ترک او می شود و حتی در بدو بازگشت با وجود تمایل Eun-Su بین آتش عشق و آتش جدایی ، مجبور به تصمیم گیری عاقلانه می شود و سعی در سرکوبی احساس خود می کند.

این فیلم از نظر نوع فیلمبرداری از نوع Wide بوده و از نظر روالمندی داستان در نوع خود بی نظیر است بطوریکه کمتر بیننده ای فیلمی چنین با روح ولی سرد را تجربه کرده است!
برخی از این نوع کاریکاتور ها را در جریان سریال در این سایت دیده بودید...
حالا که سریال محبوب جواهری در قصر به اتمام رسیده شاید مرور دوباره این کاریکاتور ها جالب باشد اگر کسی پیدا بشه و بتونه متون داخل آن ها را ترجمه کند و یا حتی شرح مختصری در مورد هر کدام بنویسد بسیار عالی می شود...
البته این نوع کاریکاتورها بیشتر من را یاد آدامس های LOVE'S می اندازه ... شاید روزی آدامس یانگوم بزرگ هم بیاد ...
از قبل در مورد ارتباط هواپیمایی آسیا ایر و یانگوم خبر دارید اخیراً این شرکت هواپیمایی برای حفظ ارزش های این سریال اقدام به اهدای پکیج یانگوم به مسافران خویش می نماید که بسیار مورد استقبال قرار گرفته است.
محتویات این پکیج شامل جاسوئیچی یانگوم ، تقویم ، دفترچه یادداشت ، امضای یانگوم ،پد رایانه و تصاویر و مداد ویژه یانگوم است که البته در هر روز محتویات متفاوت می باشد!

با وجود گذشت تقریباً ۵ سال از پخش این مجموعه در بسیاری از کشورها ، هنوز این دراما محبوب ترین درامای تاریخ جهان است!
درامای یانگوم برای ما ، پایان ناپذیر است و این وبلاگ هم حتی اگر یک نفر بازدید کننده داشته باشد ، هرگز تعطیل نخواهد شد! زیرا یادگاری است از روزهای پرنشاط پخش سریال و دوستان خوبی که با آن ها آشنا شدیم و زندگی کردیم ... چطور می توان صفحات به یادگار مانده از دوستان عزیز و پرتلاش را پاک کرد! امیدوارم در هر کجا هستند پاینده و موفق باشند...


نوشته زیر برگرفته از روزنامه اشراق به نویسندگی مهدی صنعتی است:
مستند و مستند سازی در میان انواع هنر هفتم از تاثیرگذاری بالایی بر اقشار مردم در هر نقطه ای از جهان برخوردار است چون بیننده خود را در مقام نظاره ای منطقی و منطبق بر موضوع مورد بحث از زاویه ی عدسی دوربین مستندساز دیده و در قضاوت پیرامون موضوع مستند به صورت قریب به اتفاق با دست اندرکاران همراهی می نمایند چه در غیر این صورت این مستند به چرایی ساخته شدن خود دست نیافته است .
کشور عزیزمان ایران از مدت ها پیش و از بدو تاسیس نظام مقدس جمهوری اسلامی همواره مورد آماج مستند هایی از این دست بوده است که چند مدت پیش گزارش گر صدا و سیما به چندین نوع از آخرین های آنان پرداخته و به واکاوی مستمسک های رسانه های غربی در این قبیل برنامه ها پرداخت و جالب این که واقعیت موجود آن است که تصویر شکل گرفته در اذهان مردم جهان در رابطه با ایران همین مستند ها و تا حدودی تحلیل های مفسرین غربی ضمیمه شده به آن شکل داده که تا حدودی باعث وارونه جلوه دادن اوضاع داخلی ایران گردیده است .
البته خوانندگان محترم خود با مشاهده ی برنامه های مختلف صدا و سیما تماشاگر برخی دیگر از انواع مستند ها از جمله مستند هایی چون " گرگ ها " و یا " به اسم دموکراسی" که در نقطه ی مقابل مستندهایی از قبیل قبل می باشند که البته به دست آمده از منابع اطلاعاتی دیگری بوده و تولیدی خود صدا و سیما نبوده است .
اما در چند سال اخیر گویا مستندسازی مورد توجه بسیاری قرار گرفته چرا که در موردهایی اگر این قوانین حمایت از تولیدات نرم افزاری از استحکام قابل توجهی برخوردار بود و همه ی مردم از نسخه ی اصل محصولات فرهنگی استفاده می کردند رکوردی بی سابقه در فروش برنامه ای مستند در تاریخ مستند سازی کشور خلق می شد که از آن مستندی چون " فقرو فحشا " بود که کمتر کسی را می توان پیدا نمود که این مستند را ندیده باشد و یا از آن چیزی نشنیده باشد که البته از این قبیل با رویکردهایی این چنین بسیار می توان پیدا نمود .
اما نکته ی جالب و جدید در ارایه ی مستند از جانب صدا و سیما که رسانه ای ملی است این که به واقع سیاست گزاران این نهاد و سازمان عریض و طویل که سالیانه بودجه های هنگفتی را از دولت دریافت نموده و علاوه بر آن با استفاده از درآمدزایی های متنوعی چون پیام های بازرگانی و شرکت های مختلف تحت تکفل خود در این وادی چگونه به اولویت سنجی پرداخته و برخی از مستندها را فاقد صلاحیت پخش و برخی را در ردیف اول قرار داده و برای ساخت آن هزینه های هنگفتی را پرداخت می نمایند .
حتما تا کنون تبلیغات مستندی را به نام " موج کره ای " که در اطراف موضوع محوری " سریال جواهری در قصر " از سوی صدا و سیما و با استفاده از بیت المال کشوری اسلامی برای آشنایی بیشتر با بازیگران این سریال و مشاهده ی لوکیشن های آن و مصاحبه با دست اندرکاران آن ساخته شده و آماده ی پخش می باشد را دیده اید که با حسابی سرانگشتی می توان به این نتیجه رسید چه چه هزینه هایی در این باره صورت پذیرفته است که در دیگر سو بسیاری از تهیه کنندگان مستندهایی با مضامین ارزشی و در راستای اهداف انقلاب اسلامی به چندین درصد از این هزینه حاضر به ارایه مستندهای خود به صدا و سیما برای پخش می باشند که البته به نظر می رسد این امر و ساختن مستندهایی با این موضوعات احتمالا باید از وظایف این سازمان باشد .
صدا و سیمایی که اطلاع رسانی فراجناحی را کارکرد خود و وکالت از جانب مردم برای رصد فعالیت های دولت مردان و مسوولین را بی شک افتخار خود می داند و در ادامه وظیفه ای چون اطلاع رسانی به آنان را برای آشنایی با ابعاد مختلف انقلاب را از کارکردهای بدون شک خود می داند تا کنون چند مستند به قوت و ظرافت و همه جانبه نگری " مستند روح الله " ساخت شبکه ی المنار را در کارنامه ی خود دارد که این گونه به باور نگارنده بهسراغ موضوعات دست چندم می رود ؟ مگر همین چند روز پیش نبود که مشاور رسانه ای رییس جمهور از عدم همکاری صدا و سیما با نهاد ریاست جمهوری برای مستند سازی از سفرهاسی استانی گلایه داشت؟ به راستی آیا این قدر فقر موضوع هست که باید به سراغ موضوعاتی این گونه رفت ؟
این ها همه در حالی است که ریاست محترم صدا و سیما در اظهار نظری پیرامون بودجه ی مصوب برای این سازمان در لایحه ی بودجه ی سال 1378 گفته است :
" ما از بودجه ی تخصیص یافته رضایت نداریم !!!!! "

ظاهراً تغییرات در متن داستان واقعی ، سریال را بسیار جذاب تر کرده است.
پوسترهای این فسیتوال در ژاپن!


اخیراً منتقدان و مردم کره جنوبی به یانگوم گفته اند: یانگوم خود را در آینه ببین!
به نقل از عده ای منتقدان هنرمندان کره ای ، یانگوم امروز کمتر به ظاهر خود توجه می کند و در بسیاری از جشن ها و مراسم فرهنگی بسیار ساده و با موهای آشفته ظاهر می شود و به او اعلام کردند به مردمی که با لبخندهای تو انس گرفته اند توجه کن و حداقل خود را در آینه ببین!

이영애
این آرم معمولاً بر روی عطر ها و محصولات خانم Lee Young ae در کره جنوبی حک می شود!
و البته یانگوم (لی یانگ آئه) نیز از این قاعده مستثنی نیست.

نشان پرچم او صورت فلکی دلو (یازدهمین منطقه البروج) است به این نشان Aquarian هم می گویند.
این هنرپیشه کره ای در 1971-Jan-31 بدنیا آمده است و دو برادر بزرگتر دارد.

خلاصه آخرین و طولانی ترین قسمت سریال جواهری در قصر :
... و یانگوم اعلام می کند که دیگر امکان درمان شما با دارو یا طب سوزنی وجود ندارد و تنها راه درمان برش بخش مسدود شده روده شماست...
چون در آن زمان جراحی مرسوم نبوده است همه خدمه قصر از این تقاضای یانگوم بسیار تعجب می کنند
در ابتدا پزشکان با یانگوم صحبت می کنند تا او را متقاعد کنند چنین عملی امکان پذیر نیست...

حتی به او اعلام می کنند که اگر این کار هم باشد چطور پادشاه قادر است تا چنین دردی را تحمل کند!
یانگوم که در گذشته به شیوه بی حس کردن دست یافته بود پزشکان را در جریان این یافته خود قرار می دهد...
او نمونه بی حسی خرگوش و ماهی را بیان می کند ولی هنوز پزشکان ادعا دارند که این روش ممکن است بر روی حیوانات عملی باشد...

تا اینکه یانگوم اعلام می کند که این بی حسی را روی خودش نیز اثبات کرده است...

با این وجود با مخالفت شدید از جانب ملکه روبرو می شود و به او می گوید چطور می تواند برای درمان شاه از چاقو استفاده کند و از او می خواهد راه دیگری برای درمان پادشاه بیابد

وزیران که از این موضوع مطلع می شوند صراحتاً به پادشاه اعلام می کنند که یانگوم از اعتماد شما سوء استفاده کرده است و توطئه ای از جانب او در راه است و او را مقصر اصلی سلامتی شاه می دانند ...

ولی پادشاه اعلام می کند که یانگوم بیماری من را می شناسد اگر او بگوید زنده نمی مانم پس نمی مانم! و اگر او بگوید خواهم مرد پس می میرم!
یانگوم که پشت در ایستاده بود تقاضای وزیران از پادشاه را متوجه می شود

و حتی وزیران هشدار علنی را به او اعلام می کنند که در صورتیکه اتفاقی برای پادشاه بیافتد هیچگاه این موضوع را نمی بخشند چون طبق قوانین او مسئول سلامتی پادشاه است..

با این وجود یانگوم به پیش پادشاه می رود و با او همدردی و صحبت می کند :
"عالیجناب ، شما همیشه به مهارت های ضعیف پزشکی من اعتماد داشتید و همواره به من لطف داشتید با وجودیکه تقاضای من یک توهین است ولی می خواهم شما را نجات دهم یکبار دیگر به من اعتماد کنید.. و ..."

و پادشاه نیز پاسخ گرمی را به یانگوم می دهد:
"از آخرین باری که بیرون رفته ام بیش از یک ماه می گذرد هم اینک شکوفه ها در آمده اند دوست دارم با هم به جایی که با هم قدم می زدیم برویم ولی من نمی توانم تو هم نمی توانی ! ممکن است مهارت پزشکی تو خیلی عالی باشد ولی تو هم نمی توانی یک مرد مرده را نجات دهی ! چون پادشاه هستم دلیلش نیست که می توانم صفحه نوشته شده روزگار را برگردانم! این سرنوشت طولانی من و تو بود و ..."

پادشاه از یانگوم می پرسد : "همه کلمات تو در گوش من زمزمه می کند آیا بیمار خوبی نبودم؟!" و یک سکانس احساسی شکل می گیرد...

و در نهایت از شاه التماس می کند که اجازه دهد او را درمان کند..

پادشاه که می داند طبق قانون ، یانگوم مسئول سلامتی اوست و پس از مرگش وزیران دست از سر یانگوم بر نمی دارند با وجودیکه می داند یانگوم ممکن است بتواند او را درمان کند ولی بسیار نگران است... بطوریکه به کاردار خود می گوید یانگوم ممکن است بتواند مرا نجات دهد ولی مخالفان او مثل فوج های زنبور رشد می کنند و انبوهی از تقاضاهایی روانه می شود که حتی من قادر به خواندن آنها نیستم...
یانگوم مجدداً برای غذا دادن به پادشاه به پیش او می آید و یک سکانس احساسی شکل می گیرد که مجموعه ای از شات های بسته صورت یانگوم نمایش داده می شود (احتمالاً سانسور می شود)





پادشاه که عاشقانه یانگوم را دوست دارد نگران سرنوشت او پس از مرگ خودش است لذا ماموریتی ویژه را در مورد یانگوم به کاردار وفادار خود اعلام می کند...
کاردار به سوی یانگوم می رود و می گوید این دستور شاه است : هم اینک به دروازه شمالی قصر برو...

زمانیکه یانگوم به دروازه شمالی قصر می رود ناگهان او را می ربایند..

و با قایق از شهر خارج می کنند...

یانگوم هر چه از آنها علت را می برسد جواب نمی دهند و حتی به آنان می گوید که شاه به او نیاز دارد و آنها نباید به شاه خیانت کنند و ...

در این بین سکانسی از شاه نمایش داده می شود که حال او وخیم است و به کاردار می گوید فقط می ترسم یانگوم تمام تلاش خود را بکند و دوباره به اینجا بازگردد..

وزیران که تصور می کنند یانگوم فرار کرده است دستور دستگیری او را در هر نقطه از شهر صادر می کنند...
زمانیکه قایق یانگوم به مقصد می رسد وارد جزیره ای می شود که افسر مین را بعنوان کارگر مشغول کار می بیند! (سکانس احساسی)


به سوی هم می دوند و همدیگر را در آغوش می گیرند (سانسوری)
کاردار می آید و فرمان پادشاه را به افسر مین جو تقدیم می کند

که بدین شرح است :
"از جانب شاه به افسر سابق مین جانگ هو ، افسری که همه ملامت ها و تقصیرات مرا به خاطر اشتباه من به دوش کشید ، و این آخرین تقاضای من از اوست . با پزشک خانم یانگوم بزرگ به سرزمین چین برو در حالیکه از او تشکر می کنی که مرا به شخصی قوی تبدیل ساخت او که به خاطر تبعید عشقش از من متنفر نشد و به او بگو متاسفم که نمی توانم کسانیکه می خواهند به او صدمه بزنند را متوقف کنم پس به مینگ برو جائیکه کسی نمی تواند به تو صدمه بزند در آنجا پزشکی تمرین کن تا به انسانهای بیشتری کمک کنی"


یانگوم که فداکاری پادشاه را متوجه می شود نمی تواند خود را راضی کند که او را به حال خود رها کند لذا به افسر مین می گوید من نمی توانم با تو بیایم و سوار قایق مینگ نمی شود..

و به سوی قصر پادشاه بر می گردد...
در حوالی قصر متوجه می شود که مردم شهر در حال گریه و زاری و دعا هستند ...

مامور امنیتی قصر از پیشروی یانگوم جلوگیری می کند و به او اعلام می کند که دیگر خیلی دیر شده است و شاه از دنیا رفته است...

یانگوم متقاعد نمی شود و این بار افسر مین جو که آگهی دستگیری یانگوم را متوجه می شود به زور او را با خود از می برد...

<<< فیلم هشت سال پس از آن زمان را نشان می دهد یعنی March 1550>>>>
<<< ششمین سال سلطنت میونگ جانگ>>>
سکانس اول بچه یانگوم را نشان می دهد که پدرش (مین جو) را فرا می خواند...

مین جو که در گوشه ای از شهر به معلمی و کفاشی مشغول است...

و یانگوم مادری سخت گیر که در شهر بصورت مخفیانه مشغول طبابت است!

یانگوم که هنوز در چوسان است از اینکه بچه اش سرنوشتی شبیه او داشته باشد نگران است لذا او را به خاطر بازی با بچه های افسران و رفت و آمدهایش تنبیه می کند...

افسر مین جو با فرزندش صحبت می کند و با اشاره به سرگذشت سخت کودکی مادرش (احساس تقصر به خاطر مرگ مادر و پدرش) علت اینکه مادرش نمی خواهد او با بچه های دیگر ارتباط داشته باشد را بیان می کند...

در سایر سکانس ها سعی می شود بچه یانگوم را مشابه کودکی خود او زیرک ، خوش بیان ، زیبا و غیره جلوه دهد...

افسر مین که بالاخره به حرفه معلمی خود رسیده است

و یانگوم که هنوز سرسختانه به دنبال حرفه پزشکی و درمان دیگران است...
روزی که بچه یانگوم برای کمک در درمان یکی از بیماران مادرانش مشغول دویدن بود آشپز کنگ داگو را در راه می بیند که از او سراغ یک پزشک ماهر خانم را می گیرد ولی بچه یانگوم با توجه به سفارشات مادرش با زیرکی از ارائه اطلاعات خودداری می کند و این موضوع را سریعاً به پدرش اطلاع می دهد...

افسر مین به سرعت کول بار سفر را می بندد تا از اینجا فرار کنند ولی متوجه می شود

یانگوم که هنوز نتوانسته مردم شهر را به جهت جراحی یک بانوی باردار متقاعد کند خود درگیر است و مردم سعی دارند تا ماموران را برای دستگیری او فراخوانی کنند افسر مین بلافاصله قبل از رسیدن ماموران دولتی او را فراری می دهد...

و کنگ داگو موفق می شود برای لحظه ای یانگوم و مین جو را در حال فرار مشاهده کند..

ولی سرانجام او را نیافته و به خانه خود باز می گردد و ماجرا را با دوستان یانگوم در میان می گذارد اینکه او زنده است...

زمانیکه یونسنگ متوجه حضور یانگوم در شهر می شود بسیار هیجان زده می شود و می گوید با اینکه در این مقام هستم هنوز نمی تواند برایش کاری کنم...

یونسنگ به بانو مین و دوستانش می گوید چندی پیش در مورد یانگوم صحبت بوده است و واکنش چندانی علیه او نشان نداده اند.. او اعلام می کند که شاید این ماجرا را به ملکه بگویم...
ولی بانو مین می گوید اگر او وجود یانگوم در شهر را اعلام کند یانگوم دیگر در امان نخواهد بود ولی یونسنگ پافشاری می کند و بانو مین می گوید پس باید شرایط را قبل از اعلام این موضوع آزمایش کنیم...
یونسنگ در یکی از ملاقات ها با ملکه صحبت یانگوم را پیش می کشد.. (ضمن آنکه یونسنگ از محبت ملکه باخبر بود چون طبق قانون پس از مرگ شاه یونسنگ باید قصر را ترک می کرد ولی ملکه از انجام این کار خود داری می کند)

و از ملکه می خواهد تا رتبه و موقعیت یانگوم و مین جو را برگرداند... یونسنگ که کینه ای از سوی ملکه در مورد یانگوم مشاهده نمی کند اعلام می کند یانگوم هنوز در چوسان است!
ملکه که از این موضوع بسیار تعجب می کند دستور می دهد تا یانگوم و مین جو را به قصر بازگردانند...
در یکی از روز ها مین جو و یانگوم حین بازگشت متوجه به هم ریخته شدن خانه اشان می شوند

و سربازان بلافاصله آنان را محاصره می کنند ولی در نهایت متوجه می شوند این سربازان قصد بازگرداندن افسر مین جو و یانگوم به قصر را دارند...

لذا آنان را با احترام به قصر باز می گردانند..

و بچه یانگوم با پرسیدن سوالاتش در مورد بانوان آینده و غیره خاطرات کودکی یانگوم را دوباره زنده می کند...

و سکانس زیبای ملاقات دوستان با آهنگ زیبای مجموعه ، یاد آور خاطرات گذشته است

ملکه بصورت رسمی موقعیت و رتبه یانگوم و افسر مین جو را باز می گرداند و اشاره ای به نگرانی بی مورد خود در مورد موقعیتش در گذشته می کند (زمانیکه از یانگوم خواسته بود این - جانگ ، شاهزاده بیمار را بکشد! او خود به سرعت می میرد و ملکه موقعیتش را باز می یابد)

بقیه سکانس ها ، ملاقات های جالب یانگوم و مین جو با آشنایان است...



ملکه از یانگوم می خواهد تا در قصر بماند و در این کار اصرار می ورزد ولی یانگوم اعلام می کند که مردم بسیاری را در خارج قصر دیده است که نیاز به کمک دارند و دوست دارد بین مردم زندگی کند و حرفه پزشکی خود را ادامه دهد...

ملکه نیز با درخواست او به شرط برگشت مجدد در شرایط ضروروی موافقت می کند و به این مناسبت جشنی برای او ترتیب می دهد..

پس از ترک قصر ، افسر مین سبب سوال و جواب های زیبای همیشگی بین یانگوم و خود می شود:

افسر مین : "تو احساس پشیمانی می کنی؟"
یانگوم : "نه ، قصر به من فرصت داد فرصت آشپزی ، پزشکی و ملاقات با شما ولی باعث شد چیزهایی را از دست بدهم ، مادرم ، بانو هن و آرزوهایم را ، این ارمغان قصر برای من بود. به نظر می رسد قصر به تو خیلی چیزها می دهد ولی حقیقتاً چیزهایی با ارزش تر را می گیرد،به نظر می رسد به تو اجازه می دهد به آنچه می خواهی برسی ولی تو را از هر آنچه می خواهی باز می دارد. همه قصر را مکانی خیالی می پندارند غافل از اینکه واقعاً جای اندوهناکی است"
افسر مین : "پس ، مسیری که ما به می رویم غم انگیز و اندوهناک نیست؟!"
یانگوم : "خیر"
افسر مین : " پس به من یک قولی بده"
یانگوم : " چه قولی؟"
افسر مین : "هر کاری که می خواهی در طبابت انجام بده ولی جراحی نکن! این تنها راه آرامش است کشور ما هنوز این موضوع را نمی پذیرد"
یانگوم : "ولی این راهی برای نجات انسان هاست!"
افسر مین : "ولی سبب گریز ما از ماموران نمی شود، به من قول بده"
یانگوم : " نه ، هرگز"
افسر مین : " قول بده ..."
یانگوم : "هرگز نمی دهم"

در همین حین متوجه مفقود شدن سو - هووان (بچه یانگوم) می شوند و ناگهان سو - هووان فریاد می زند : مامان مامان کسی اینجا مریض است...

و یانگوم زن بارداری را در غار می بیند که در حال وخیمی است و امیدی به زنده ماندن او بدون جراحی وجود ندارد لذا از افسر مین جانگ هو خواهش می کند که اجازه دهد او را جراحی کند..

افسر مین جو ابتدا مخالفت می کند ولی در نهایت اجازه می دهد ...

یانگوم زن را جراحی می کند

و مادر و فرزند زنده می ماند بدین نحو او برای اولین بار جراحی را در چوسان پایه گذاری می کند
در آخرین سکانس زیبای این مجموعه این دیالوگ خطاب افسر مین به فرزندش است :
" به مادرت نگاه کن ، این خانم ... بعید به نظر می رسد با ابداعش (جراحی) به سادگی و آرامش قادر به زندگی باشد ولی او همواره با خود این سوال را مطرح می کند : اگر راهی برای نجات یک زندگی است ، چرا که نه؟"

و آرم پایانی سکانس هایی از گذشته مجموعه را به تصویر می کشد که برای من و شما که با این سریال زندگی کرده ایم بسیار خاطره انگیز است.

از همه دوستان که ما را تا بدین روز همراهی کردند سپاسگذارم ضمن آنکه یادآوری می کنم هنوز فعالیت های وبلاگ در آینده ادامه دارد...
با سلام..
با توجه به پخش قسمت های پایانی سریال جواهری در قصر و سوالات مکرر عده ای از دوستان بر آن شدم تا سعی کنم پاره ای از ابهامات برخی از دوستان عزیز که از ابتدای این سریال با ما همراه بودند را برطرف کنم...
• آیا جواهری در قصر 2 ساخته خواهد شد و یا در حال ساخت است؟
با توجه به شایعات پراکنده شده در مورد ساخت این سریال باید عرض کنم متاسفانه خیر...
در ابتدا با توجه به استقبال چشمگیر از این سریال در اقصی نقاط جهان این ایده به فکر خیلی از کارگردانان دنیا خطور کرد که شروع به ساخت سریالی با محتویاتی مشابه این سریال کنند.. ولی با تحقیقات گسترده دوستان هنرمند ، نتیجه بر آن شد که ساخت این سریال از چندین وجه بسیار مشکل است
کاراکتری که جانشین کاراکتر نقش اصلی یانگوم شود بطوریکه خدشه در سوابق ذهنی تماشاگران وارد نسازد - مضامین فیلم اساساً قادر به همراهی بیینده باشد و پیش زمینه حس قسمت قبلی را در فضای جدید همراه داشته باشد
و در نهایت کارشناسان تئاتر و سینما ، نه تنها قسمت دوم سریال جواهری در قصر را موفق پیش بینی نکردند بلکه سبب خدشه ای بر قسمت اولیه و سوابق ذهنی تماشاگران ارزیابی کرده اند... فعلاً که شرایط این طور است..
• آیا یانگوم به ایران می آید؟
با توجه به مذاکره اخیر با ایشان متاسفانه تا این لحظه خیر! و به شایعات توجه نکنید...
• آیا شما بر روی سریال امپراطور دریا فعالیت می کنید؟ چرا؟
اکیداً خیر - در جواب عده ای دیگر که مکرراً تقاضای عرضه و فعالیت بر روی سریال امپراطور دریا را از سوی من دارند عرض می کنم سریال امپراطور دریا اساساً یک سریال درجه دو و با هنرپیشگان درجه سوم هست که محتویاتی رزمی و خیالی دارد و سریال های این چنینی در کره و چین بسیار ساخته شده و وجود دارد و اگر دوستانی به این نوع سریال ها علاقمندند ، سعی کنند لااقل یک سریال رزمی درجه 1 را تماشا کنند.
• آیا سریالی در دنیا رقیب سریال جواهری در قصر ساخته شده است؟
سریالی با این محتویات و عمق خاص خود هنوز ساخته نشده است و لااقل بنده مشاهده نکرده ام ... ولی از سریال های اروپایی خوب می توان به Friends اشاره کرد..
اصولاً در بین دیگر سریال های کره ای بعد از یانگوم من تماشای جومانگ را توصیه می کنم که ارزش دیدن را دارد و در دنیا طرفدارانی کمتر از جواهری در قصر ندارد..

• دیگر فیلم های کره ای ، کدام را توصیه می کنید؟
سه فیلم کره ای توصیه شده از جانب من برای دوستانی که مزاج فیلمی جواهری در قصر دارند.. خانوادگی ، دراما ، تراژدی
(بین عشق و نفرت) Between.Love.and.Hate

Love So Divine

Cayenne the bow (ظاهراً تو مایه های فتوحی خودمان)

• اهداف بعدی پس از اتمام سریال چیست؟
پس از اتمام سریال ، هنوز وبلاگ فعالیت خود را دارد و قصد جهت دهی به وبلاگ را داریم..
پس با ما همراه باشید.
با تشکر
... و پادشاه از یانگوم می پرسد آیا تو به افسر مین جانگ هو علاقمندی؟! و یانگوم به او جواب مثبت می دهد...

یانگوم از اهدافش به پادشاه می گوید و به او شرح می دهد که هدف او برنامه ریزی شده بوده است و ...

پادشاه از او می خواهد فردا به محل ملاقات همیشگی در باغ قصر بیاید !
پادشاه که هم اکنون می دانست یانگوم به چه کسی علاقمند است ، همان شب از کارگزار خود می پرسد امروز چه افسری سر پست است و کارگزار اعلام می کند افسر مین
یانگوم به سرعت به پیش افسر مین می رود و به او می گوید که اعلام کرده ام به تو علاقمندم و آن زمان فکر نمی کردم چه اتفاقی ممکن است برایت بیافتد و می گوید من خیلی خودخواه بودم و... ولی مین جو به او می گوید کاملاً درست عمل کرده است.


پادشاه در همان زمان به سراغ افسر مین می رود ولی متوجه می شود او در حال ملاقات با یانگوم است و به سرعت بر می گردد ... و کارگزار به افسر مین جو اعلام می کند که پادشاه از شما می خواهد فردا صبح به حیاط قصر بیایید...

فردا صبح در حیاط قصر ، پادشاه با یانگوم قدم می زند و می گوید "از وقتی دستورات پزشکی ات را انجام داده ام اعصابم بهتر شده، ماجرای تو و مین جو را شنیده ام چطور با او آشنا شدی؟ " و یانگوم ماجرای درمان زخم مین جو را شرح می دهد شاه از یانگوم می خواهد تا آن چاقو و قلم حکاکی شده پدرش را که زمان معالجه مین جو جای گذاشته بود را به او نشان دهد ولی متوجه می شود این چاقو را یانگوم به مین جو هدیه داده است!

پادشاه از یانگوم می پرسد : " آیا ورزش تیر و کمان برای سلامتی من خوب است؟" و یانگوم تایید می کند پادشاه اعلام می کند که زمان جوانی هیچ رقیبی در این ورزش نداشتم!

و به کارگزار خود فرمان می دهد وسایل را برای این ورزش آماده سازی کند...

سپس می گوید : " شنیده ام مین جانگ هو در این ورزش مهارت دارد و رتبه 7 نظامی را کسب کرده است . پس چرا تنهایی تیر اندازی کنم بهتر است من و مین جانگ هو با هم رقابت کنیم!"
پادشاه به مین جو اعلام می کند ما در 5 تیر رقابت می کنیم و باید روی چیزی شرط بندی کنیم! و بلافاصله اعلام می کنم من روی کمانم شرط بندی می کنم ولی مین جو می گوید از این کمان فقط یک عدد در کشور وجود دارد من چیزی به این ارزش ندارم تا وسط بگذارم! شاه به او می گوید : " بهتر است از آن چاقو و قلم حکاکی شده یانگوم استفاده کنی!"


رقابت شروع می شود... پادشاه اولین تیر را به خال هدف می زند! و افسر مین نیز که هم اینک بر روی ارزشمند ترین دارایی خود شرط بسته است تیر را با دقت به خال می زند...

شاه دومین تیر را نیز به هدف می زند...

و مین جانگ هو نیز به خال هدف می زند..

پادشاه سومین تیر را نیز به هدف می زند...

و مین جانگ هو نیز به خال هدف می زند..

و در نهایت اعلام می شود که چهار تیر اول امتیاز مساوی داشته اند و تیر آخر سرنوشت رقابت را تعیین می کند...

پادشاه در حین پرتاب تیر نهایی ، یکباره تغییر فکر می دهد و از عمد کنار هدف را نشانه گیری می کند!!!!

و نوبت به پرتاب تیر توسط افسر مین جانگ هو فرا می رسد شاه به او با قدرت اعلام می کند ، من به یانگوم علاقمندم ، تو چطور؟ این باعث می شود مین جو تیر را به هدف بزند تا رقابت را برنده شود...

پادشاه به یکباره عصبانی می شود و یک تیر از میان برداشته و افسر مین را هدف قرار می دهد!

ولی از کشتن مین جو صرف نظر می کند و پرنده ای در هوا را شکار می کند!! و کمان را به سوی مین جانگ هو پرتاب می کند و به او می گوید : "تو برنده شدی"



از طرفی ملکه مادر ، ملکه را تحت فشار قرار می دهد که فرمان ازدواج شاه با یانگوم را صادر و اجرا نماید!
یانگوم به پیش یونسنگ می رود و یونسنگ با خوشحالی به یانگوم می گوید که او تمام ماجرای علاقمندی او و افسر مین را به شاه گفته است! تازه یانگوم متوجه می شود که شاه از کجا متوجه این ماجرا شده است...
بانو مین و دستیارش شروع به پرسیدن در مورد عشق یانگوم می کنند و این اولین باری است که یانگوم به سوالات آن دو به درستی پاسخ می گوید! مثلاً آنها می پرسند : دستهایش را گرفتی : "بله" ، "دستهایش چطور بود: "گرم" و غیره.. (احتمالاً سانسور می شود)

ملکه که از سوی ملکه مادر به شدت تحت فشار بود به سوی شاه می رود و از شاه می خواهد تا دستور نهایی را قبل از اینکه او مجبور به نوشتن کند اعلام کند و به او اخطار می دهد دیگر فرصت زیادی باقی نیست...

شاه آن شب با بوییدن سیب های یانگوم فکر می کند تا آنکه به شاه اعلام می کنند افسر مین قصد ملاقات شما را دارد...

مین جو به شاه می گوید که قبلاً یکبار با یانگوم فرار کرده است و علت برگشتن مجدد خود را هدف نهایی یانگوم اعلام کرد .. مین جو آن شب صراحتاً به شاه می گوید چرا به یانگوم علاقمند است و عاشقانه او را دوست دارد و هر چیز مرتبط به او برایش ارزشمند است...

و همچنین از شاه می خواهد تا اسم یانگوم را به عنوان اولین پزشک زن ثبت کند و اعلام می کند که حاضر است به خاطر این گستاخی هر مجازاتی را قبول کند...
یانگوم آن شب به دیدار مین جو می رود و به او می گوید علت ملاقاتش با شاه چه بوده و به او چه گفته است؟

آن شب بانو یونسنگ که فکر می کند یانگوم به خاطر او به دردسر افتاده به پیش شاه می رود و تمام گفته هایش را تکذیب می کند و خواستار مجازات خود می شود... ولی شاه با کمال تعجب از او می پرسد؟ "تو مرا دوست داری؟"

آن شب پادشاه در زیر باران قدم زنان به تمام گفته های مین جو ، یانگوم و .. فکر می کند..

فردای آن روز ملکه قصد ابلاغ فرمان را داشت که از سوی شاه خبر می رسد تا حکم پس گرفته شود...

آن روز شاه ملاقاتی با یانگوم ترتیب می دهد و در مورد عشق حقیقی و اولیه خود با او می گوید ... به او می گوید او اولین کسی بوده است که روح عشق قدیمی را برایش زنده کرده ... و صراحتاً به یانگوم اعلام می کند قصد ندارم تو را مجبور به انجام کاری کنم که به آن علاقمند نیستی ولی باید به عنوان پزشک در کنارم باشی .. چون من تنها با تو آرامش می گیرم ، انتخاب دیگری ندارم!

پادشاه آن روز با وجود مخالفت های شدید مشاوران و وزیران حکم "یانگوم بزرگ" را به او اعطا می کند و اعلام می کند که این سمت جدید است و تناقضی در قوانین قصر ایجاد نمی کند...و رده او را هم پایه هیئت وزیران اعلام و او را به عنوان پزشک شخصی خود منصوب می کند و اعلام می کند با این وجود او تنها وظیفه سلامتی من است و وظیفه دیگری ندارد... و از مین جو می خواهد تا حکم را نوشته و اجرا کند...

افسر مین جو حکم را می نویسد

و با فراخوانی همه در حیاط قصر آن را از سوی شاه بدین شرح اعلام می کند:
"من (پادشاه) حصول موفقیت یانگوم را در درمان بسیاری از بیماری های خانواده سلطنتی و مردم به رسمیت شناخته و به او عنوان "یانگوم بزرگ" را که معادل با سومین رده مقام و درجه اعضای هیئت وزیران است را اعطا می کنم و او را به عنوان پزشک شخصی خود منصوب می کنم "


مشاوران که به جهت افسر مین جو هنوز نگران هستند از شاه تقاضا می کنند به دلیل منافات رفتار مین جو و موافقت با شاه ، او را برای عبرت دیگران تبعید کند و شاه نیز می پذیرد!
یانگوم که متوجه این موضوع می شود و حتی از اینکه چاقوی حکاکی شده یانگوم را نیز جای گذاشته است نگران می شود... سراسیمه به دنبال مین جو می گردد و در راه تبعیدگاه او را می یابد...

مین جو به او می گوید برگرد و من را فراموش کن...!!!

چقدر سختی کشیدی تا به این نقطه برسی؟ هم اینک وظیفه است سخت تر شده و .. احساساتت را فراموش کن.. یانگوم از او می پرسد تو می توانی اینکار را بکنی؟ می گوید: "من هم اینک اینکار را کرده ام!" ولی یانگوم می گوید : "من نمی توانم"
و از مین جو می خواهد تا چاقو و قلم حکاکی شده را با خود ببرد... (یک سکانس احساسی زیبا)


پس از راهی شدن مین جو به تبعیدگاه از آن دوران یانگوم به عنوان پزشک شخصی شاه به او خدمت می کند و از شاه می خواهد تا مزرعه گیاهان دارویی را به او بدهد تا یانگوم در آن تحقیق کند...


او در این دوران به تحقیقات مختلفی پرداخته و بیماری های گوناگونی را تشخیص می دهد و در بحران های بیماری کشور پادشاه را به خوبی همراهی می کند..


سال ها می گذرد تا اینکه بالاخره سیستم گوارشی شاه در اثر پیری و ضعف دچار بیماری می شود...

در آن دوران یانگوم مشغول تحیقیق در مورد بی حسی بر روی حیوانات بود..

یانگوم در طول این سال ها هنوز خاطرات یک روزه سفر خود با مین جانگ هو را فراموش نکرده بود..

بالاخره به کمک همکار پزشک خود یانگوم موفق به یافتن روش بی حسی بر روی انسان می شود...

به یانگوم خبر می دهند حال پادشاه بسیار وخیم است .. یانگوم پس از معاینه با کمال تاسف اعلام می کند علایمی که در موردش نگران بوده در شاه ظاهر شده است ...

و اعلام می کند که شاه "انسداد روده" پیدا کرده است! و یانگوم به خوبی می داند که درمان این بیماری توسط دارو و طب سوزنی هرگز میسر نیست... ولی تمام تلاش خود را بکار می گیرد...

از طرفی دیگر مشاوران که یانگوم را مسئول سلامتی شاه می دانند از او به شدت انتظار دارند تا شاه را درمان کند...


یانگوم به پزشک شین می گوید : در این شرایط تنها یک راه باقی مانده است!!
او تصمیم م گیرد شرایط را با خود شاه در میان بگذارد.. او را ملاقات می کند و به او می گوید : حقیقتاً تنها یک راه برای درمان شما باقی مانده است... و آن برش قسمت مسدود شده روده است!

شاه می گوید چطور می خواهی آن را برش بزنی؟! یانگوم در جواب می گوید با یک چاقو!

پادشاه در حضور وزرا یانگوم را به عنوان بانوی پزشک انتخاب می کند که این کار باعث مخالفت وزرا می شود اما پادشاه اعلام می کند یانگوم از این به بعد پزشک شخصی من خواهد بود...

افسرمین و یانگوم که تصمیم خود را مبنی بر ترک قصر گرفته اند ، قصر را ترک می کنند...

وزرا و مقامات که از تصمیم شاه متعجب شده اند جلسه ای تشکیل می دهند...

ماموران امنیتی که در حال جستجوی یانگوم و افسرمین می باشند موفق می شوند که آنها را پیدا کنند...

یانگوم و افسرمین به قصر بازگردانده می شوند...

یانگوم که از موضوع فرمان پادشاه آگاه شده است ، نمی داند چه تصمیمی بگیرد...

یانگوم به دیدار ملکه می رود...

ملکه به یانگوم می گوید که از فرمانش بازنخواهد گشت و او باید بانوی همراه او باشد و به او کمک کند و پادشاه قادر نخواهد بود چنین کاری را انجام دهد اگر او دستور پادشاه را رد کند...

وزرا و مسئولین به دیدار پادشاه می روند و اعلام می کنند که مردم و مسئولین مخالف این کار هستند ، که پادشاه اعلام می کند که یانگوم فردی بوده است که ملکه مادر ، ملکه و من را درمان کرده است پس او شایسته این کار است...

و از یانگوم که به دیدن پادشاه رفته است ، می خواهد که پزشک شخصی اش باشد واین فرمان را قبول کند...

یانگوم فرمان پادشاه را قبول می کند...

ملکه مادر که با این کار مخالف است پیش پادشاه می رود و می گوید که این اتفاق نمی تواند بیفتد بر اساس قوانین چوسان و از پادشاه می خواهد که تصمیم خود را پس بگیرد...

پزشک شین استعفای خود را تقدیم وزیر می کند...

یانگوم در این حین وارد می شود و متوجه استعفای پزشک شین می شود و به دیدار او می رود و از او طلب بخشش می کند...

پزشک شین اعلام می کند یک پزشک که بیمار به او اعتماد ندارد یک پزشک نیست و مسئله این نیست که آیا او یک زن است یا یک مرد و این دلیل استعفای من است...

ملکه مادر که متوجه شده است که یونسنگ از پادشاه خواسته است مخفیانه با یانگوم دیدار داشته باشد او را به نزد خود فرا می خواند و از او می پرسد که آیا این موضوع حقیقت دارد...

یونسنگ اعلام می کند این درست است که ملکه مادر عصبانی می شود و می گوید که چرا این کار را کرده و انگیزه اش از این کار چه بوده است و آیا می خواهد با این کارها ملکه شود...

یونسنگ اعلام می کند که هرگز به این موضوعات فکر نکرده است...

که در این هنگام ملکه از ملکه مادر می خواهد که آرام باشد زیرا یونسنگ حامله است...

وضعیت جسمانی یونسنگ در راه بازگشت خراب می شود و چنگ به سراغ یانگوم می رود ویانگوم پیش یونسنگ می رود و اعلام می کند که این یک تولد نابهنگام است...

سرپرست پیشکار ها به نزد پادشاه می رود و موضوع زایمان یونسنگ را به پادشاه اطلاع می دهد که پادشاه می گوید این یک تولد نابهنگام است و جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید که به خاطر فشار خون بالا او و نوزادش در خطر هستند ، سرپرست پیشکارها به پادشاه می گوید که ملکه مادر فهمیدند که شما و یانگوم در مقر بانو سوک وون دیدار کرده اید به همین منظور یونسنگ را صدا کرده بودند که این دیدار باعث بد شدن حال بانو سوک وون شد...

نوزاد یونسنگ به دنیا می آید اما حال یونسنگ خراب می شود که با تلاش یانگوم حال او نیز خوب می شود...

یانگوم به افسرمین می گوید که قصد دارد پیشنهاد پادشاه را رد کند اما افسرمین با این کار او مخالفت می کند...

سرپرست پیشکارها دنیا آمدن نوزاد یونسنگ را به اطلاع پادشاه می رساند که پادشاه می گوید پس او یک پرنس به دنیا آورده است که سرپرست پیشکارها می گوید بله او یک پرنس به دنیا آورده است...

هم چنین پادشاه جویای حال یونسنگ می شود که سرپرست پیشکارها می گوید نفس او یک بار قطع شد اما با تلاش یانگوم این مشکل رفع شد...

یونسنگ به هوش می آید و یانگوم نوزاد او را به او می دهد که یونسنگ از او به خاطر این که جان او و فرزندش را نجات داده است از او تشکر می کند...

یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از پادشاه می خواهد که فرمانش را پس بگیرد واعلام می کند او نمی تواند پزشک شخصی او باشد...

در این حین سرپرست پیشکارها وارد می شود واعلام می کند که پرنس کیانگ وون در شرایط بحرانی هستند...

نوشته شده توسط : رحیم
با توجه به تلاش های مکرر از سوی عده ای سودجو جهت نفوذ و سرقت این وبلاگ می رساند..
این وبلاگ به مدیریت اینجانب امین تاسیس گردیده و تا آخرین لحظه به لطف زحمات جناب مدیریت اعظم بلاگفا در اختیار اینجانب می باشد و همکاری های لازم جهت جلوگیری از این موارد با ایشان به عمل آمده است . لذا اجر کلیه نویسندگانی که تا این لحظه با من همکاری کرده اند محفوظ خواهد بود و حذف نویسندگان موقتی و به جهت پارامترهای امنیتی می باشد.
به اطلاع کلیه علاقمندان به این وبلاگ می رسانم سایت رسمی جواهری در قصر با نام و آدرسwww.Daejanggeum.org در صورت بروز حملات مجدد آماده سرویس دهی به شما عزیزان می باشد.
لذا از کلیه نویسندگان وفادار قبلی پوزش می طلبم و از آنها می خواهم با ایمیل author@daejanggeum.org برای ادامه همکاری در مورد پروژه های جدید مکاتبه نمایند.
با تشکر (مدیریت وبلاگ رسمی جواهری در قصر)
ساعتی پیش در ساعت ۱۹:۱۵ دقیقه روز سوم مردادماه (امروز) گزارشی از سوی باشگاه خبرنگاران جوان در شبکه اول تهیه شده بود که البته نکته بسیار جالبی توجه ما را به خود جلب کرد ، گفته های حاشیه این وبلاگ را البته با کات کردن قسمتهایی در ابتدای آن گزارش اعلام کردند .. "بی محتوا و قدیمی است و حول آشپزی دور می زند و... "
همه دوستان می دانند که این نوشته را ما حدود ۶ ماه پیش در کنار این وبلاگ قرار دادیم و این نشان می دهد باشگاه خبرنگاران جوان نیز از بازدیدکنندگان این وبلاگ هستند !
از آن ها به خاطر تهیه این گزارش سپاسگذاریم...
چندی پیش روزنامه هم میهن یک ویژه نامه کامل در مورد این وبلاگی که مقابل شماست ارائه داده بود و بسیاری از مطالب این وبلاگ را انتخاب و چاپ کرده بود و حتی خیلی هم صدا کرد . خواستم از کلیه نویسندگان این وبلاگ که زحمت کشیدن و این مطالب زیبا را نوشتند بطوریکه توانستند حتی توی مجله ها هم حضور پیدا کنند تشکر و قدرانی کنم...
برای افرادی که هنوز این ویژه نامه را نخواندن پیشنهاد می کنم سری به این لینک بزنن
http://ham-mihan.org/Released/86-03-30/318.htm
خدا را شکر که لااقل یک رونامه پیدا شد و مطالب این وبلاگ را با ذکر منبع کپی کرد...
http://ham-mihan.org/Released/86-03-30/pdf/318.pdf
البته روزنامه هم میهن توقیف شد ! ![]()
... و ملکه مادر که از ناحیه معده و طحال دچار مشکل شده بود قادر به خوردن دارو و غذا نبود و در شرایط چندان مناسبی قرار نداشت جلسه پزشکی نیز برگزار شد و همه تقصیرات هنوز بر گردن استاد یانگوم بود!

ولی هر لحظه خبر بحرانی تر شدن حال ملکه مادر به گوش پزشکان می رسد و راهی برای درمان او یافت نمی شود.. و ملکه مادر نمی تواند هیچ دارویی را بخورد و استفراغ می کند طب سوزنی هم به دلیل ضعف شدید ملکه مادر پاسخگو نیست..

پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر دیگر هیچ فکری به نظرش نمی رسد و کاملاً نگران است..

یانگوم به آشپزخانه سلطنتی مراجعه می کند و از گیومیونگ تقاضای لیست مواد غذایی تجویز شده به ملکه مادر را می کند با وچودیکه گیومیونگ ابتدا به او با تنفر رفتار می کند ولی در نهایت لیست را در اختیار یانگوم قرار می دهد

همچنین نگاهی به لیست مواد غذایی که برای ملکه مادر در گذشته سرو می شده می اندازد و متوجه می شود که ملکه مادر به برخی از خوراک از جمله لوبیا سبز ، سیر و ماهی کپور و.. تمایل نداشته اند و هیچگاه از آن ها استفاده نمی کرده اند و این موضوع را به استادش اطلاع می دهد

و از آنجاییکه ملکه مادر به دلیل طعم غذا ها و ضعف قادر به استفاده از مواد غذایی نیستند یانگوم به استادش استفاده از غذاهای که بصورت قرص تهیه شده را پیشنهاد می کند و شروع به ساختن قرص می کند (البته با توجه به اینکه باید این کار را مخفیانه انجام می داد از لوازم یونسنگ استفاده می کند)...

و ملکه مادر برخلاف سایر غذاها می تواند قرص هایی که یانگوم ساخته بود را استفاده کند و البته بار دیگر نفرت مادام چویی را بیشتر کند...

یوئل لی که محل ساخت قرص های ملکه مادر را می یابد و متوجه می شود در قرص ها سیر بکار رفته به سرعت به پزشک سلطنتی اطلاع می دهد و ملکه برای سرکشی سریعاً به سوی آشپزخانه یونسنگ می رود و به یانگوم می گوید چطور جرات می کند از سیرهایی که ملکه مادر از آن متنفر است استفاده کند؟!

و ملکه سریعاً خواستار برکناری پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر می شود...

ملکه مادر پس از اطلاع از این موضوع که در قرص ها سیر بکار رفته بود چندان ناراحت نمی وشد و از یانگوم و پزشک شین می خواهد تا داخل بیایند یانگوم و پزشک شین که دیگر منتظر مراحل اداری اخراج خود بودند با شنیدن این خبر واقعاً تعجب می کنند

ملکه مادر از پزشک شین می پرسد اگر ذره ای سیر در غذایی باشد من متوجه می شوم پس چطور او قرص ها را تهیه کرده بود که متوجه سیر نشده است؟! پزشک شین اعلام می کند که یانگوم اینکار را کرده بود و یانگوم هم توضیح می دهد...

و ملکه مادر آن دو را بسیار تشویق می کند..

درمان ملکه مادر از شرایط بحرانی خارج می شود و طب سوزنی نیز انجام می شود...

رئیس کاردار به پیش پزشک شین و یانگوم می آید و به آنان اطلاع می دهد که شاه قصد دارد به دلیل کار خوب آنان به آنها پاداش و جایزه بدهد...

و ناگهان متوجه یانگوم می شود و به او می گوید تو یانگوم هستی که قبلاً.... و با او در مورد مسایل گذشته کمی صحبت می کند و به او می گوید در مورد مسایل کوچک روی من حساب کن! و یانگوم بلافاصله به او می گوید که تقاضایی از او دارد!

مادام چویی از اینکه نتوانست بار دیگر جلوی یانگوم را بگیرد بسیار ناراحت است و حتی نقشه های چویی و وزیر نیز دیگر موثر نیست و شرایط بحرانی تر می شود...

از طرف دیگر یوئل لی به پیش گیومیونگ می رود و به او می گوید که شنیده است که اگر او به شما کمک کند قدرت و امنیت بدست می آورد و ادعا می کند که می تواند یانگوم را به دردسر بیاندازد!

بانو مین یونسگ را بیرون می برد و در برابر نور ماه به او نحوه دریافت انرژی و آداب ملاقات به شاه را می آموزد ولی...

در این حین پادشاه سر زده به دیدن یونسنگ می آید (ظاهراً در اثر تقاضای یانگوم به رئیس کاردار) ولی یونسنگ در محل خود نبود!!! شاه مدتی منتظر می ماند و رئیس کاردار یکی را برای یافتن یونسنگ می فرستد یونسنگ به سرعت بر می گردد ولی ظاهراً شاه رفته بود و او باز هم نتوانسته بود شاه را ملاقات کند..

او شروع به گریه می کند ولی .....

ناگهان شاه دوباره باز می گردد و یونسگ را بیدار می کند!

یونسنگ آن شب تلاش می کند تا آداب مربوطه را انجام دهد ولی شاه متوجه می شود که یونسنگ خیلی ساده و پر اضطراب است و این اعمال او آموخته دیگران است!

ملکه ، یانگوم را فراخوانی می کند و از او به خاطر تشخیص صحیح بارداری خود تشکر می کند و متوجه می شود که او را قبلاً دیده است و یانگوم به او توضیح میدهد و ملکه برای بانو هن اظهار تاسف می کند..

ملکه به یانگوم می گوید در آینده می تواند در بعضی موارد به او کمک کند! و صحنه احساسی شکل می گیرد و یکی از آهنگ های زیبای سریال نیز نواخته می شود... و ملکه از یانگوم تقاضا می کند غذایی که در حین مسابقه طبخ کرده بود مجدداً برایش آماده کند...

یانگوم برای تهیه مواد غذایی مورد نیاز به آشپزخانه سلطنتی می رود که ناگهان بانوی اول (گیومیونگ) وارد می شود و از او می پرسد اینجا چکار می کند؟

فقط از این لینک استفاده کنید..
ارسال توسط آژانس نیز با هماهنگی مقدور است.
قسمت سی هفتم شروع ولوم سوم مجموعه است...
خیلی جالب می شد اگر تلویزیون به گونه ای پخش این برنامه را شروع می کرد تا این قسمت به مناسبت هفته مادر پخش می شد اینطور نیست؟!
... ملکه مادر به خاطر اخراج پزشک خانوادگی اش ، از درمان امتناع می ورزد شاه که از حرکت ناگهانی مادرش در این مورد تعجب می کند از بانوی اول می خواهد تا علت آن را جویا شود

رئیس درمانگاه از پزشک شین می پرسد چکاری انجام داده که ملکه مادر او را نادان خطاب کرده است؟! ولی او جوابی ندارد!

پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر برای بردن دارو پیش او می رود ولی با کمال تعجب مشاهده می کند که پزشکی که شاه او را اخراج کرده بود نزد ملکه مادر است و ملکه مادر به پزشک شین می گوید چطور به داروی تو اعتماد کنم در حالیکه در گذشته کسی به خاطر درمان نادرست تو مرده است؟!

و پزشک اخراج شده به ملکه مادر می گوید که به دلیل اشتباه این پزشک دربار ضربه شدیدی دیده است و به پیشنهاد وزیر جو بخشیده شده است و ...

به این ترتیب نه تنها پزشک شین بلکه وزیر چپ و افسر مین جو نیز مورد هدف قرار می گیرند...
خبر به افسر مین می رسد و افسر مین بیان می دارد که توطئه وزیر اوگیومو و خاندان چویی است زیرا نمی خواهند زمین هایشان را از دست بدهند

مادام چویی دلیل امتناع ملکه مادر را به شاه اطلاع می دهد..

.. در نهایت شاه که وضعیت مادرش را در خطر می بیند اعلام می کند تا پزشک شین را بر کنار کنند و اگر سودی حاصل نشد حتی هیات چینی بر کنار کنند و اگر نشد زمین ها را پس می دهد و اگر باز هم نشد..

پزشک شین باوجودیکه خبر عزل خود را می شنود به پیش ملکه مادر می رود و از او خواهش می کند تا به سلامتی خود اهمیت بدهد ولی ملکه مادر این خطاب را توهین تلقی می کند...

در این موقع ناگهان یانگوم از ملکه مادر خواهش می کند تا شرط بندی با شاه را کنار بگذارد زیرا در این شرط بندی جان خیلی ها به خطر می افتد و به او می گوید این شرط بندی روی زندگی خودتان است و نه آزمایش شاه و ...

یانگوم به ملکه مادر پیشنهاد می دهد به جای اینکه روزی زندگی اش شرط بندی می کند با او شرط بندی کند! و می گوید اگر با من شرط بندی کنید فقط زندگی من در خطر است در حالیکه اگر با شاه شرط بندی کنید زندگی خود ، معلم من و پادشاه و مردم چوسان در خطر است!

ملکه مادر می گوید شرط بندی تو چیست؟ یانگوم می گوید : اگر من برنده شود شما معالجات معلم مرا می پذیرید و اگر باختم زندگی من برای شما! ملکه مادر از یانگوم می پرسد آیا زندگی تو چنان بی ارزش است؟ یانگوم می گوید : زندگی من با ارزش است ولی زندگی معلمم با ارزش تر است

ملکه می گوید چطور شروع کنیم؟ یانگوم معمایی مطرح می کند : "او کیست که تست کننده غذای پادشاه از دوران بسیار قدیم بوده ، تست کنندگان غذا در چین همگی از او اساس گرفته اند او خدمتکار است و کارهایی به آن پستی انجام می دهد ، معلم تمام خانواده است افسانه ای گفته زمانیکه او زنده است تمام کوه ها پوشیده است و زمانیکه بمیرد تمام دنیا را آب می گیرید! " و سپس به ملکه مادر می گوید شما به خاطر سلامتی خود تنها یک روز مهلت پاسخ دارید
پزشک مسئول این خبر را به گوش سایرین (مین جو ، یانگ داک ، داگو ) می رساند و بیان می کند که اگر یانگوم موفق شود وزیر اوه به دامی که خود درست کرده می افتد ولی اگر موفق نشود بی شک 3 انسان خوب را از دست داده ایم!

آن شب همه افراد قصر و شهر به جواب معمای یانگوم فکر می کرند... از جمله داگو و همسرش!

و حتی بانو چویی برای شکست یانگوم از همه خواسته بود تا در کتابها و از هر طریقی جواب را پیدا کنند!
و قطعاً پادشاه نیز به پاسخ معما می اندیشید...

همه با مشاهده یانگوم از او پاسخ را می پرسیدند!
مادام چویی به پیش ملکه می رود و به او می گوید ما جواب را یافتیم نگران نباشید!
زمان شرط بندی به پایان می رسد و افراد مرتبط جهت شنیدن پاسخ ملکه در اتاق وی گردهم می آیند..
در همین حین ملکه مادر علام می کند "معالجات پزشکی را می پذیرم" و حیرت دیگران را برمی انگیزد!


پس از آنکه پزشکان معالجات ملکه مادر را انجام می دهند...

شاه و ملکه به ملاقات ملکه می روند ، شاه یانگوم را سرزنش می کند که چطور در چنین وضعیتی ملکه مادر را به زحمت انداخته و از او خواسته در مورد معما بیاندیشد ولی ملکه مادر می گوید آنچنان در زحمت هم نیافتادم زیرا بانو چویی جواب را به من گفت! شاه می پرسد این پاسخ چیست؟ ملکه مادر می گوید جواب معما من هستم! و سپس یانگوم شروع به توضیح می کند..

ملکه می گوید او دختری زیرک است زیرا من از ابتدا بازنده بودم اگر پاسخ را نمی دانستم که بازنده بودم و اگر پاسخ را می دانستم می فهمیدم که کارها را برای پسرم سخت کرده ام... هم اینک نه می توانم او را تنبیه کنم نه به او جایزه دهم

یونسگ برای پرسید ماجرا به سوی یانگوم می آید و شاه در حین راه او را می بیند و از او سوال می کند از بانوی کجاست ؟!

در این حین شین بی ناگهان یانگوم را صدا می کند و اعلام می کند که حال ملکه مادر وخیم است..

شاه بسرعت نزد ملکه مادر می آید و از پزشکان می پرسد چرا او داروها را استفراغ می کند پزشک بیان می کند که بدلیل تاخیر درمان طحال و معده او بسیار ضعیف شده است..

پادشاه از پزشک اول دربار درخواست می کند تا درمان ملکه مادر را در اولویت امور قرار دهد و پزشکان جلسه اضطراری تشکیل می دهند ، در بین جلسه خبر می رسد که حال ملکه مادر اصلاً خوشایند نیست و حتی غذاهای عادی را نیز استفراغ می کند...

دوستان برای خرید مجموعه کامل این سریال ارزشمند می توانید از این لینک استفاده کنید.
با درود و سپاس
..و پزشکی که نبض ملکه را گرفته بود سعی می کند تا با توضیحات خود بفهماند که یانگوم و شین بی خیلی زود قضاوت کرده اند و حتی از آنان می خواهد تا دیگر اشتباه نکنند و همه ابهامات را با او در میان بگذراند!

ولی یانگوم هنوز مشکوک است!

پزشک مسئول سلامتی ملکه ، پزشک بانو را برای درمان با طب سوزنی آموزش و امتحان می کند و سپس برای درمان به سوی ملکه مادر می فرستد

ولی زمانی که پزشک بانو مشغول طب سوزنی بود حال ملکه ناگهان به هم می خورد...

پزشکان جلسه اضطراری تشکیل داده و بر تشخیص بیماری مشکوک می شوند...

پادشاه متوجه اشتباه تشخیص شده و به وزیران و پزشکان هشدار می دهد و دستورات لازمه به بانوی منشی ها ابلاغ می گردد
داگو نیز با پرس و جو از حوالی قصر متوجه می شود که حال ملکه چندان خوب نیست و یانگوم باید سرش حسابی شلوغ باشد..

یانگوم که از همان ابتدا به تشخیص اشتباه بیماری ملکه مشکوک بود شروع به تحقیق در کتابخانه می کند..

رئیس درمانگاه قصر نیز دوباره به پزشک مسئول شدیداً اخطار می دهد...

شین بی جریان مشکوک بودن یانگوم نسبت به تشخیص نبض را به پزشک مسئول سلامتی ملکه می گوید...

پزشک مسئول جلسه ای ترتیب می دهد و در بین جلسه با وجود مخالفت های سایرین از یانگوم می خواهد تا شرایط ملکه را دوباره توضیح دهد...

یانگوم علائمی چون قرمزی لثه و نبض سن را اعلام می کند و به پزشکان می گوید ظاهراً او هنوز بچه مرده دیگری در شکم دارد (بچه او دو قلو بوده) و پزشکان بهت زده از او می پرسند چطور او نبض پیچیده سن را تشخیص داده!

لذا رئیس درمانگاه با توجه به علائم اعلام شده تصمیم می گیرد مجدداً هر دو بانو را برای معاینه ملکه بفرستد...
یانگوم و بانوی پزشک علائم نبض ملکه را اعلام می کنند

ولی پزشک مسئول با وجود مخالفت پزشکان دیگر به گفته یانگوم اعتقاد بیشتری دارد و اعلام می کند تشخیص بانو یئول به نتیجه نرسید و مسئولیت درمان و تشخیص یانگوم را می پذیرد...
پزشک از یئول می خواهد که برای طب سوزنی ملکه آماده شود ولی یئول اعلام می کند که چون نبضی که یانگوم اعلام می کند احساس نکرده اعتمادی برای انجام ندارد و در نهایت پزشک مسئول از یانگوم می خواهد تا ملکه را طب سوزنی کند...

و یانگوم با موفقیت او را طب سوزنی می کند...

و درمان را ادامه می دهد...

و یونسنگ نیز برای اینکه مشکلی برای یانگوم پیش نیاید برای سلامتی ملکه دعا می کند...

همه پزشکان نگرانند که آیا این درمان و تشخیص صحیح بوده یا خیر! دو روز می گذرد و هیچ بهبودی در ملکه حاصل نمی شود
داگو به افسر مین خبر می دهد که یانگوم خود را در جریان بیماری ملکه وارد کرده است ، افسر مین حسابی نگران می شود...

خبر عدم بهبودی ملکه به گوش شاه می رسد شاه تصمیم می گیرد ملکه را سریعاً ملاقات کند... ولی ملکه در همین موقع مشغول خونریزی بود!

همه وحشت می کنند ولی سرانجام بچه مرده دیگری خارج می شود.. و یانگوم خیالش راحت می شود..

شاه از این واقعه (خروج بچه) واقف شده و به پزشکان می گوید کارشان را بدرستی انجام داده اند...

یئول نیز از پزشکان تقاضای انزال درجه می کند ولی پزشک مسئول از انجام اینکار جلوگیری می کند و پس از خروج پزشکان او به یانگوم چهره دوم خود را نشان می دهد و به او می گوید چرا مرا از روی عمد نابود کردی؟!

یانگوم که در بدو اخراج از قصر بود دوباره در قصر ماندگار شد و پزشکی که بانو چویی به او دستور بیرون راندن یانگوم را داده بود از مادام چویی فرصت دیگری می خواهد...

یانگ داک نیز در این فرصت درمانگاه و داروخانه خود را در چوسان برقرار کرده بود و یانگوم به ملاقات او می آید...

افسر مین و وزیر نیز تصمیم می گیرند برای تجهیز سلاح به شاه پیشنهاد کاهش زمین های صاحب منصبان را ارائه کنند که البته با موافقت شاه روبرو می شود.

وزیر اوگیومو که دارای بیشترین تعداد زمین های تقدیمی بوده با این وضعیت سخت عصبانی می شود و جلسه ای با صاحب منصبان ترتیب می دهد که البته بانو چویی اعلام می کند که ترتیب کارها را می دهد!

در همین وضعیت خبر می رسد که ملکه مادر درمان را متوقف کرده است.. شاه به ملاقات ملکه مادر می رود و ملکه مادر به او می گوید : "از کی تاحالا نگران من شدی برگرد و هرگز نمی خواهم تو را ببینم ، چطور توانستی پزشک خانواگی مرا مرخص کنی و به جایش پزشک دیگری بیاوری"!

و مادام چویی از این حیله خشنود می شود و...

... گیومیونگ و یانگوم بار دیگر همدیگر را در جلسه ترتیب داده شده در مورد بیماری ملکه می بینند و یانگوم می فهمد هم اینک گیومیونگ بانوی اول و مادام چویی بانوی منشی های قصر است.

از شین بی و یانگوم خواسته می شود تا به بانوان پزشک مسئول برای جلوگیری از سقط جنین ملکه کمک کنند.

در حین کمک یانگوم به بانوان پزشک ، بانوی منشی ها (مادام چویی) وارد می شود و ناگهان یانگوم را مشاهده می کند! چویی به او می گوید : "تو اینجا چکار می کنی" ولی یانگوم می گوید ملکه خونریزی کرده است!

تا اینکه بانوی پزشک به پزشک مسئول اطلاع می دهد که ملکه سقط جنین داشته است.
یانگوم که عصبانیت مادام چویی را متوجه شده بود در فکر فرو می رود و کینه درونی اش دوباره بیدار می شود...

یانگوم وارد آشپزخانه می شود او خاطرات خود و مادام هن را به یاد می آورد

تا اینکه گیومیونگ وارد آشپزخانه می شود و از او می پرسد تو یانگومی و یانگوم پاسخ می دهد : متاسفانه بلی! و به او می گوید با وجودیکه ممکن است دیر شده باشد ولی تبریک می گویم که بانوی اول شدی! و ...

در حین خروج نیز مادام چویی را می بیند مادام چویی به او می گوید تو فکر کردی اینجا در امان خواهی ماند! چرا برگشتی؟
سپس یانگرو او را می بیند و بسیار تعجب می کند...

گیومیونگ و مادام چویی به آشپزخانه رفته و مادام چویی به گیومیونگ جملات جالبی را می گوید :
"به میونگی سم دادم ولی او دخترش را فرستاد ، او را به عنوان خدمتکار بیرون راندم ولی او دوباره برگشته ، ما با این مصیبت چه کنیم؟!" و گیومیونگ در پاسخ می گوید : "از همان ابتدا نباید کاری می کردیم"

یانگوم برای جویا شدن از وضعیت دوستانش در قصر از یکی از بانوان دربار سوال می پرسد که بانو مین را می شناسد یا نه ؟ و او می گوید که بانو مین بانوی ملازم است و یانگوم از این نزول موقعیت بانو مین ناراحت می شود ...

او در قصر در جستجوی دوستانش می گردد...

و متوجه می شود که بانو مین در آب انبار قصر کار می کند!

یانگوم به سوی آب انبار سلطنتی می رود و ناگهان بانو مین یانگوم را می بیند و یکی دیگر از سکانس های احساسی مجموعه شکل می گیرد...

یانگوم از وضع یونسنگ و قصر می پرسد ... و بانو مین به او توضیح می دهد که ابتدا بانوی چویی ، بانوی منشی ها را با حیله متهم و اخراج کرد و خود جای او را گرفته و یونسگ هم اینک بانوی فراموش شده شاه است و این هم به خاطر نفوذ بانو چویی است...
بانو مین ، یانگوم را برای ملاقات یونسگ می برد و به او می گوید از وقتی که یانگوم اینجا را ترک کرده او متوسل به دعا شده و برای سلامتی او شبانه روز دعا می کند

و با ملاقات یونسک و یانگوم سکانس احساسی دیگری شکل می گیرد...

یونسنگ برای مهمانش (یانگوم) تقاضای غذایی ساده می کند ولی حتی آشپزخانه به او توهین می کنند و یانگوم از این موضوع بسیار ناراحت می شود.
... سپس گیومیونگ با یانگوم شروع به درد و دل می کند...
...وزیر اوگیومو هم متوجه می شود که مین جو سعی دارد تا افراد خود را وارد سیستم امنیت ملی کند با این موضوع مخالفت می کند ولی در نهایت با اجازه رسمی شاه مین جو موفق به ورود اشخاص می شود..

...افسر مین به یانگوم هشدار می دهد که باید او را امشب ملاقات کند چون ممکن است بزودی هدف بانو چویی یا وزیر اوگیومو قرار گیرد...
مادام چویی پزشک مسئول سلامتی شاه را برای ملاقات برادرش فراخوانی می کند...

.. به وزیر اوگیومو خبر می رسد که وزیر محلی و مین جو آن ها را برای ملاقات دعوت کرده اند... در مهمانی وزیر محلی از وزیر اوگیومو می خواهد تا به افزایش قدرت محلی او کمک کند ولی وزیر اوگیومو می پرسد اگر مخالفت کند چه؟! مین جو به او توضیح می دهد که غذایی که هم اینک خورده اردک گوگردی بوده و هم اینک آنها هنوز سالم هستند و از بسیاری از توطئه های آنها مطلع هستند و قصد دارند تا نهایت با آنها بجنگند...

همچنین مین جو برادر بانو چویی را در بیرون ملاقات می کند و او را تهدید می کند که اگر بانو سو یانگوم را به هر نحو متهم کند شروع جنگ را عملاً اعلام کرده است...

برادر چویی پس از بیان گفته مین جو به گیومیونگ می گوید حالا فهمیدی که چرا باید جان بی ارزش مین جو را می گرفتیم... مدتی بعد گیومیونگ تصادفاً مین جو را ملاقات می کند و به آگاهی های لازم را می دهد...
یانگوم در جلب رضایت بانوان به نظر موفق می رسد ...

در این شرایط گیومیونگ وارد شده و با لحن دستوری به او می گوید : "پاهای مرا نیز ماساژ بده!"
یانگوم در حین ماساژ به گیومیونگ می گوید با توجه به پایانه های رگهای پای شما دردی در قلبتان احساس می کنم!

مادام چویی ، پزشک مسئول را ملاقات می کند و از او می خواهد به نفعی یانگوم را از قصر دفع کند... پزشک نیز به بانو چویی اطمینان کامل می دهد..

و لذا آموزش دستیاران را بر عهده "جو" قرار می دهد... همه بانوان پزشک عقیده دارند که با آموزشات غلط "جو" یانگوم و شین بی قطعاً به زودی از قصر اخراج می شوند..

... در همان ابتدا یانگوم و شین بی به خاطر استفاده از روش "سنگ -وو" و طب سوزنی اشتباه (به دستور "جو") به بانوی پرستار مورد اتهام قرار می گیرند و پزشک مسئول به هردوی آنها اعلام می کند تا آماده باشند تا به اداره محلی اعزام شوند...

یانگوم در همین حین متوجه بی هوشی ملکه می شود...
لذا به کتابخانه می رود و شروع به مطالعه کتب پزشکی می کند و به شین بی می گوید آیا او نیز متوجه تناقض نبض ملکه با گفته های بانوی پزشک شده است؟

در همین حین بانوی پزشکی که نبض ملکه را معاینه کرده بود حرف های آندو را می شنود و به سوی آنان می آید و می گوید چطور شما می گویید اشتباه کرده ام؟!

به نام خدا
چیزی که بیابان را زیبا میکند چاه آبی است که درگوشه ای از آن پنهان است.
شازده کوچولو-آنتوان دوسنت اگزوپری
تابه حال 33 قسمت از مجموعه تلویزیونی «جواهری درقصر» ازتلوزیون ایران پخش شده است و حالا دیگر کاملا جایگاه خود را به عنوان یکی از پر بیننده ترین سریالهای تلوزیون به دست آورده است و به نظر میرسد که رفته رفته تبدیل به یکی از سریالهایی می شود که سالهای سال در ذهن و خاطرات مردم باقی خواهد ماند.در مورد دلایل موفقیت این مجموعه در جذب مخاطب، تا کنون مطالب زیادی در نشریات و وبلاگهای مختلف نوشته شده است.عده ای سعی کرده اند با سطح پائین خواندن این مجموعه ،تنها دلیل استقبال مردم ازآن را سلیقه نازل مردم معرفی کنند.اما در مقابل عده ای دیگر با دفاع از سریال،عوامل دیگری را برای موفقیت آن ذکر می کنند.
به نظر می رسد عقیده گروه اول تا حد زیادی با بی انصافی آمیخته شده است وبیشتر ازجانب کسانی مطرح میشود که دوست دارند ژست روشنفکری بگیرند و به همین خاطر همیشه با نظرات و علائق عامه مردم مخالفت می کنند.آیا به نظرشما ممکن است یک سریال ضعیف که هیچ چیزجالبی برای عرضه ندارد-البته طبق نظر این گروه از منتقدین- تا این حد در سراسر دنیا طرفدار پیدا کند که حتی لوکیشنهای فیلمبرداری آن هم تبدیل به یکی از جاذبه های توریستی کشور کره بشود؟ و تا آنجا پیش برود که بنا به نظر نویسنده مقاله ای که در روزنامه همشهری به چاپ رسید امروزه مردم دنیا کشور کره جنوبی را با LG ، SAMSUNG ویانگوم بشناسند!؟
مسلما چنین چیزی امکان ندارد.به عقیده من دلایل کاملا واضح و آشکاری برای جذابیت این سریال وجود دارد. سعی میکنم در ادامه به صورت خلاصه و گذرا به تعدادی از این عوامل اشاره کنم:
1- داستان جذاب و پرکشش اولین عامل مورد نیاز برای هر سریال تلوزیونی است.داستان باید بتواند با فراز و فرودهایش ، بیننده را برای هفته های متوالی به خود جذب کند. داستان یک سریال باید همواره موضوعاتی برای غافلگیر کردن بیننده در چنته داشته باشد ، در غیر این صورت به زودی مخاطبین خود را از دست میدهد.
حالا چشمان خود را ببندید وبه 33 قسمت پخش شده سریال فکر کنید و سعی کنید تمام اتفاقات و ماجراهایی را که برای یانگوم پیش آمده است بشمارید:
کشته شدن پدر و مادر، ورود به قصر، تبعید به ادویه خانه سلطنتی، از دست دادن حس چشائی ، متهم شدن به قرار دادن طلسم در آشپزخانه ، مسابقه برای تعیین بانوی اول که یانگوم مجبور شد به جای بانو هن با بانو چوئی رقابت کند ، متهم شدن به خیانت علیه پادشاه، تبعید به جزیره جیجو ، درمان فرمانده دزدان دریائی ژاپنی و ... و ... و ...
فکر میکنم حالا شما هم به این نتیجه می رسید که داستان جذاب و پر سوژه اولین عامل موفقیت این سریال است.
2- ریتم مناسب دومین عامل اساسی در موفقیت یک مجموعه داستانی است. بدین معنا که یک سریال باید خوب شروع شود، خوب ادامه پیدا کند و خوب به پایان برسد.
سریال جواهری در قصر تا بحال این خصیصه را به خوبی رعایت کرده است.سریال شروع بسیار خوبی داشت و معتقدم دو قسمت اول سریال از بهترین وتاثیرگذارترین قسمتهاست و بسیاری از مخاطبین در همان قسمت اول جذب مجموعه شدند.این موردی است که متاسفانه در بسیاری از سریالهای ساخت وطن رعایت نمی شود و قسمتهای اولیه با ریتمی بسیار کند و خسته کننده تنها صرف معرفی شخصیتها و ورود آدمها به ماجرا می شود و در نتیجه بیننده با بی میلی منتظر قسمتهای بعد می ماند تا شاید قضیه جالبتر شود ویا اینکه قید دیدن قسمتهای بعد را میزند.اما در این سریال کره ای ، بیننده از همان قسمت اول به داخل ماجراهای اصلی کشانده می شود وازمقدمه چینی های زائد و بی فایده پرهیز می شود.
در ادامه نیز می بینیم که داستان بدون اضافه گوئی و حاشیه روی های بیمورد پیش می رود و بر خلاف اکثر سریالهای ایرانی خبری از صحنه های کشدار، دیالوگهای طولانی و خسته کننده و حاشیه هایی که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی کنند ، نیست. به همین خاطراست که در طول حدود یک ساعتی که هر قسمت پخش میشود، بیننده هیچگاه احساس نمیکند که از صحنه هایی که میبیند خسته شده است... و این یعنی ریتم مناسب سریال.
3- استفاده ازجاذبه های بصری فراوان یکی دیگر از ویژگیهای بارز این سریال است. برای ما که در قرن بیست ویکم ودر جوامع شهری زندگی میکنیم و به هر سو مینگریم به جز آهن وسیمان نمی بینیم ، تماشا کردن این همه رنگهای شاد ، مناظر طبیعی زیبا و فوق العاده و لوکیشنهایی که بسیار با سلیقه انتخاب شده اند به خودی خود آرامش بخش وجذاب است.
در گذشته نیزمجموعه های دیگری را شاهد بوده ایم که از این عوامل استفاده کرده بودند و کارهای موفق و پرتماشاگری نیز به حساب میامدند .به عنوان مثال می توان از قصه های جزیره و رویای سبز(آن شرلی) نام برد. بهتر است سریال سازان ما هم بیشتر به این مورد توجه کنند.
4- و اما می رسیم به شخصیت اصلی سریال یعنی یانگوم. جواهری که بدون شک نقش بسیار مهمی در جذب تماشاگر والبته فراتر از آن جذب طرفداران پر و پا قرص داشته است و بسیاری از بینندگان را می بایست در زمره دلبستگان متعصب یانگوم قرار داد. به طوری که برای آنها یانگوم تنها به یک شخصیت تلوزیونی محدود نمی شود بلکه حضور پررنگ تری در زندگی آنها دارد. اما به راستی چرا؟
واقعیت این است که برای بسیاری از ما یانگوم آینه تمام نمائی است از شخصیتی که دوست داریم باشیم ویا شخصی که آرزو داریم در کنارمان حضور داشته باشد. او دختری است با استعداد ، با پشتکار، خودساخته ، مستقل ، خوش قلب ، مهربان ، متین ، مودب ، زیبا ، دلنشین و ...
لذا طبیعی است که فطرت کمال گرا و زیبائی دوست انسان ، جذب چنین خصوصیات مثبتی شود و یانگوم بتواند به قلبهای بینندگان در سراسر دنیا راه پیدا کند.
در این بین مهم آن است که در این سریال ، یانگوم علی رغم تمام ویژگیهای مثبتی که دارد ، هرگز به صورت یک انسان فرازمینی و استثنائی به تصویر کشیده نشده است . زیرا اگر آنگونه بود به شدت باور ناپذیر میشد وبرقراری ارتباط عاطفی میان او و بینندگان غیر ممکن می گشت.
در سریال می بینیم که یانگوم هم دچار اشتباه می شود ، او هم گاهی دچار غرور و خودبزرگ بینی می شود و حتی گاهی استعدادش برایش حکم «سم» را پیدا میکند. به یاد بیاورید زمانی را که بانو هن برای تنبیه یانگوم اورا از قصر اخراج کرد وبرای پرستاری از دایه در شرف مرگ فرستاد.
آری این چنین است که از ترکیب آن خصوصیات عالی با این اشتباهات و نقاط ضعفی که به هر حال انسان از آنها مبرا نیست ، شخصیتی بسیار دوست داشتنی ودر عین حال کاملا قابل باور به وجود میاید به نام یانگوم که محبوب دلهای میلیونها بیننده تلوزیونی در دنیا میشود.
به تمام اینها اضافه کنید بازی درخشان و به یادماندنی خانم « لی یانگ آئه » را که با چهره معصوم وتوانائی فوق العاده اش در بروز پاک ترین عواطف انسانی ، یانگوم را اینچنین به یادماندنی ساخت به طوری که امروز این گونه به نظر می رسد که شاید در سراسر دنیا هیچ بازیگر دیگری نمی توانست به اندازه او برای نقش یانگوم مناسب باشد.
5- آیا شما هم با من موافقید که تماشای این سریال بسیار آموزنده است و می توان نتایج خوبی از آن گرفت؟
سریال جواهری در قصر بسیاری از مواردی را که ما در زندگی روزمره با آنها مواجه می شویم به تصویر می کشد وبه ما فرصتی میدهد که به آنها فکر کنیم :
برخورد بین انسانهای خوب و بد و رقابت همیشگی که بین آنها وجود دارد ، پیروزی ، شکست ، امید، ناامیدی ، مواجه شدن با آزمونهای مختلف ، راههای پیشرفت ، خطر پذیری و ....
بی جهت نیست که در خبرها خواندیم که یک مدرسه به فکر استفاده عملی از این سریال برای آموزش روشهای زندگی به دانش آموزان افتاده است.
از آنجا که پرداختن به جنبه های مختلف آموزنده بودن این سریال ، خود بحثی طولانی می طلبد،فعلا به همین مختصر بسنده می کنیم تا اگر در آینده مجالی بود مفصلا به این مقوله بپردازیم.
آنچه در بالا مطالعه کردید از نظر من 5 مورد از مهمترین عوامل موفقیت و پر مخاطب بودن سریال جواهری در قصر بودند. مطمئنا دلایل دیگری نیز می توان بر شمرد که فعلا از آنها میگذریم.
مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما عزیزان هستم.
سوته دل – دوشنبه 28/3/86
... و استاد از شاگردان امتحان گیاهان دارویی گرفته و اعلام می کند کسی که در گذشته 2 نمره منفی داشته ، اینک امکان دارد مردود شده و اخراج شود..

.. استاد از یانگوم می خواهد تا تفاوت بین گیاهان دارویی و سمی را معین کند.. ولی یانگوم اعلام می کند که تفکیک گیاهان دارویی از سمی امکان پذیر نیست و داروی سمی در جای خود اوقات کارایی موثری دارد و ...
و بدین ترتیب یانگوم از خطر مردودی رهایی می یابد...

یانگوم به پیش استاد می رود و به او می گوید که به اشتباهش پی برده ولی استاد می گوید نمی خواهد وانمود کنی که خیلی فهمیدی ذات انسان به این سادگی تغییر نمی کند!

تعلیمات پزشکی ادامه می یابد...

و امتحانات پزشکی متفاوتی برگزار می شود....

و شرایط بحرانی پزشکی رخ می دهد...
تا اینکه بالاخره روزی یانگ داک (استاد سابق یانگوم) از جزیره به دیدنش می آید...

... در حین ملاقات استاد به پیش یانگوم می آید و به او اعلام می کند او و شین بی 3 نمره منفی دارند! و این نمره منفی را استاد دیگری به آن ها داده است!

استاد لی به سر کلاس می آید و اعلام می کند که فردا روز اعلام نمرات است .. او به یانگوم و شین بی می گوید شما دو تا قبلاً نمراتتان را می دانید اینطور نیست؟!

استاد پزشکی از استاد لی می خواهد تا علت منفی یانگوم را بداند.. استاد اعلام می کند که تصمیم نمره با خودش است و تهدید می کند اگر او گزارشی به دربار بکند قبل از رسیدن پیام او به دربار ، خودش از قصر اخراج می شود!

یانگوم که در این هنگام پشت در ایستاده بود این موضوع را می فهمد و بسیار ناراحت می شود... استاد به یانگوم می گوید که متاسفانه نتوانسته کاری برایش بکند و هر استاد اختیارات خود را دارد!

یانگوم که امیدی به قبولی ندارد ناراحت برای دیدن افسر مین جانگ هو می رود ولی متوجه می شود که افسر مین جو برای ماموریت رفته است...

استاد شین ماجرا را به استاد دیگر اطلاع می دهد ...

استاد ناراحت می شود و به فکر فرو می رود...

استاد آن شب بسیار فکر می کند و سرانجام نمره ها را روی برگه مربوطه می نویسد!

... فردا صبح فرا می رسد ، روزی که قرار بود نمره های پایانی اعلام و کارآموزان اخراج و یا گزینش شوند! یانگوم و شین بی تقریباً هیچ امیدی به قبولی ندارند...
استاد پزشکی مجموع نمره ها را اعلام می کند: شین بی تو سه نمره منفی داری و اخراج می شوی ... یانگوم تو سه نمره منفی داری و اخراج می شوی و... جو دونگ سه نمره منفی و ... و به همین ترتیب کلیه افراد کلاس را مردود اعلام می کند!

استاد لی که ناظر اعلام نمرات بود اعتراض می کند ولی استاد به او پاسخ می گوید که شما گفتی که من مسئول نمره دادن در درس پزشکی هستم!

یانگوم و شین بی که متوجه حربه جالب استاد می شوند بر خلاف سایرین بسیار خوشحال می شوند (عاقبت خود شیرین بازی سر کلاس استاد)

.. خبر رد شدن همه شاگردان به استاد دو می رسد و او اعلام می کند چطور می خواهند با این همه هزینه تعلیم شاگردان این موضوع را به قصر اعلام کند و در نهایت اعلام می کند که شاگردان را گرد هم آورد خودش از آنان آزمون به عمل می آورد!

آزمون تشخیص بیماری برگزار می شود...

و سپس آزمون تشخیص گیاهان دارویی و ادبیات برگزار می شود...

استاد دو به استاد شین و لی می گوید چطور آنها این دختران باهوش را مردود کرده اند و خصوصاً یانگوم را یکی از برترین شاگرد کلاس با ادبیات بالا اعلام می کند...
استاد (پزشک اسبق شاه ) اعلام می کند که دو منفی را به خاطر غرورش به یانگوم دادم تا به او درس آموزی کنم... و علت منفی بقیه افراد عدم حضور در کلاس بوده ... ولی استاد لی نتوانست توضیح خاصی ارائه کند..
استاد دو به او گفت چطور توانسته از پزشکانی که مسئول حفظ جان هستند به عنوان فاحشه استفاده کند!
خبر اختلاف نظر دو پزشک در سوء استفاده از پزشکان زن به عنوان فاحشه به گوش شاه می رسد و شاه دستور منع سوء استفاده از پزشکان زن را صادر نموده و دستور می دهد استاد لی را به جرم سوء استفاده از پزشکان اخراج کنند..

و سر انجام با اعلام مردودی و قبولی شاگردان مدارک فارق التحصیلی دوره به آنها اعطا شده و حوزه فعالیت آنان تعیین می گردد

... و با کمال تعجب یانگوم به عنوان پزشک زن دربار گزینش می شود و به او مجوز ورود به داروخانه قصر اعطا می گردد !! و شین بی هم به داروخانه دربار فرستاده می شود!


پس از این یک سکانس احساسی جالبی بین استاد و یانگوم وجود دارد که پیشنهاد می کنم حین نگاه کردن از دست ندهید!
یانگوم مجوز ورود خود را به افسر مین جو نشان می دهد و افسر مین خیلی خیلی خوشحال می شود..

و پس از این سکانس زیبایی از سوال و جواب های ضد و نقیض بین یانگوم و افسر مین شکل می گیرد... همچنین سکانس مباحثه و مخالفت های بین یانگ داک و زن داگو نیز درس آموز و دیدنی است...

به مناسبت قبولی یانگوم جشنی کوچک بر پا می شود و یانگ داک به یانگوم می گوید که دیگر قصد ندارد به جیجو باز گردد...

اولین روز کاری یانگوم پس از ورود به قصر ، با مشاهده بانوان دربار آغاز می شود و پس از ورود به داروخانه به شین بی و یانگوم اعلام می شود که آن ها تازه وارد تعلیمات اصلی شدند و اگر سه نمره منفی بگیرند به مطب های منطقه ای منتقل می شوند و علاوه بر این وظایفشان گوشزد می شود.

آنها متوجه می شوند اولین فاز کاری آنها بی شباهت به مستخدمین دربار نیست و باید از فرامین غیر معقول بانوان دربار پیروی کنند! یانگوم در برابر نارضایتی شین بی می گوید که او قبلاً بانوی دربار بوده ! و با این وجود یانگوم سعی می کند تا رضایت بانوان آینده دربار را جلب کند...

... ملکه بیمار می شود و بدین منظور جلسه ای با پزشکان و بانوی دربار ترتیب داده می شود... از یانگوم و شین بی هم برای تماشا و یادگیری خواسته می شود تا در سر جلسه حضور داشته باشند... اما بانوی دربار (گیومیونگ) در بدو ورود متوجه حضور یانگوم می شود!!!!!!!

و یانگوم هم او را می بیند...

... و اولین استاد به کلاس می آید و به همه کارآموزان می گوید آنچه آموخته اند آشغال بوده و دور بریزند! و اعلام می کند در این دوره 50 امتحان از شما گرفته می شود و نمرات ضعیف و خوب و عالی داده می شود و اگر هرکس 3 نمره ضعیف داشته باشد اخراج است..

همچنین اعلام می کند که شخصی به نام یانگوم از قبل یک نمره منفی دارد! وقتی یانگوم علت را می پرسد به او می گوید با وجودیکه یک پزشک نبوده چرا اقدام به درمان پسر وزیر سابق کرده است؟! استاد به او می گوید مطمئن است او در امتحانات نیز مردود می شود!

سپس شروع به تدریس نمودار نجومی و بیان ارتباط بیماری و طبیعت می کند...

یانگوم از این که هنوز دوره آغاز نشده یک نمره منفی دارد بسیار ناراحت و نگران است...

استاد مجدداً به کلاس می آید (پزشک اسبق) از بدو ورود به کلاس شروع به پرسیدن سوال از کارآموزان می کند و کارآموزان بسیار مضطرب می شوند ولی برخلاف انتظار یانگوم ، از او هیچ سوالی نمی پرسد و یانگوم که تمامی پاسخ ها را می دانست ناراحت می شود...



یانگوم برای توجیح و عذرخواهی به پیش استاد خود می رود ولی استاد به او می گوید که شاخصه های اصلی پزشکی را در او نمی بیند!

به دلیل سختی دروس همکلاسی ها تصمیم می گیرند تا دروس را گروهی مطالعه کنند تا بهتر آن ها را درک کنند ولی هیچ یک از گروه ها حاضر به پذیرش یانگوم در بین خود نمی شوند زیرا عقیده دارند که استاد از او نفرت دارد و برای گروه آنها دردسر ساز می شود ...

تنها یکی از کارآموزان حاضر می شود با یانگوم درس بخواند...

استاد شاگردان را به عمق طبیعت می برد و به آنان روش گام برداشتن و تنفس صحیح را آموزش می دهد...

استاد حتی به نحوه غذا خوردن آنها نیز نظارت می کند!

استاد بعدی سر کلاس می آید و مهارت ، ادبیات کلاسیک و معارف می آموزد

یانگوم به سوال استاد جدید چنان به کمال پاسخ می گوید که استاد از او می خواهد بیرون بیاید و هر چه گفته به سایر کارآموزان یادآوری کند و خود کلاس را ترک می کند!


در حالیکه اغلب گروه ها به شیوه های تقلب می اندیشند یانگوم چشمان خود را بسته و شروع به حفظ کردن مطالب درسی می کند! شین پی نیز از یانگوم می خواهد تا از هم سوال بپرسند..

در حین دوره آموزش گیاهان دارویی ، استاد از یانگوم و شین پی می خواهد از هم سوال و جواب کنند که یانگوم به خوبی از عهده این کار بر می آیند و همه به او حسادت می کنند!

یانگوم از عهده اغلب دوره های به خوبی بر می آید ...

افسر مین هم به دنبال همه دوستان خود می رود که هر کدام به علتی قصر و محل خدمت خود را ترک کرده بودند و از آنها می خواهد تا به او در ماموریت ویژه کمک کنند و به سختی نظر آنها را جلب می کند...

داگو و همسرش که از زمانیکه چویی بازار را به دست گرفته بود قادر به عرضه و فروش محصولات خود نبودند بار دیگر از چویی خواهش می کنند تا محصولات آن ها را خریداری کند ولی چویی دستور می دهد آنها را بیرون بیاندازند...

آنها در راه بازگشت افسر مین را ملاقات می کنند که به آنها خبر خوبی در مورد گفته شاه در مورد مشروباتشان می دهد بطوریکه چویی مجدداً به داگو رجوع می کند و مشروبات آنها را می خرد!

نتایج امتحانات دوره دوم اعلام می گردد با وجودیکه استاد به یانگوم در امتحان تشخیص گیاهان دارویی نمره کامل داده بود ولی در امتحان دوم او را مردود می کند...

یانگوم که از نتیجه شوکه می شود به پیش استاد می رود و از او می پرسد باید چه کار انجام دهد تا او را مردود نکند ... استاد به او می گوید بهتر است پزشکی را همین حالا ترک کند و دیگر امتحانات بعدی را ندهد! یانگوم به استاد التماس می کند که او را به عوض درس دادن تنبیه کند ولی استاد به او می گوید که او واقعاً در امتحان دوم شکست خورده است!

یانگوم به فکر زمان کودکی خود می افتد که چنین حادثه ای یکبار دیگر برایش اتفاق افتاده بود لذا سعی می کند با تنبیه خود و انجام کارهای سایرین نظر استاد را برگرداند...

ولی استاد به او می گوید خود را به زحمت نیاندازد و وقت خود را با این کارها تلف نکند!

استاد دیگر یانگوم را فراخوانی می کند و از او می پرسد چطور پزشک اسبق به چنین بانوی هوشمندی نمره منفی داده است او به یانگوم می گوید نگران نمرات منفی استاد (پزشک اسبق) نباشد چون می تواند تمام آنها را خنثی کند ولی او فردا بهتر است همراه با دیگر پزشکان بانو در ضیافت وزیر مالی شرکت کند و در آنجا برقصند و ترتیب عیش او را فراهم کنند... یانگوم بهانه می آورد که فردا کلاس عملی برگزار می شود و همه باید سر کلاس باشند ولی استاد اعلام می کند شرکت در کلاس عملی را نادیده بگیرد...
فردا اغلب شاگردان به ضیافت وزیر مالی می روند و کلاس عملی را نادیده می گیرند

البته به جز یانگوم و شین پی! استاد با وجود 2 شاگرد تدریس عملی خود را ادامه می دهد...

استاد از شین پی می خواهد تا بیماری فردی را تا 10 روز تشخیص دهد و سپس بعنوان امتحان بعدی برای او دارو بسازد و یانگوم نیز در پرستاری به او کمک کند...

پس از بازگشت کارآموزان از ضیافت ، استاد به همه آن ها می گوید که آنها هیچکدام حق شرکت در کلاس و امتحان او را ندارند!
استاد لی ، پزشک اسبق را فراخوانی و از او توضیح می خواهد پزشک اسبق می گوید که او نمی تواند از پزشکان آینده به عنوان رقاص استفاده کند... استاد نیز سوابق گذشته پزشک اسبق را خاطر نشان و او را تحقیر و تهدید می کند و او را مجبور به پذیرش بانوان در کلاسش می کند...

شین پی برای پی بردن به بیماری همه علائم را یادداشت می کرد... یانگوم از روی علائم یادداشت شده توسط شین پی بیماری را تشخیص می دهد و به شین پی می گوید استاد حق داشت من خود بزرگ بین هستم و تاکنون به علائم بیماران توجه نمی کردم و حتی آنها را یادداشت نمی کردم!
استاد سرکلاس می آید و اعلام می کند بار دیگر آزمون تمایز گیاهان برگزار می شود و رو به یانگوم می کند و می گوید پس از این آزمون کسی که از قبل دو نمره منفی داشته اخراج می شود و خودش می داند منظورم به چه کسی است؟!
