در ضمن E_mail من در قمست E_mail نویسندگان (کنار وبلاگ ) هست مطلبی بود برام پست کنید

دوستان خوبم سلام
من لی یانگ ائه هستم و قبل از هر چیز بسیار متاسفم که پاسخ محبت های گرمتون رو کمی دیر میدهم.بعد از پخش یانگوم بزرگ این دومین نامه ای است که من در اینترنت برای شما می نویسم
در این اثنا ، کسي سوالي داشت که آیا من اين صفحه را مشاهده کرده ام یا نه؟!
سال گذشته به رسم ادب ،من مکرراً به اينجا آمده ام و توانستم انرژي زيادي از سخنان گرم شما بگيرم .
از صميم قلبم سپاسگزارم.شما که همیشه با گرمی قلبتون مرا همراهی کردید و مرا سرشار از شور نمودید ...
و در قبال این همه لطف من نیز می تونم لبخندی بزنم ...
برای دیگر بار از شما بسيار متشکرم و از تمام وجودم سر تعظيم فرود می آورم . ....
اميدوارم در هر کاری هستید آنرا به خوبی انجام دهید و سلامت باشيد که سلامتي بهترين هدیه زندگی است و همیشه بخندید و با خیالی راحت زندگی کنید و امیدوارم که همه ی شما از نیروی مثبت اندیشی کمک بگیرید.
من بسيار متاسفم که نمي توانم با دوستانی که از راه دور به اینجا آمده اند ملاقاتی داشته باشم و ساعاتی را با آن عزیزان بگذرانم...به هر حال ما به سختی می توانیم دوستان را ملا قات کنیم ولی امیدوارم که درآنجا بدون ما به دوستان خوش بگذرد.
در زندگی با گامهاي آهسته پیوسته برويد..
گامهایی برای صلح و دوستی...
در آخر براي شما دعا مي کنم که لبانتان لبريز از لبخندتان همیشه در قلب من باشد.))
اولين روز از ژوئن 2006
گرد آوری:عباس یزدانی


تبریک*** ایران *** برد
۲ایران ۱ ازبکستان
این هم یه نقشه از کره که اگه رفتید گم نشید

**** سایز اصلی ****
موسیقی زمینه کار که {اونا}نام داردیکی از موسیقی های سنتی و قدیمی کره ای هست و جالب انکه در کره جنوبی همیشه بحث بوده کخ شعر ان از کجا امده ولی هنوز قطعی در این باره وجود ندارد برای همین اهنگ سازمجموعه در اقدامی که برای دوباره بازنواری ان انجام داد شعر را دوباره سرود و در هر حال شعر اصلی که در این موسیقی پخش میشود سروده ی خود {سی هیون ایم}اهنگ ساز ان است البته در فیلیپین هنگام نمایش کار تیتراز جداگانه ای برایش ساخته شد که اهنگش {تک ستاره رویاهای من}شخصی به نام {فیت کونتا}اجرا کرد
در مورد شناسنامه پادشاه
تاریخ تولد:27 زانویه 1970
محل تولد:کره جنوبی
نام مستعار:لیم خندان
قد:174 سانتی متر
شهرت: بازیگر
افتخار: برنده چندین جایزه ی بازیگری
زبان: کره ای
تحصیلات: فوق لیسانس بازیگری از دانشگاه ملی کره
۱- این دختر 36 ساله! دو بار تا مرز ازدواج پیش رفته اما هر بار اعلام نموده " پشیمان شدم"!
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
اسم : Choi Ja Hye
حرفه: بازيگري
تاريخ تولد: 26 ژوئيه سال 1981
قد : 168 سانتي متر
وزن : 49 كيلوگرم
تحصيلات : موسسه هنري سئول
سريال هاي تلويزيوني :
1-Angel (SBS, 2007)
2-Sunok (KBS)
3-Spring Waltz (KBS, 2006)
4-Be Strong Geum Soon (MBC, 2005)
5-Dae Jang Geum (MBC, 2003)
6-The Woman Living Across the Street (MBC, 2003)
امیدوارم که خوشتون بیاد.اون عکس کوچیک پایین از کوچیکی های یانگومه.



باید یه کم انگلیسی بلد باشی من براتون معنی کلمه رو نوشتم باید به این صورت خوانده شود مثلا کلمه Anio (آنیو) معنی نه می دهد بهتر است بگوییم مثل yahoo در chat
네.(예.)
[Ne.(ye.)]
Yes. بله
아니오.
[Anio.]
No. نه
여보세요.
[Yeoboseyo.]
Hello (when picking up the phone). سلام در هنگام بر داشت tel
안녕하세요.
[Annyeong-haseyo.]
Hello. سلام
안녕히 계세요.
[Annyong-hi gyeseyo.]
Good bye (when you, the guest, are leaving). خداحافظ
안녕히 가세요.
[Annyeong-hi gaseyo.]
Good bye (when you, the host, are bidding your guests good bye). خداحافظ
어서 오세요.
[Eoseo oseyo.]
Welcome. خوش آمدید
고맙습니다.(감사합니다.)
[Gomapseumnida. (Gamsahamnida.)]
Thank you. متشکرم
미안합니다.(죄송합니다.)
[Mianhamnida. (Joesong-hamnida.)]
Sorry. ببخشید
괜찮습니다.(괜찮아요.)
[Gwaenchansseumnida.]
It's all right. بسيار خوب، صحيح است
실례합니다.
[Sillyehamnida.]
Excuse me. پوزش مى خواهم
فقط از این لینک استفاده کنید..
ارسال توسط آژانس نیز با هماهنگی مقدور است.

در ضمن من می خوام به شما آموزش زبان کره ای رو بدم خیلی آسان هست بدم؟


با تشکر فراوان از آقای احد پارسا که این عکس ها رو برای ما فرستادن
کوتاه از کتاب منتشر شده ی یانگوم
لی یانگ آئی در سال 2006 تجار خود و خاطراتش از سفر خود به اتیوپی در سال 1997 و در سال 1999 به صحرای تار در هندوستان به عنوان سفیر یک« ان جی او » در کتابی تحت عنوان « ویژه ترین عشق » چاپ کرده و تمام در آمد حاصل از آن را صرف امور خیریه کرد.از سال 2004 که سفیر یونیسف شد بارها به ساخت مدرسه و بیمارستان کمک کرده است. او در کتاب خود از شرح حال زندگی و چگونه هنرپیشه شدنش مطلب نوشته است.
منبع: روزنامه جوان
در یکی از قسمت های فیلم شین بین کشف ................... ووو عکس ببین

**** سایز اصلی ****
نظر یادت نره
افسر مین این دفعه حرکت رزمی بلد نیست.ببینین چه مشتی نوش جان کرده.

عنوان انگلیسی فیلم : Sympathy for Lady Vengeancث

یه کم زیاده ولی ... ![]()
![]()
![]()
ساخت کشور : کره جنوبی
محصول : 2005
کارگردان : Park Chan-Wook
نویسنده : Park Chan-Wook, Jeong Seo-Gyeong
بازیگران: Lee Young-Ae, Choi Min-Sik, Kim Si-Hu
تهیه از شرکت : Moho Film
پخش از شرکت : CJ Entertainment
زبان اصلی فیلم : کره ای
مدت زمان نمایش : 112 دقیقه
سیستم صدا : Dolby Digital
نوع فیلم : 35 میلی متری / رنگی
ژانر : Drama, Crime, Thriller
رده بندی سنی : 18 سال
خلاصه داستان :
دختر نوجوان 19 ساله ای به نام Geum-Ja به قتل پسر بچه ای 5 ساله اعتراف می کند و اصرار دارد که هر چه زودتر پلیس تحقیقات را تعطیل کرده و او را محاکمه کنند. چون کمیسر پلیس معتقد بود که او دروغ می گوید و دارد برروی کار شخص دیگری سر پوش میگذارد.به هر حال اکنون او بعد از 13 سال و 6 ماه از زندان آزاد شده و در این مدت به " خوش قلب " معروف شده بود.اما حالا او خیلی عوض شده.دیگر آن دختر معصوم و معتقد سابق نیست. به همه چیز پشت پا زده و تمام این مدت در زندان با خیال نقشه قتل مردی که باعث زندانی شدن اوشده بود زندگی کرده . این مرد به او خیانت بزرگی کرده. به کمک او همان پسر بچه 5 ساله را می دزدند اما قرار بود که بعد از گرفتن پول از خانواده اش او را آزاد کنند. اما آن مرد ( که معلم مدارس هم هست ) پسربچه را می کشد و دختر Geum-Ja را نیز می دزدد و تهدید می کندکه اگر Geum-Ja تقصیر قتل را به گردن نگیرد دخترش را خواهد کشت. Geum-Ja که الان از زندان آزاد شده به سراغ خانواده همان پسر بچه می رود و تقاضای بخشش می کند و حتی برای نشان دادن پشیمانیش یکی از انگشتانش را هم در حضور آنها قطع میکند سپس نزد تعدادی از دوستانش که در زندان به آنها کمک کرده بود می رود. حالا که بخشش خانواده پسر بچه را دارد، به دنبال دخترش می گرددو می تواند رد او را در استرالیا پیدا کند. در این مدت می تواند ردی هم از همان مرد پیدا کند. به دیداردخترش می رود و او را برای مدتی با خود به کره (شهر سئول) می آورد. او که تمام مدت حبسش را در اندیشه کشتن ان مرد بوده بالاخره او راپیدا می کند. اما متوجه می شود که ان مرد روانی است و بعد از قتل آن پسر 5 ساله - 4کودک دیگر را نیز به قتل رسانده. این موضوع را به اطلاع همان کمیسر پلیس مامور پرونده خودش می رساند. Geum-Ja با این کینه 13 ساله شدیدا مصمم است که این مرد را به فجیع ترین شکل به قتل برساند. اما بعد از یک سری ماجراکه بالاخره او را به چنگ می آورد نمی تواند خودش را راضی کند تا او را بکشد. تمام منزل و محل کار آن مرد را زیر و رو می کنند و بالاخره 5 نوار ویدیویی به دست می اورند که این مرد از طریقه کشتن تک تک بچه ها تهیه کرده بود . گویی که از این کار لذت می برده.Geum-Ja خانواده کودکان رامطلع می کند و این 5 خانواده به اتفاق Geum-Ja و کمیسر پلیس در یک مدرسه قدیمی گرد هم می آیند. Geum-Ja به آنها حقیقت را می گوید و حضور قاتل کودکانشان را در اتاق دیگری از همین ساختمان به اطلاعشان می رساند. او دو راه جلوی پای خانواده ها می گذارد:
1- قاتل را تحویل قانون دهند تا به اعمالش رسیدگی شود.
2- خودشان قانون طبیعی (انتقام) را در همان جا اجرا کنند .
که خانواده ها .......
سخن آخر:
این فیلم اخرین اثر از مجموعه سه گانه انتقام آقای Park Chan-Wook می باشد که به زیبایی و اثر قبلی است و کاملا خودنمایی می کند. بطوری که هیچ کدام از این سه اثر را نمی توان تقلیدی از اثر قبلی به حساب آورد هر چند که موضوعات تقریبا یکسان هستند اما در این اثر سوم با خشونتی متفاوت از آنچه که در OldBoyمشاهده شد روبرو هستیم اما جنبه های کمیک اثر اول ( Sympathy For Mr. Vengeance ) را در خود ندارد. در این اثر با تناقض های زیادی روبرو هستیم.از جمله شخصیت اول داستان که در زندان به پاکی و بیگناهی شهرت دارد ( و حتی در یک صحنه چهره او را "نورانی و فرشته گونه" می بینیم ) قادر است چندین نفر را در زندان به قتل برساند (که همین کار او نیز متناقض جلوه می کند چرا که آن افراد را به این دلیل می کشد که باعث آزار و اذیت باقی زندانیان بودند.) تماشای این فیلم را به دوستداران آثار Park Chan-Wook قویا توصیه می کنم.


زهره شكوفنده در گفت و گو با خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اعلام این خبر اظهار كرد: در پشت صحنههای «جواهری در قصر» كه در دو قسمت دوبله شده است علاوه بر اتفاقات پشت صحنه، بازیگران با لباسهای اصلی خود در مراسمی جلوی دوربین ظاهر میشوند.
وی دربارهی علت تعویض دوبلور شخصیت «گیوم یونگ» پس از چند قسمت گفت: خانم فریبا شاهینمقدم به جای این نقش صحبت میكردند ولی به علت شكستگی پای ایشان و نیاز آن به چند بار جراحی، علیرغم میل شخصی برای صحبت در چنین كار شلوغ و مشكلی و برای جلوگیری از احتمال استفاده از چند دوبلور برای «گیو یونگ» مجبور شدم خودم به جای این نقش صحبت كنم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در «جواهری در قصر» ۳۰ دوبلور صداپیشگی میكنند كه از میان آنان به مریم نوری درخشان در نقش بانو هن، اعظم السادات دلبری (با نو مین)، شراره حضرتی (بانو چوی)، رزیتا یاراحمدی (یون سنگ)، آزیا یاراحمدی (چنگ)، الیزا اورامی (بانوی (بانوی منشیهای دربار)، شهاب عسگری (دون بك)، امیر عطرچی (عالیجناب)، مینا شجاع (بانو یونگ)، میثم نیكنام (یونگ یون)، ناصر احمدی (داگو)، زویا خلیل آذر (همسر داگو) و اسفندیار مهرتاش (پزشك دربار) میتوان اشاره كرد.
این سریال محصول كشور كره جنوبی است كه جمعهها ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه از شبكهی دو سیما پخش میشود.
![]() |
jewel_in_the_palace_in_Persian.mp3 | ||
![]() |
jewel_in_the_palace_in_Persian_ring_tone.mp3 | ||
![]() |
oh_na_ra_i_by_Bonyanalam.mid |
بابا هنرمندان ایرانی ترکوندن! آهنگ این سریال به فارسی. از دست ندید!
가다라 가다라 아주 가나 ترجمه: اگر تقاضا کنم برود ، آیا او واقعاً میرود؟
나나니 다려도 못 노나니 ترجمه: حتی اگر تا ابد منتظر بمانم ، ما نمیتوانیم با هم باشیم.
아니리 아니리 아니 노네 ترجمه: نه . نه . «بودن» معنی نمیدهد.
오지도 못하나 다려가마 ترجمه: حال که نمیتوانی اینجا بیایی ، در عوض مرا به پیش خود ببر.
از همه دوستانی که نظر میدن ممنونم
...لطفا به بانو هن توهین نکنین
.....چشم از چویی هم عکس میزارم.....![]()

بند کفشتيم بانو هن.....

نقدی بر شخصیت یونسنگ در جواهری در قصر
او شخصیتی بسیار مهربان و دلسوز دارد همیشه و همه جا دوست و یار یانگوم است،حتی در شرایط سخت.بله این شخصیت یونسنگ نام دارد.همان دوست کودکی یانگوم که با هم به قصر می آیند،با هم آشپزی می کنند و با هم با مشکلات مبارزه می کنند.او شخصیتی جالب دارد با آن که استعداد های یانگوم را ندارد ولی همیشه پا به پای او جلو می رود. یانگوم را در شرایط سخت آشپزی یاری می نماید و خیلی وابسته به بانو یونگ است و در هنگام مرگ وی خیلی گریه می کند و بیشتر از سایرین ناراحت و غمگین است. البته این آخرین غم او نیست در هنگام تبعید یانگوم او وقتی در حیاط قصر قدم می زد پادشاه متوجه او می شود و او را به عنوان بانوی مخصوص دربار انتخاب می نماید ولی به دلایلی نمی تواند با پادشاه حرف بزند و از توجه پادشاه می افتد،و هر روز برای برگشت یانگوم شمع روشن می کند و دعایش می کند تا دوباره وی را ببیند و در آخر هم می تواند او را ببیند. در هنگام دیدن یانگوم خیلی خوشحال می شود. و یانگوم هم از دید او نیز خوشحال می شود.بله همان طور که می دانید نقش یونسنگ را خانوم پارک ایون هی بازی کرده است. او در سال 1998 وارد عرصه ی بازیگری شده است و تا به حال در فیلم ها زیادی به ایفای نقش پرداخته که معروفترین آنها جواهری در قصر بوده است.در مصاحبه ای با او از وی پرسیده شده است که آیا شخصیت یونسنگ را دوست می داشتید؟ و او در جواب گفته است. بلی من شخصیت یونسنگ را دوست می داشتم او خیلی شبیه به من بود و من به همین علت این شخصیت پذیرفتم در سکانس های فراوانی من با یونسنگ گریستم وقتی این سریال را بازی می کردم حس عجیبی به من دست می داد انگار که خودم در زمان های قدیم به سر می برم.
امیدوارم این نقد مورد توجه شما قرار گرفته باشد% با سپاس رضا
نظر شما در بهبود نقدهای من موثر است
نتایج نظر سنجی در مورد نقد بازیگران (2)
نتایج نظر سنجی دوم در مورد نقد بازیگران
1) یون سنگ
2) شین پی - پادشاه
3) یینگ دوک
4) داگو
توجه:نظر سنجی بعدی در پست های آینده
بانو چویي، بانوي آشپزخانه سلطنتي، انساني شرور است که بانوي اول دربار ميشود.
شراره حضرتي گوينده اين نقش ميگويد: نقشم را دوست داشتم و در قسمتهاي بعدي مشخص ميشود که چرا اين زن به اينجا کشيده شد؟ من نقشم را دوست داشتم و بعدها که پشت صحنه اين سريال را ديدم يک نوع همذاتپنداري و تشابه شخصيتي براي حس مبارزه طلبي اين زن در من به وجود آمد. اين خانمي که نقش بانو چوئي را بازي ميکند قرار بوده نقش بانو هن را داشته باشد، اما بعد از 13 قسمت نظر کارگردان عوض ميشود، سريال قطع ميشود و اين جابهجايي نقشها انجام ميشود و بعدها اين خانم در مصاحبهاي ميگويد ميخواستم با تمام قدرت اين نقش را بازي کنم چون ذاتاً انسان مبارزه طلبي بودم.

شراره حضرتي مثل بقيه گويندگان موفقيت کار را مرهون زحمات خانم شکوفنده ميداند: تمام بار سريال به دوش خانم شکوفنده بود، من با تمام وجود حس شاگرد و استادي نسبت به ايشان دارم، ايشان از اساتيد بزرگي بودند که در اين کار به من لطف بزرگي کردند.
حضرتي درباره نظرات بينندگان نسبت به اين نقش ميگويد: مردمي که صداي مرا ميشناسند از من ميپرسند که چرا اين کارها را ميکني؟ چرا اينقدر يانگوم بيچاره را اذيت ميکني؟ و همين براي من جالب است که مردم اينقدر نسبت به اين نقش حساس هستند.
زني که شخصيتي مرموز و قدرت طلب دارد که البته در پايان ماجرا دچار تغييراتي ميشود. تا جايي که وقتي داشتم ديالوگ آخر کار را ميگفتم از ته دل گريه ميکردم و تمام بچهها هم تحت تأثير قرار گرفته بودند و من با تمام وجود سعي کردم اين نقش را ايفا کنم و با تمام وجدان کاريم اين کار را کردم تا هيچ وقت خانم شکوفنده از اين که چنين نقش کليدي را به دادهاند، پشيمان نشوند و الآن که اين سريال را ميبينيم از نتيجه کار گروهيمان لذت ميبرم.
بانو هن در نمايشگاه....
مربوط به ۱۰ روز پیش....
گفته بودین که بانو هن گفته که تا مدتی جلوی دوربین نمیام این عکسها چطور مال ۱۰ روز پیشه.....باید بگم که این عکسها مال دوربین عکاسی نه فیلمبرداری و در نمایشگاهی که اون رو دعوت کرده بودن از بانو هن گرفته شده ..............در ضمن بازم از نمایشگاه عکس دارم اگه بخواین بگین تا بزارم.......

در آینده عکسهای بیشتر از بانو هن براتون میذارم.
این رو به عنوان پیشکش بپذیرید.
قسمت سی هفتم شروع ولوم سوم مجموعه است...
خیلی جالب می شد اگر تلویزیون به گونه ای پخش این برنامه را شروع می کرد تا این قسمت به مناسبت هفته مادر پخش می شد اینطور نیست؟!
... ملکه مادر به خاطر اخراج پزشک خانوادگی اش ، از درمان امتناع می ورزد شاه که از حرکت ناگهانی مادرش در این مورد تعجب می کند از بانوی اول می خواهد تا علت آن را جویا شود

رئیس درمانگاه از پزشک شین می پرسد چکاری انجام داده که ملکه مادر او را نادان خطاب کرده است؟! ولی او جوابی ندارد!

پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر برای بردن دارو پیش او می رود ولی با کمال تعجب مشاهده می کند که پزشکی که شاه او را اخراج کرده بود نزد ملکه مادر است و ملکه مادر به پزشک شین می گوید چطور به داروی تو اعتماد کنم در حالیکه در گذشته کسی به خاطر درمان نادرست تو مرده است؟!

و پزشک اخراج شده به ملکه مادر می گوید که به دلیل اشتباه این پزشک دربار ضربه شدیدی دیده است و به پیشنهاد وزیر جو بخشیده شده است و ...

به این ترتیب نه تنها پزشک شین بلکه وزیر چپ و افسر مین جو نیز مورد هدف قرار می گیرند...
خبر به افسر مین می رسد و افسر مین بیان می دارد که توطئه وزیر اوگیومو و خاندان چویی است زیرا نمی خواهند زمین هایشان را از دست بدهند

مادام چویی دلیل امتناع ملکه مادر را به شاه اطلاع می دهد..

.. در نهایت شاه که وضعیت مادرش را در خطر می بیند اعلام می کند تا پزشک شین را بر کنار کنند و اگر سودی حاصل نشد حتی هیات چینی بر کنار کنند و اگر نشد زمین ها را پس می دهد و اگر باز هم نشد..

پزشک شین باوجودیکه خبر عزل خود را می شنود به پیش ملکه مادر می رود و از او خواهش می کند تا به سلامتی خود اهمیت بدهد ولی ملکه مادر این خطاب را توهین تلقی می کند...

در این موقع ناگهان یانگوم از ملکه مادر خواهش می کند تا شرط بندی با شاه را کنار بگذارد زیرا در این شرط بندی جان خیلی ها به خطر می افتد و به او می گوید این شرط بندی روی زندگی خودتان است و نه آزمایش شاه و ...

یانگوم به ملکه مادر پیشنهاد می دهد به جای اینکه روزی زندگی اش شرط بندی می کند با او شرط بندی کند! و می گوید اگر با من شرط بندی کنید فقط زندگی من در خطر است در حالیکه اگر با شاه شرط بندی کنید زندگی خود ، معلم من و پادشاه و مردم چوسان در خطر است!

ملکه مادر می گوید شرط بندی تو چیست؟ یانگوم می گوید : اگر من برنده شود شما معالجات معلم مرا می پذیرید و اگر باختم زندگی من برای شما! ملکه مادر از یانگوم می پرسد آیا زندگی تو چنان بی ارزش است؟ یانگوم می گوید : زندگی من با ارزش است ولی زندگی معلمم با ارزش تر است

ملکه می گوید چطور شروع کنیم؟ یانگوم معمایی مطرح می کند : "او کیست که تست کننده غذای پادشاه از دوران بسیار قدیم بوده ، تست کنندگان غذا در چین همگی از او اساس گرفته اند او خدمتکار است و کارهایی به آن پستی انجام می دهد ، معلم تمام خانواده است افسانه ای گفته زمانیکه او زنده است تمام کوه ها پوشیده است و زمانیکه بمیرد تمام دنیا را آب می گیرید! " و سپس به ملکه مادر می گوید شما به خاطر سلامتی خود تنها یک روز مهلت پاسخ دارید
پزشک مسئول این خبر را به گوش سایرین (مین جو ، یانگ داک ، داگو ) می رساند و بیان می کند که اگر یانگوم موفق شود وزیر اوه به دامی که خود درست کرده می افتد ولی اگر موفق نشود بی شک 3 انسان خوب را از دست داده ایم!

آن شب همه افراد قصر و شهر به جواب معمای یانگوم فکر می کرند... از جمله داگو و همسرش!

و حتی بانو چویی برای شکست یانگوم از همه خواسته بود تا در کتابها و از هر طریقی جواب را پیدا کنند!
و قطعاً پادشاه نیز به پاسخ معما می اندیشید...

همه با مشاهده یانگوم از او پاسخ را می پرسیدند!
مادام چویی به پیش ملکه می رود و به او می گوید ما جواب را یافتیم نگران نباشید!
زمان شرط بندی به پایان می رسد و افراد مرتبط جهت شنیدن پاسخ ملکه در اتاق وی گردهم می آیند..
در همین حین ملکه مادر علام می کند "معالجات پزشکی را می پذیرم" و حیرت دیگران را برمی انگیزد!


پس از آنکه پزشکان معالجات ملکه مادر را انجام می دهند...

شاه و ملکه به ملاقات ملکه می روند ، شاه یانگوم را سرزنش می کند که چطور در چنین وضعیتی ملکه مادر را به زحمت انداخته و از او خواسته در مورد معما بیاندیشد ولی ملکه مادر می گوید آنچنان در زحمت هم نیافتادم زیرا بانو چویی جواب را به من گفت! شاه می پرسد این پاسخ چیست؟ ملکه مادر می گوید جواب معما من هستم! و سپس یانگوم شروع به توضیح می کند..

ملکه می گوید او دختری زیرک است زیرا من از ابتدا بازنده بودم اگر پاسخ را نمی دانستم که بازنده بودم و اگر پاسخ را می دانستم می فهمیدم که کارها را برای پسرم سخت کرده ام... هم اینک نه می توانم او را تنبیه کنم نه به او جایزه دهم

یونسگ برای پرسید ماجرا به سوی یانگوم می آید و شاه در حین راه او را می بیند و از او سوال می کند از بانوی کجاست ؟!

در این حین شین بی ناگهان یانگوم را صدا می کند و اعلام می کند که حال ملکه مادر وخیم است..

شاه بسرعت نزد ملکه مادر می آید و از پزشکان می پرسد چرا او داروها را استفراغ می کند پزشک بیان می کند که بدلیل تاخیر درمان طحال و معده او بسیار ضعیف شده است..

پادشاه از پزشک اول دربار درخواست می کند تا درمان ملکه مادر را در اولویت امور قرار دهد و پزشکان جلسه اضطراری تشکیل می دهند ، در بین جلسه خبر می رسد که حال ملکه مادر اصلاً خوشایند نیست و حتی غذاهای عادی را نیز استفراغ می کند...

دوستان برای خرید مجموعه کامل این سریال ارزشمند می توانید از این لینک استفاده کنید.
با درود و سپاس





















![[ ]](http://img.persiangig.com/img/in/mp3.gif)
![[ ]](http://img.persiangig.com/img/in/mid.gif)





