تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

چند عکس از بازیگران سریال گذاشتم تو ادامه مطلب

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

اگه عکس یا مطلبی یا کارم داشتید به من میل بزنید

E_MAIL:abbas_daejanggeum@yahoo.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 19:19  توسط   | 

سلام من زود تر آمدن و به خاطر همین خیلی خوشحال هستم

و امیدوارم که حال همه خوب باشه

این ترجمه آهنگ سریال

بیا...بیا...بیا برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه پیشم خواهد ماند؟
برو...برو...برو برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه ترکم خواهد کرد؟
هر روز وهر روز منتظرم. حتی اگر تا ابد هم منتظر بمانم بازهم نمی توانیم با هم باشیم
نه...نه نمی تواند اینگونه باشد
اگر نمی توانی بیا یی مرا با خود به آنجا ببر
مه...مه و صدای کودکی که می گرید
می خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادری که عاشقشان هستم
مه...مه و اسما ن سیاه
ستاره ها می درخشند اما جایی برای قلب پر اشوب من نیست
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
نترس...نترس عزیزم
یک دسته گل،یک دانه شن تا پایان زمین
نترس...نترس هر چه زود تر بزرگ شو منتظر آفتاب باش تا امید بیاورد
وقتی مه ازآسمان پاک شودکودک خواهد خندید
آواز بخوان و با این پدر و مادر حرف بزن
وقتی مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد
به آفتاب نگاه کن و امیدوار باش
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

در ضمن از کسانی که به من عکس فرستادن بسیار سپازگذارم (اسم بعضی  آن ها را برای شما می نویسم )

رضا حسینی ـ نیلوفر ـ سمیه خانی _ snow  و  حبیب جعفری و،،،،،

و از همه  کسانی که به من میل زدن بسیار سپاسگذارم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 15:22  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 12:42  توسط   | 

سلام خوبید من امروز می رم جایی وتا ساعت ۵ بر نمی گردم و نمی توانم ظهر وبلاگ رو به روز برسانم

ولی بعدش که آمدم نقد شخصیت یانگرو هم براتون میگم

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

با تشکر از نیلوفر خانم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 7:53  توسط   | 

نگاهی به گذشته

در نگاهی به گذشته می توان گفت که او ذاتآ شخصیت بدی نیست اما به مرور زمان به خاطر وسوسه های بانو چویی به موجودی کاملا متفاوت تبدیل شد .

چون که یانگوم رغیب او هم در کار و هم در مسائل عشقی بود روز به روز دامنه احساسات کیو میونگ بیشتر می شد و چون نمی توانست به اهداف خود دست پیدا کند به جایی رسید که نیز افکار پلیدی را برای رساندن به هدفش در سر می پروراند

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

نگاهی به آینده

در نگاهی به آینده کیو میونگ خواهیم دید با همین توطئه های شیطانی در سن کم به جایی رسید که هیچ وقت خیال آن را در آن سن نمی کرد ،،،،،ولی این آرامش موقتی و بعد از مدتی خود اسیر نیرنگ های خود می شود

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

تو ادمه مطلب چندتا عکس هست

E_MAIL:abbas_daejanggeum@yahoo.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 1:37  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 23:28  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 23:18  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 19:40  توسط   | 

سلام امید وارم که خوب باشید

چند عکس از یانگوم و بقیه هنرپیشه گان با تشکر از آقای حسینی

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:47  توسط   | 

این مطلب رو از سایت   MBC که در آن عضو هستم برام فرستادن

یانگوم

 

بخوانید و نظر بدید

قسمت اول

"لی یانگ آی" متولد 31 ژانویه 1971 در سئول است . او دو مدرک دانشگاهی بازیگری وزبان آلمانی را دارد و به دو زبان آلمانی و انگلیسی تسلط کامل دارد .

یکی از افتخارات او عضویت در هیات داوری چشنواره فیلم برلین  در سال 2006 بوده است .در سال های اخیر محبوبیت لی در کشور های آسیای شرقی به خاطر اجرای زیبا او در سریال جواهری در قصر دو چندان شده است

این سریال آن قدر موفق بود که که بسیاری از کشور ها پس از تمام شدن سریال آن را به صورت خلاصه پخش کردند

در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در خانه هایشان حضور داشتند فقط برای دیدن سریال!!!در چین میلیون ها بیننده سریال را می دیدند حتی اگر زمان پخش سریال نصف شب بود . بعد از آن "لی یانگ آی"دعوت به بازدید از هنک کنک سنگاپور تایوان چین و ژاپن شد .

در 12 سال اخیر برای اولین بار از ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود .

او در زنگی  نامه اش به نام "عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت می کند (کتابه خیلی با حاله).

در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود از آن پس او برنامه ایفای نقش در کارکتر های مختلف را تغییر نداد  مانند کارکترش در سریال واهری در قصر (یانگوم) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانو انتقام"

بقیه اش رو براتون فردا می گم چون خیلی زیاده   

 اگر خواستید چیزی بپرسید به من میل بزنید

e_mail:abbas_daejanggeum@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:17  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:54  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:44  توسط   | 

داستانهای قدیمی اگر به صورت فنی و با دقت زیاد پردازش شوند ، می توانند به عنوان سریال های نمایشی ، مخاطبان زیادی را به خود اختصاص دهند. این که مضمونی قدیمی یا تاریخی ، با شیوه های ویژه هنری و نمایشی بتواند با مخاطب رابطه برقرار کند ، نیاز به کار دقیق در این حوزه را دارد. سریال نمایشی "جواهری در قصر " توانسته تا حدود قابل قبولی این رویه را به خود اختصاص دهد. مجموعه ای ساخت کشور کره و پربیننده هم در ایران و هم در کشورهای دیگر . وقتی در کلیت به این مجموعه نمایشی  نگاه می کنیم ، بسیار آن را ساده و روان در می یابیم ؛ خیلی روندهای پیچیده هنری و حتی پیچش های خاص داستانی در آن حاکم نیست و واقعاً شاید سادگی آن سبب شده چنین در دل مخاطب جای گیرد! قصه روایت ساده از زندگی دختری به نام "یانگوم" را بیان می کند . قصه ای که از کودکی این دختر سخن می گوید و سرنوشت او را در آشپزخانه قصری گره می زند. ورود دقیق و بدون شلوغیت های معمول در داستان ها (نمایش ها) روانی حرکت داستان را پایه نهاده "یانگوم" در "جواهری در قصر به عنوان دختری ، باهوش، زرنگ ، دانا و مودب معرفی می شود که از کودکی با هدف گذاری که واسطه اش مادر وی بوده ، قصد در ماندگاری در آشپزخانه دربار را دارد. در یک نگاه کلی ، این هدف گذاری خیلی منطقی به نظر نمی رسد. اما در طول داستان و محور قرار گرفتن بسیاری از ماجرا که منشا آن ، آشپزخانه دربار می باشد، خیلی این هدف سطحی به نظر نمی رسد. در تبیین سفید و سیاهی یا خوبی و بدی باز "جواهری در قصر " دارای برتری منحصر به فردی است ، اگر چه سیاهی را تا به عمق به پیش می رود و با یک بیش آگهی ، بیننده را آگاه می سازد ، اما هیچ گاه قصه پایانی خوش را نیز ندارد نمونه این سخن را باید در مرگ بانو "هن" دید. تمامی عوامل و حقه ها و فتنه ها دست به دست هم دادند تا "هن" و یانگوم ، گنهکار شناخته شوند ، شاید در اینجا مخاطب به دنبال معجزه ای برای رهایی این دو می گشت. اما اتفاقاً چنین نشد و بانو "هن" در بدترین شرایط مرد و یانگوم به سخت ترین جا، تبعید شد. این رویدادهای غیر منتظرانه ، قطعاً به جذابیت درام کمک شایانی خواهد کرد. با این وجود و بعضا غیر پیش بینی بودن حوادث این داستان ، اما جواهری در قصر هیچ گاه از روند منطقی پیوسته خود ، دور نمی شود و اتفاقاً همین روند و پرهیز از کات کردن های بی مورد در طول قصه ، نمایش را برای اکثر گروههای سنی با هر سطح سوادی ، قابل فهم کرده به عبارت دیگر با دارا بودن اکثر مولفه های دراماتیک ؛ مانند عشق ، تعلیق و نوسانات جاری ، این حرکت سینوسی هیچ گاه ، پیوستگی و منطقی بودن داستان را زیر سوال نمی برد . اکثر مخاطبان وضعیت و سرنوشت یانگوم را علت تعقیب "جواهری در قصر" می دانند و کارگردان اتفاقا این امر را به عنوان ناجی و قهرمانی معرفی می کند و در بخشهایی از داستان به عنوان مظلوم ترین شخصیت قصه نام می برد ، اما هیچ گاه او را ضعیف و شکست خورده مطرح نمی سازد. قهرمان ، "جواهری در قصر یعنی یانگوم ، گویا مقدم تر از حوادث حرکت می کند و خیلی او را نسبت به وقایع شوکه نمی کند، روحیه آرام همراه با تصمیم گیری معقول او در برهه های گوناگون زندگی اش در تمام قصه حاکم است. اگر چه داستان ، روایتی تاریخی دارد اما با پردازش دقیق ضمن معرفی بخشی از شیوه زندگی و آداب و رسوم ، ملتی همراه با داستان جذاب و روان توانسته بیننده دقیق و سخت پسند این روزها را راضی کند.


نویسنده : سید حمزه موسوی تاکامی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 7:45  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 1:54  توسط   | 

با سلام

امشب باید نقد شخصیت کیومیونگ می گفتم ،ولی حیفم آمد این مطلب نویسم

نقد هم فردا تو سایت می زارم

همان طور که اطلاع دارید سریال جواهری در قصر روز های جمعه ساعت ۹:۱۵ تا ۱۰:۱۵ پخش می شود.

حالا یک مسئله عجیب را برای شما بگویم

در شیراز مکانی به نام چمران وجود دارد که در اکثر روزها بسیار شلوغ است و قول خود مان (جای سوزن انداختن نیست) ولی در روز جمعه که باید از همه روز ها شلوغ تر باشد پرنده هم پر نمی زند یا اگر هم کسی هست بسیار کم آن هم در ساعت بین این سریال

در زمانی که سریال تمام می شود یعنی بعد از ساعت۱۱ باز دوباره چمران شلوغ می شود و جای سوزن انداختن نیست این نشانه آن است که مردم شیراز چه قدر علاقه به سریال دارند 

                            (بین ساعت ۹:۱۵ تا ۱۰:۱۵)

بقه عکسا تو ادامه مطلب

امید وارم خوب باشه اگه بد بود ببخشید

میل من رو هم که همه دارید

لطف کنید و نظر بدید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 1:34  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 1:22  توسط   | 

اینم عکس چنگ که دوستان خواسته بودن!.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 0:12  توسط   | 

گفت و گو با بازیگران یانگوم و بانو هان


 

لی یانگ آئه، متولد 31 ژانویه 1971، بازیگر مشهور کره جنوبی است که هم طرفداران بسیاری در کشورهای مختلف دارد و هم جوایز سینمایی بسیاری دریافت کرده است. وی فعالیتش را در تلویزیون و به عنوان مدل آغاز کرد و از آنجا لقب بانوی اکسیژن را به وی دادند. در رشته زبان و ادبیات آلمان دانشگاه هانی یانگ درس خوانده و مدرک لیسانس این دانشگاه را دریافت کرده است. مدرک کارشناسی ارشد را نیز در رشته تئاتر و سینما از دانشگاه چونگ انگ گرفته است.

وی پس از محبوبیتش در سریال جواهری در قصر به کشورهای بسیاری دعوت شد که جدیدترین آن فستیوال بین المللی مجسمه سازی یخ و برف هاربین 2007 در چین بود. وی در این فستیوال به عنوان سفیر تصویر شرکت کرد. بسیاری از طرفدارانش برای دیدن وی در سرمای 20- سلسیوس منتظر وی بودند. وی با هواپیمای آسیایی که چهار تصویر از شخصیت وی در سریال بر آن نقاشی شده بود به این فستیوال رفت.

او علاوه بر بازیگری در بسیاری فعالیت های خیریه نیز مشارکت دارد. وی در سال 1997 به عنوان سفیر حسن نیت یک ان جی او به اتیوپی رفت و از نزدیک با فقر و بیماری کودکان افریقایی آشنا شد. در سال 1999 نیز به صحرای تار رفت تا در یک برنامه تلویزیونی درباره مردم آن منطقه بازی کند. یانگ آئه در سال 2001 زندگینامه ای از خودش منتشر کرد که تجربیات این سفرها را در آن نگاشته است. این کتاب «عشقی کاملاً خاص» نام دارد و یانگ تمام درآمد حاصل از فروش این کتاب را به امور خیریه اختصاص داد.

وی در سال 2004 از سوی یونیسف سفیر حسن نیت شد و از آن به بعد در کارهای بشردوستانه زیادی شرکت کرده و مبالغ زیادی را به مدارس و بیمارستان ها اهدا کرده است. برخی از این مدارس نیز به نام خود وی هستند.

در سال 2006 نیز زندگینامه ای از وی منتشر شد که یانگ در آن چگونگی بازیگر شدنش را توضیح داده است. به گفته یانگ عاملی که باعث شد او بازیگر شود کار با اندی لو در یک آگهی شکلات در سال 1991 بود. در سال 1995 به مدرسه بازیگری رفت تا در زمینه تئوریک آن نیز تحصیل کند. او علاوه بر موفقیت در حوزه فیلم و سریال های سینما و تلویزیون در بازی اش در آگهی های تجاری نیز موفق بوده است. قرارداد جدیدش در سال 2007-2006 هم با کمپانی ال جی است. وی گوینده کلیه آگهی های این شرکت است و در ژانویه 2007 هم به خاطر افزایش فروش محصولات این شرکت لوح تقدیری از آن دریافت کرد.

از جمله فیلم های او همدلی با بانوی انتقام (2005)، یک روز زیبای بهاری (2001)، آخرین هدیه (2001) و منطقه امن مشترک (2000) هستند. وی برای بازی در همدلی با بانوی انتقام در فستیوال فیلم اژدهای آبی برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد و در سال 2006 نیز جایزه هنری بیک سنگ را دریافت کرد.

نه فقط لی یانگ آ که دیگر همکارانش جی جین هی و پارک اون هی نیز به شهرتی جهانی رسیده اند. جین هی فروردین امسال به هنگ کنگ دعوت شد تا در مراسم افتتاحیه یکی از شعبه های فروشگاه لوئی ویتون حضور داشته باشد. حضور وی در این کشور استقبال بسیار پرشور مردم را در پی داشت. وی همچنین در کنار تاکاشی کانشیرو و جکی چونگ در یک فیلم هنگ کنگی با نام شاید عشق بازی کرد. جین هی قرار است در کلیپ موسیقی جدید کلی چن (آهنگساز سریال جواهری در قصر) بازی کند. اون هی نیز پس از محبوبیتش در این سریال برای بازی در سریال جدیدی از انگی چای به کشور تایوان دعوت شد. دستمزد وی برای بازی در هر قسمت این مجموعه 16 هزار دلار بود که در این کشور دستمزد بسیار بالایی محسوب می شود. وی پیش از آن هم برای بازی در یک آگهی تبلیغاتی برای کشور فرانسه به هنگ کنگ دعوت شده بود.

 
درباره شخصیت واقعی یانگوم

یانگوم در اوایل قرن 16 می زیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضا خانواده سلطنتی را به وی سپرده بوده است. به همین دلایل از ماموران رده بالای دربار محسوب می شده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.

البته محققین هنوز بر سر این مساله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.

 جاهایی که نام یانگوم

در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است

- مارس و آوریل 1515 زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسوول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت؛ یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال به خاطر دیگر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم، اکنون شما از من می خواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش می کنم و نه تشویقش. همین کافی است.

- در سالنامه 1524 چنین آمده است؛ یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان زن دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.

- 29 ژانویه 1544 زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد؛ «از وقتی که به بیماری سرماخوردگی مبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازیم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چیم، پزشکان دربار، و همچنین یانگوم بزرگ، بهترین پزشک زن دربار، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مساله را بداند.»

- 9 فوریه 1544، در این سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرما خوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.

- 25 اکتبر 1544، سالنامه ها گفت وگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفت وگو از قول یانگوم نقل شده است؛ جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.

- 26 اکتبر 1544 در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است؛ «هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب درحال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملاً آگاه است.» یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزرا توضیح داد.

- 29 اکتبر 1544 در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است. (پادشاه سرانجام 17 روز بعد درگذشت.) این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.

 
نام یانگوم در دیگر منابع پزشکی تاریخ

نام یانگوم در «ژورنال پزشکان سلسله جیسون کره» هم ذکر شده است. متن زیر که از این ژورنال گرفته شده درباره منابع و دستاوردهای این بانوی پزشک است؛ «بانو یانگوم پزشک که نمی توان اصل و نسب وی را ردیابی کرد تحت حکمی از سوی یانگ یونگ، یازدهمین امپراتور کره، لقب یانگوم بزرگ را دریافت کرد. یانگ یونگ در هجدهمین سال سلطنت خود این لقب را اعطا کرد. در آن زمان رسم نبود زنی پزشک امپراتور باشد اما پادشاه به شیوه درمان غذایی یانگوم اعتماد داشت. یانگوم با کسب این حق که لقب بزرگ را درنامش داشته باشد بی شک بانوی حماسه ساز تاریخ محسوب می شود که نامش در کتب تاریخ ذکر شده است.» این مصاحبه مربوط به زمان حضور دو بازیگر در فیلیپین است. پس از پخش سریال و محبوبیت آن در فیلیپین می کیونگ یانگ به نقش بانو هان و یونگ ایون چو به نقش یانگوم جوان به این کشور دعوت شدند. مردم برای دیدن این دو بازیگر به خیابان ها آمده بودند و بعضی افراد لباس های سنتی کره را در این مراسم پوشیده بودند.

از اینکه در میان شمار زیادی از طرفدارانتان در یک کشور دیگر قرار گرفته اید چه احساسی دارید؟

یانگوم؛ شنیده بودم که جواهری در قصر از استقبال زیادی در فیلیپین برخوردار شده اما فقط الان که در میان مردم هستم می توانم آن را احساس کنم. اصلاً انتظار چنین جمعیتی را نداشتم.

شما چطور خانم کیونگ یانگ؟

بانو هان؛ ما اینجا هستیم تا از مردم فیلیپین به خاطر حمایت هایشان که باعث شد این سریال در نظرسنجی ها رتبه اول را کسب کند تشکر کنیم.

از چگونگی ایفای نقش تان در این شخصیت ها بگویید.

بانو هان؛ من فکر می کنم در زندگی واقعی هم شخصیتی مشابه بانو هان داشته باشم. بسیاری از ویژگی هایم در زندگی واقعی شبیه به این شخصیت است با این تفاوت که بانو هان در گذشته زندگی کرده و من در زمان حال به سر می برم و من در قصر کار نمی کنم.

یانگوم؛ من هم در زندگی واقعی آدم سمجی هستم و پشتکار زیادی دارم درست مثل یانگوم در این سریال.

نظرتان درباره آشپزی چیست؟

بانو هان؛ من عاشق آشپزی ام و معمولاً برای اعضای خانواده خودم آشپزی می کنم. اگر بخواهید همین جا برای شما هم آشپزی می کنم.

یانگوم؛ من هم آنقدر بزرگ شده ام که بتوانم آشپزی کنم. غذاهای ساده ای مثل سوپ رشته فرنگی را هم درست می کنم.

خانم لی یانگ آئه (بازیگر نقش اصلی سریال؛ یانگوم) در واقعیت چطور شخصیتی دارد؟

یانگوم کوچک؛ بسیار مهربان و خوش قلب است و همه از مصاحبت با او لذت می برند. هم در ظاهر و هم در باطن زیباست. جواهری در قصر سومین سریالی است که در آن با هم کار می کنیم اما در این سریال بیشتر از قبل به هم نزدیک شدیم.

 در این سفر چه احساسی نسبت به کشور فیلیپین داشتید؟

بانو هان؛ هر دو از این کشور خوشمان آمده و دوست داریم به زودی موقعیتی پیش بیاید که باز هم به فیلیپین بیاییم. من که دوست دارم با پسرم و سایر اعضای خانواده ام به اینجا بیایم و سواحل معروفش را ببینم. 

جملات نغزی از سریال

سرنوشت تو به دست سه زن تعیین می شود. اولین زن را تو می کشی هر چند نمی خواهی این کار را بکنی. دومی را نجات می دهی اما او به خاطر تو می میرد. سومی تو را می کشد اما هزاران نفر را نجات می دهد.

این جمله را زمانی که چئون سو در غاری به سر می برد تا زخم هایش بهبود یابد فرد معتکفی به پدر یانگوم گفت. آن سه زن مادر یئون سانگون، مادر یانگوم و خود یانگوم هستند. هرگز نمی دانستم که استعدادت همچون زهری برایت خواهد بود. جمله بانو هان در یک رقابت آشپزی با یانگوم و بانو چوی؛ در آن موقع یانگوم اشتباهی مرتکب شد و آب را آنقدر که باید نجوشاند.

 در مقام ندیمه دربار باید تسلیم شدن را بیاموزی

یانگ دوک، یکی از پزشکان دربار، که سعی داشت یانگوم را به فراری نافرجام تشویق کند این جمله را به وی گفت. هیچ کس نمی تواند مرا به تسلیم شدن مجبور کند. هرگز تسلیم نخواهم شد.

این جمله را نیز یانگوم در پاسخ وی گفت.

او مثل علف های هرز است. هر چقدر هم آن را از ریشه درآوری باز و بازبرمی گردد.

زمانی که گوم-یان (در مقام بانوی بزرگ آشپزخانه) و بانو چوی درباره بازگشت غیرمنتظره یانگوم صحبت می کردند گون یام آن را در اشاره به یانگوم گفت.

اگر به شما اعتماد کنم به این معنی است که یانگوم آدم مزخرفی است. اگر به یانگوم اعتماد کنم یعنی شما آدم مزخرفی هستید. راهی وجود ندارد که به مزخرف بودن هیچ کس ختم نشود؟

پشیمان بودن یعنی اینکه مسوولیت کارهایت را بپذیری، توبه کنی، جبران کنی و دیگر آن اعمال را تکرار نکنی. چطور می توانی امید بخشش داشته باشی در حالی که دست از کارهای نادرست ات برنداشته ای؟

یانگوم زمانی که بانو چوی بر سر قبر مادر یانگوم طلب بخشش می کند و زمانی که هنوز خانواده چوی از هم نپاشیده است این جمله را به چوی می گوید.

تو غمگینی؟ من خوشحالم. تو خوشحالی؟ من ناراحتم. تو می ترسی؟ قلب من مثل یک پروانه پرپر می زند. تو شجاعی؟ من می ترسم.

حرف های مین یونگ هو و یانگوم هنگام فرار از قصر.

می گویند اگر مردمی که در اطراف بیمار هستند باور داشته باشند که حالش بهتر نمی شود حال بیمار بهتر خواهد شد. وقتی که پسر ملکه مریض بود این حرف را بانو مین به ملکه گفت البته آن را از زبان یانگوم نقل می کرد. مرا ببخش که در چنین خانواده ای متولد شدم. مرا ببخش که هیچ گاه از زندان خانواده ام فرار نکردم. عمه مرا هم ببخش که مرا وادار به انجام آن کرد، همینطور عمه او را که آغازگر این کار بود و همه کسانی را که پس از او بودند.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:58  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

تاكه يك روز تو رسيدي                 

توي قلبم پاگذاشتي

غصه هاي عاشقي رو

تو وجودم جاگذاشتي

زيررگبارنگاهت

دلم انگار زير و رو شد

براي داشتن عشقت

همه جونم آرزو شد

تانفس كشيدي انگار

نفسم بريد توسينه

ابرو بادو دريا گفتند

حس عاشقي همينه

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:28  توسط   | 

عکسی که دوستان فرستادند

امشب براتون نقد دیگر از کیومیونگ می گم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:5  توسط   | 

و یانگوم به اتهام همدستی با دشمن برای محاکمه در دادگاه نظامی به قصر فرستاده می شود...
وزیر سمت چپ نیز که هنوز به توسعه امور مخرب خود ادامه می دهد قصد دارد حاکم جیجو را که هم اینک به خاطر پیروزی در مقابله با حملات ژاپنی ها مورد توجه قرار گرفته به دادستانی منتقل کند و او را به عنوان یکی دیگر از مهره های قدرت خود قرار دهد.

توطئه های وزیر اوگیومو


افسر مین جو با خواندن گزارش متوجه می شود که گزارش تحریف شده است و آن را به وزیر دست راست اطلاع می دهد (در گزارش علت عقب نشینی حاکم تبانی خدمتکار یانگوم با دشمن عنوان شده بود)

تحریف گزارش عملیات جنگی


در این وضعیت یانگوم به دادستانی قصر برده می شود و تحت بازجویی قرار می گیرد...

محاکمه یانگوم

نسبت دادن همدستی با دشمن.. به یانگوم


و البته افسر مین جو وارد دادستانی می شود و با ارائه نامه ای که یانگوم به او نوشته سعی در اثبات بی گناهی او دارد و سرانجام محاکمه به تعویق می افتد...

افسر مین جو محاکمه را به تاخیر می اندازد


حتی با وجود آن نامه به دلیل مداوای فرمانده دشمن توسط یانگوم و فرمان اخیر شاه مبنی بر مجازات کلیه همدستان دشمن جهت عبرت دیگران ، یانگوم هنوز متهم پرونده است...

رو شدن دست حاکم جیجو


پزشکان بانو قصر متوجه این موضوع می شوند ...

پزشکان بانو متوجه داستان یانگوم می شوند


این بانوان پزشک ملکه را ملاقات می کنند و موضوع را توضیح می دهند و از او سوال می کنند در شرایطی مشابه یانگوم باید چکار کنند؟ آیا باید دشمن را درمان کنند تا مردم نجات یابند یا خیر؟

پزشکان بانو از ملکه در مورد وضعیت یانگوم می پرسند


ملکه به این موضوع کنجکاو می شود و در حین ملاقات پادشاه مسئله را به او تذکر می دهد و از او می خواهد علاوه بر کلیات مساله بر جزئیات آن نیز آگاهی پیدا کند...

ملاقات ملکه و شاه


پادشاه نیز با بررسی موضوع و مطالعه گزارش متوجه تحریف آن می شود و خواستار آزادی یانگوم می شود و عقیده دارد اصل کار که رهایی مردم بوده است نباید فراموش شود.

پادشاه گزارش تحریف شده را می خواند


در این حین افسر مین جو هم برای کار مجدد در قصر فراخوانی می شود ولی افسر مین به جهت بازگشت دوباره یانگوم به جیجو ناراحت است و تمایلی به بازگشت دوباره به قصر ندارد...
پزشک اسبق هم دوباره به قصر باز می گردد و مشغول کار می شود یانگوم را ملاقات می کند و سعی می کند ببیند آیا یانگوم هنوز افکار قبلی خود (انتقام) را حفظ کرده است یا نه .. و خلاف این موضوع را متوجه می شود

پزشک دربار و یانگوم


لذا از افسر مین جو می خواهد یانگوم را حرفه پزشکی بازدارد ولی افسر مین جو قبول نمی کند و عقیده دارد خود او باید در این مورد تصمیم بگیرد...

 

پزشک از مین جو می خواهد که یانگوم را منصرف کند


پزشک اسبق هم در دل خود زمزمه می کند پس یانگوم نمی توانم به تو کمکی بکنم تا به قصر بازگردی!
افسر مین جو هم به خاطر یانگوم  سعی در رد پذیرش بازگشت مجدد در قصر را دارد ولی وزیر به او می گوید چند روزی روی این موضوع بیشتر فکر کند..

درخواست برگشتن مین جو به قصر توسط وزیر


و یانگوم از اینکه سبب از دست رفتن موقعیت های مین جو شده است و می خواهد فردا قصر را ترک کند ناراحت است...

یانگوم ناراحت از ترک مججد قصر


و سرانجام یانگوم مقصد را به سوی  جزیره جیجو ترک می کند ولی در راه برگشت به محل دفن مادام هن می رسد و از افسر نگهبان خواهش می کند اجازه دهد برای مادام هن لااقل تپه ای به عنوان نشان بسازد ولی پس از ایجاد تپه ، پسر بچه ای از اشراف مدعی می شود که این زمین متعلق به اوست و نباید در آن گور بسازد! همچنین او اظهار می دارد که این جا مکان مناسبی برای گور نیست و مدفون شده ها آرامش نخواهند داشت و ...

مزار مادام هن


یانگوم ناگهان متوجه می شود که احتمالاً بچه بیمار است و از او می پرسد چرا عرق سرد دارد و سرفه می کند

یانگوم و پسرک بیمار

 

و در نهایت پسر بچه اجازه می دهد تا یانگوم او را معاینه کند...

یانگوم پسرک را معاینه می کند

 پسر بچه به یانگوم می گوید که این بیماری از کودکی همراه او بوده و همیشه عدم اشتها سبب ضعف رشد او شده است و پزشکان از درمان آن عاجزند... یانگوم به درمان پسرک اصرار می ورزد
ولی پسرک به یانگوم می گوید اگر شما بتوانید مرا درمان کنید هیچ پاداشی نمی گیرید ولی اگر نتوانید مرا درمان کنید توسط پدرم به سختی مجازات می شوید با تمام این صحبت ها یانگوم در درمان اصرار می ورزد... پدر پسرک با شرط تنبیه یانگوم در صورت عدم درمان قبول می کند...
یانگوم درمان را شروع می کند و غذایی ویژه با گوشت و استخوان گاو طبخ می کند و از پسرک می خواهد از آن بخورد...

یانگوم غذای مخصوصی با گوشت گاو می پزد

پسرک غذای یانگوم را می خورد


یانگوم روزها بدین شیوه عمل می کند ولی پسرک هر بار استفراغ می کند

پسرک و غذای هر روز یانگوم

پدر پسرک سخت عصبانی می شود و قصد تحویل یانگوم به دادستانی را دارد ولی یانگوم اعتقاد دارد که او باید استفراغ کند تا بیماری دفع شود پسرک از پدرش می خواهد اجازه دهد یانگوم ادامه دهد...

یانگوم و پدر وحشت زده پسرک


در نهایت حال پسرک خوب می شود و یانگوم علت بیماری را به پدرش شرح می دهد او از پسرک می پرسد چطور پسرک به او اعتماد کرده است... که متوجه می شود پسرک ادبیات روم ، چین و یونان را مطالعه کرده و به 10 کشور دنیا سفر کرده و از مردم شناسی آگاهی کافی دارد!

حال پسرک خوب می شود


پسرک و پدرش به عنوان پاداش به یانگوم قول می دهند که آرامگاهی در زمینشان خواهند ساخت و سخت از ان محافظت می کنند... در همین حین پدر پسرک به یانگوم می گوید فردا زمان آزمون پزشکی قصر است پس او اینجا چکار می کند؟!
یانگوم که متوجه آزمون پزشکی قصر می شود با وجود تاخیر بسیار طولانی سفر به جیجو و احتمال دردسرهای آتی برای امتحان به قصر باز می گردد... و از بانو هن که سبب تاخیر در رفتن او به جیجو شده قدردانی می کند...
در روز آزمون همه بانوان پزشک صف می کشند

صف آزمون پزشکی و یانگوم

یانگوم به همراه آخرین گروه برای آزمون داخل می شود بلافاصله پس از ورود با کمال تعجب پزشک اسبق را به عنوان یکی از سه پزشک ممتحن مشاهده می کند ...

یانگوم و پزشک اسبق از اعضای ممتحن


در ابتدا توضیح داده می شود که هر کس که 1 نمره منفی از یکی از پزشکان داشته باشد مردود می شود!

دو پزشک دیگر سوالات خود را از یانگوم می پرسند و یانگوم بدرستی پاسخ می دهد و اینک نوبت به پزشک اسبق می رسد که قول داده بود جلوی ادامه حرفه پزشکی یانگوم را خواهد گرفت...
پزشک اسبق سوال خود را اینگونه مطرح می کند: اگر بیماری دشمن شما بود ، آیا او را درمان می کنید؟! دو بانوی دیگر جواب می دهند بلی و یانگوم می گوید هنوز تصمیمی در این مورد ندارم
پزشک هم نمره ای به او می دهد ... !

پزشکان به یانگوم و سایر بانوان نمره می دهند


یانگوم که با این پاسخ احتمال قبول خود را صفر می داند با بستن اسباب خود قصد عزیمت به سوی جیجو را دارد ولی نتایج همان لحظه اعلام می شود .. یانگوم آنقدر ناامید بوده که حتی قصد نگاه کردن نتایج را هم ندارد ولی داگو اسم او را در قبولی ها می یابد...

داگو اسم یانگوم را در قبولی ها می یابد


و یانگوم بسیار متعجب و خوشحال می شود (مثل قبولی شما در کنکور سراسری با وجود زدن نمره منفی!)

قبولی یانگوم در کنکور (امتحان) پزشکی


سرانجام بانوان پزشک قبول شده در قصر جمع می شوند و اعلام شروع دوره فردا 6 صبح اعلام می گردد...

اعلام زمان آغاز دوره


یانگوم پزشک اسبق را مشاهده می کند و از او تشکر می کند و پزشک به او می گوید هنوز تصمیمی نگرفته است ... و در طول دوره تصمیم می گیرد زیرا پاسخ یانگوم به او نیز همین بوده است!

یانگوم از پزشک اسبق تشکر می کند


ظاهراً تنها افسر نگهبان از بازگشت تنهایی خود به جیجو ناراحت است که البته افسر مین او را به عنوان سرباز خود انتخاب می کند..

افسر نگهبان و ناراحتی از بازکشت به جیجو


روز دوره فرا می رسد و همه بانوان پزشک برای شروع جمع می شوند و اولین پزشک به آنها می گوید هر آنچه که تا حالا آموخته بودند آشغال است و همه را دور بریزند ( مثل بعضی استادهای که می آیند سر کلاس!)

ولی سر انجام یانگوم دوباره به قصر باز می گردد!

و یانگوم به قصر باز می گردد

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 16:39  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

این هم سانسوری ها قسمت ۳۱

در ضمن من گفتم که نگاهی به آینده شخصیت ها رو نمی گم که چون شما گفتید می گم ولی خلاصه قسمت ها سریال  پا بر جاست

بدون شرح

وبلاگ جواهری در قصر http://www.daejanggeum.blogfa.com

برید تو ادامه مطلب

لطف کنید و نظر بدید

در ضمن خلاصه قسمت ۳۲ رو هم می گذاریم به زودی  با شششششششششه باشششه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 15:51  توسط   | 

با تشکر از دوست عزیزم رضا حسینی که برام این عکسا رو فرستادن

شما هم بفرسنید تا تو وبلاگ قرار بدم

بقیه اش تو ادامه مطلب هست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 14:19  توسط   | 

ببخشید که یه چند روزی مطلب نمی فرستادم علت سیسیتم آپلود بود که حل شد

یانگوم و آبنبات چوبی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 13:30  توسط   | 

به خاطر اینکه همه دوستان پیشنهاد کرده بودند من برای دوستان نگاهی به آینده رو می گذارم

در نگاهی به آینده افسر مین  می توان گفت که او در آینده به عنوان یکی از وزیران انتخاب می شود و در دربار به فعالیت می پردازد در آنجا هم او حامی یانگوم و پشتیبان او ست

در ضمن حدس بزنید افسر مین با کی ازدواج میکنه

چند تا عکس تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:25  توسط   | 

اگر روزنامه جام جم روز چهارشنبه ۹ خرداد را ورق زده باشید احتمالاً صفحه ۹ آن شما را میخکوب کرده است چون با تیتر بزرگی نوشته است "شخصیت های دوست داشتنی" ولی احتمالاً این جمله شما را میخکوب نکرده است بلکه عکس یانگوم در بالای صفحه توجه شما را به خود جلب کرده است ولیکن در متن ماجرا متوجه می شوید که مقاله سعی کرده است بیشتر محبوبیت سریال و علت پر بیینده بودن آن را به پای  دوبلرهای مجموعه تمام کند! ولی غافل از اینکه این سریال در کل جهان دارای امتیاز بالایی است و به خاطر دوبلرهای آن نیست ! بازی Lee Young ae چندان اثر گذار است که من فکر می کنم دوبلر های این مجموعه خیلی هم کم کاری کرده اند و خانم لی را بی حس هم جلوه داده اند مثلاً یانگوم در جایی کلی نفس نفس می زند و غیره ولی دوبلر خیلی خونسرد صحبت می کند اینگار روی مبل دراز کشیده و غیره
کسانی که این سریال را قبل از سیما مشاهده کرده اند متوجه عرض بنده می شوند که حتی بدون دوبله بودن مجموعه ، سریال اثر گذاری خود را کاملاً حفظ کرده بود.
با این وجود از تمامی دوبلرهای جواهری در قصر که زحمت کشیدند و این مجموعه را تقدیم هموطنان کرده اند متشکریم...

روزنامه جام جم در مورد جواهری در قصر

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 2:8  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

این کلیپ های یانگوم خیلی خیلی جالب هستند ولی قبلش Riva FLV Player 1 را باید برای اجراش دانلود کنید

و بعد هم winrar دانلود کنید

خیلی خیلی توپ هست

باز هم میگم بعد از اینکه رفتید تو لینک گزینه  Download file رو پیدا کنید شروع به دانلود کردن بکنید

Riva FLV Player 1

winrar

کلیپ خواننده گی  

کلیپ تبلیغاتی یانگوم 1

کلیپ تبلیغاتی یانگوم 2

دانلود نکی از دست رفته

E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 23:58  توسط   | 

با سلام خدمت همه دوستان عزیرم

افسر مین جو در سن ۱۶ سالگی در یکی از امتحانات دربار نفراول شد و به دیدار پادشاه رفت و پادشاه به او پیشنهاد کرد که  وارد دانشکده افسری شود .از همان اول کار متعهد و درستکار و راستگو بود

اگر بخواهیم به نقد شخصیت افسر مین بپردازیم می توان گفت که او یک مرد روشن فکر است و باعث پیشرفت یانگوم شد در همه زمینه ها از یانگوم حمایت می کرد و در همه حال با یانگوم بود چه در غم و چه در شادی

نگاهی به آینده

نگاهی به آینده دیگه نمی توانم بگوییم زیرا خواننده گان گفته اند (مزه اش سریال از بین میره )

ولی عکس می گذارم

جند عکس تو ادامه مطلب

E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 23:49  توسط   | 

این دو عکس مربوط به پشت صحنه یکی از کلیپ های تبلیغاتی   یانگوم می باشد.

عکس 1                         عکس 2

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 23:49  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:46  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:35  توسط   | 

این هم یه عکس از بانو چویی تو ادامه مطلب

برای کسانی که می گفتند این وبلاگ یونسنگی شده

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 17:17  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:32  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:26  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:23  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:20  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:18  توسط   | 

سلام امیدوارم که عکس ها خوب بوده باشه

این هم  آهنگ قسمت های پایانی سریال که خواسته بودید ولی باز می گم قبلش winrar  دانلود کنید

winrar

آهنگ قسمت های پایانی سریال

اگه خواستید به من میل بزنید E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 12:25  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 10:11  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 9:35  توسط   | 

سلام امیدوارم که عکسا خوب باشه

امروز براتون یه عکس از یونسنگ می گذارم

در ضمن کسانی که دفعه پیش موفق به دانلود آهنگ های سریال نشدند باز آهنگ ورژن جدید رو باز می گذارم  ولی قبل از آن حتما winrar را دانلود کنید

وقتی winrar دانلود کردید روی لینک آهنگ سریال ورژن جدید بروید و  لینک  را باز کردید گزینه Download file را بیابید و شروع به دانلود کردن بنمائید

یه کم طول می ده صحفه save بیاد

winrar

آهنگ سریال ورژن جدید

 اگر کاری داشتید به E_mail:abbas_daejanggeum@yahoo.com مکاتبه فرمایید

امشب براتون نقد افسر مین رو می گذارم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 4:8  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:51  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:40  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:32  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:30  توسط   | 

امشب می خواهم نقد دیگری از شخصیت بانو مین را برای شما بنویسم

نگاهی به آینده

بانومین از دوران کودکی به عنوان یکی ازبانوان آینده دربار انتخاب شد و به قصر راه پیدا کرد.

از همان اول سریال شخصی محافظه کار و به دور از سر و صدا و در حاشیه و آینده نگر زندگی می کرد ،کم کم او به عنوان کمک آشپز (دستیار) وارد آشپز خانه سلطنتی شد . بانو مین همیشه خود را در هر دعوائی کنار می کشید تا مبادا به آینده او آسیبی برسد در این حال منصف و مهربان بود و همیشه به یک زندگی طو لانی و آرام فکر می کرد .

با یانگوم مهربان و شاگرد خوبی برای بانو هن بود و او را مانند مادرش دوست داشت

ولی با خاندان چوئی در ظاهر خوب و مهربان و در باطن دشمن بود چون در مقصود آن ها در دربار اطلاع داشت (خدا نسل این خاندان چوئی ها رو از رو زمین ریشه کن کنه)

نگاهی به آینده

پس از تبیعد بانو هن و یانگوم به جزیره جیجو و مرگ بانو هن توسط چوئی ها روزگار سختی به بانومین در قصر گذشت و حتی به پست ترین شغل توسط بانو چویی گماشده شد (تعیین شد)

بانو مین چندسال را به سختی در قصر سپری کرد 

 پس از بازگشت یانگوم و ازدواج رسمی یونسنگ با پادشاه ،زندگی بانو مین به کلی عوض شد و بانو مین به عنوان بانو ملازم یونسنگ انتخاب شدو همین امر باعث پیشرفت او شد تا جایی که در آینده به عنوان بانو ،،،،،، 

تو ادمه مطلب هم چند تا عکس هست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:54  توسط   | 

این یه بازی از یانگوم که برام یکی از خواننده گان فرستاده بود

و خودم آن را کامل کردم ..

توجه:داشته باشید که قبل از اجرای این برنامه winrar را حتما دانلود کنید

winrar

وقتی winrar دانلود کردید روی لینک بازی یانگوم  بروید و  لینک  را باز کردید گزینه Download file را بیابید و شروع به دانلود کردن بنمائید

یه کم طول می ده صحفه save بیاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 18:22  توسط   | 

این پست هم مربوط به یکی دیگه از عزیزانی هست که عکس فرستاده بودند به نام آقای "محمد"

که چند تاشون تکراری بودند من دیده بودم و اونهایی رو که فکر می کنم تکراری نیستند رو براتون می زارم.اگه تکراری هست به خوبی خودتون ببخشید

Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com Free Image Hosting at allyoucanupload.com

توضیح: یه عده گفتند که عکس ها رو به حالت کوچیک نزنم.اگه دوست ندارید بگید مثل بقیه بزرگ بزنم.

برای فرستادن مطالب و عکس: sheida_daejanggeum@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 9:55  توسط   | 

این یه عکس از با نو هن

چند تا هم تو ادامه مطلب هست

براتون امشب نقد بانو مین رو می زارم

براتون باز عکس می زارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 7:52  توسط   | 

اینم یانگروووووووووووووووووووووووو

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 0:53  توسط   | 

بانو هن که از بچه گی به عنوان یکی از بانوان آینده دربار وارد قصر شد رقابت شدیدی از همان دوران با بانو چویی داشت

 بانو هن که پس از مرگ دوستش میونگی (مادر یانگوم) سعی در افشا کردن مرگ دوستش می کرد (مادر یانگوم) می کرد موفق نشد.

تا آنجایی که بانو اول آشپزخانه سلطنتی مریض شد و دیگر نمی توانست به کار خود ادامه دهد و در حضور پادشاه اعلام که بین بانو هن و بانو چویی مسابقه برگذار شود و هر کس که در این مسابقه پیروز شد لایق بانو اول دربار است این مسئله که بانو هن را بسیار خوشحال کرد زیرا او می توانست با بانو چویی رقابت کند و بالا تر از او قرار بگیرد و این مسئله مهمی برای او بود ولی بانو چویی و بانو منشی های سلطنتی بسیار ناراحت بودند زیرا آنها مانند عروسک می شدند و نمی توانستد هیچ کاری را انجام بدهند 

 بانو هن از فکر خود استفاده می کرد نه از حیله گری کاری که خاندان چویی بر عکس آن انجام می دادند

اگر در فیلم توجه داشته باشیم می بینیم که بانو هن فقط به بهتر شدن آشپزی خود فکر می کند و می خواهد راه های جدیدی را در آشپزی بیابد و از فکر خود استفاده کند کاری خاندان چویی برعکس آن را می کنند تهمت زدن شخصیت کسی دیگر را زیر سوال بردن و ....

از شخصیت بانو هن می توتن نتیجه گرفت:

۱.در کار خود صبر داشته باشیم و آینده امید وار باشیم

۲.سعی در بهتر شدن کار خود بکنیم

۳.به کسی تهمت نزنیم و کسی را زیر پای خود له نکنیم

.....

جند عکس تو ادامه مطلب گذاشتم

امیدوارم خوشتون بیاد

 


ادامه مطلب
<