
اگه عکس یا مطلبی یا کارم داشتید به من میل بزنید
E_MAIL:abbas_daejanggeum@yahoo.com
ادامه مطلب
بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

اگه عکس یا مطلبی یا کارم داشتید به من میل بزنید
E_MAIL:abbas_daejanggeum@yahoo.com
سلام من زود تر آمدن و به خاطر همین خیلی خوشحال هستم
و امیدوارم که حال همه خوب باشه
این ترجمه آهنگ سریال
بیا...بیا...بیا برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه پیشم خواهد ماند؟
برو...برو...برو برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه ترکم خواهد کرد؟
هر روز وهر روز منتظرم. حتی اگر تا ابد هم منتظر بمانم بازهم نمی توانیم با هم باشیم
نه...نه نمی تواند اینگونه باشد
اگر نمی توانی بیا یی مرا با خود به آنجا ببر
مه...مه و صدای کودکی که می گرید
می خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادری که عاشقشان هستم
مه...مه و اسما ن سیاه
ستاره ها می درخشند اما جایی برای قلب پر اشوب من نیست
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
نترس...نترس عزیزم
یک دسته گل،یک دانه شن تا پایان زمین
نترس...نترس هر چه زود تر بزرگ شو منتظر آفتاب باش تا امید بیاورد
وقتی مه ازآسمان پاک شودکودک خواهد خندید
آواز بخوان و با این پدر و مادر حرف بزن
وقتی مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد
به آفتاب نگاه کن و امیدوار باش
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور

در ضمن از کسانی که به من عکس فرستادن بسیار سپازگذارم (اسم بعضی آن ها را برای شما می نویسم )
رضا حسینی ـ نیلوفر ـ سمیه خانی _ snow و حبیب جعفری و،،،،،
و از همه کسانی که به من میل زدن بسیار سپاسگذارم
ولی بعدش که آمدم نقد شخصیت یانگرو هم براتون میگم

با تشکر از نیلوفر خانم
در نگاهی به گذشته می توان گفت که او ذاتآ شخصیت بدی نیست اما به مرور زمان به خاطر وسوسه های بانو چویی به موجودی کاملا متفاوت تبدیل شد .
چون که یانگوم رغیب او هم در کار و هم در مسائل عشقی بود روز به روز دامنه احساسات کیو میونگ بیشتر می شد و چون نمی توانست به اهداف خود دست پیدا کند به جایی رسید که نیز افکار پلیدی را برای رساندن به هدفش در سر می پروراند

نگاهی به آینده
در نگاهی به آینده کیو میونگ خواهیم دید با همین توطئه های شیطانی در سن کم به جایی رسید که هیچ وقت خیال آن را در آن سن نمی کرد ،،،،،ولی این آرامش موقتی و بعد از مدتی خود اسیر نیرنگ های خود می شود

تو ادمه مطلب چندتا عکس هست
E_MAIL:abbas_daejanggeum@yahoo.com
این مطلب رو از سایت MBC که در آن عضو هستم برام فرستادن

بخوانید و نظر بدید
قسمت اول
"لی یانگ آی" متولد 31 ژانویه 1971 در سئول است . او دو مدرک دانشگاهی بازیگری وزبان آلمانی را دارد و به دو زبان آلمانی و انگلیسی تسلط کامل دارد .
یکی از افتخارات او عضویت در هیات داوری چشنواره فیلم برلین در سال 2006 بوده است .در سال های اخیر محبوبیت لی در کشور های آسیای شرقی به خاطر اجرای زیبا او در سریال جواهری در قصر دو چندان شده است
این سریال آن قدر موفق بود که که بسیاری از کشور ها پس از تمام شدن سریال آن را به صورت خلاصه پخش کردند
در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در خانه هایشان حضور داشتند فقط برای دیدن سریال!!!در چین میلیون ها بیننده سریال را می دیدند حتی اگر زمان پخش سریال نصف شب بود . بعد از آن "لی یانگ آی"دعوت به بازدید از هنک کنک سنگاپور تایوان چین و ژاپن شد .
در 12 سال اخیر برای اولین بار از ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود .
او در زنگی نامه اش به نام "عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت می کند (کتابه خیلی با حاله).
در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود از آن پس او برنامه ایفای نقش در کارکتر های مختلف را تغییر نداد مانند کارکترش در سریال واهری در قصر (یانگوم) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانو انتقام"
بقیه اش رو براتون فردا می گم چون خیلی زیاده
e_mail:abbas_daejanggeum@yahoo.com
داستانهای قدیمی اگر به صورت فنی و با دقت زیاد پردازش شوند ، می توانند به عنوان سریال های نمایشی ، مخاطبان زیادی را به خود اختصاص دهند. این که مضمونی قدیمی یا تاریخی ، با شیوه های ویژه هنری و نمایشی بتواند با مخاطب رابطه برقرار کند ، نیاز به کار دقیق در این حوزه را دارد. سریال نمایشی "جواهری در قصر " توانسته تا حدود قابل قبولی این رویه را به خود اختصاص دهد. مجموعه ای ساخت کشور کره و پربیننده هم در ایران و هم در کشورهای دیگر . وقتی در کلیت به این مجموعه نمایشی نگاه می کنیم ، بسیار آن را ساده و روان در می یابیم ؛ خیلی روندهای پیچیده هنری و حتی پیچش های خاص داستانی در آن حاکم نیست و واقعاً شاید سادگی آن سبب شده چنین در دل مخاطب جای گیرد! قصه روایت ساده از زندگی دختری به نام "یانگوم" را بیان می کند . قصه ای که از کودکی این دختر سخن می گوید و سرنوشت او را در آشپزخانه قصری گره می زند. ورود دقیق و بدون شلوغیت های معمول در داستان ها (نمایش ها) روانی حرکت داستان را پایه نهاده "یانگوم" در "جواهری در قصر به عنوان دختری ، باهوش، زرنگ ، دانا و مودب معرفی می شود که از کودکی با هدف گذاری که واسطه اش مادر وی بوده ، قصد در ماندگاری در آشپزخانه دربار را دارد. در یک نگاه کلی ، این هدف گذاری خیلی منطقی به نظر نمی رسد. اما در طول داستان و محور قرار گرفتن بسیاری از ماجرا که منشا آن ، آشپزخانه دربار می باشد، خیلی این هدف سطحی به نظر نمی رسد. در تبیین سفید و سیاهی یا خوبی و بدی باز "جواهری در قصر " دارای برتری منحصر به فردی است ، اگر چه سیاهی را تا به عمق به پیش می رود و با یک بیش آگهی ، بیننده را آگاه می سازد ، اما هیچ گاه قصه پایانی خوش را نیز ندارد نمونه این سخن را باید در مرگ بانو "هن" دید. تمامی عوامل و حقه ها و فتنه ها دست به دست هم دادند تا "هن" و یانگوم ، گنهکار شناخته شوند ، شاید در اینجا مخاطب به دنبال معجزه ای برای رهایی این دو می گشت. اما اتفاقاً چنین نشد و بانو "هن" در بدترین شرایط مرد و یانگوم به سخت ترین جا، تبعید شد. این رویدادهای غیر منتظرانه ، قطعاً به جذابیت درام کمک شایانی خواهد کرد. با این وجود و بعضا غیر پیش بینی بودن حوادث این داستان ، اما جواهری در قصر هیچ گاه از روند منطقی پیوسته خود ، دور نمی شود و اتفاقاً همین روند و پرهیز از کات کردن های بی مورد در طول قصه ، نمایش را برای اکثر گروههای سنی با هر سطح سوادی ، قابل فهم کرده به عبارت دیگر با دارا بودن اکثر مولفه های دراماتیک ؛ مانند عشق ، تعلیق و نوسانات جاری ، این حرکت سینوسی هیچ گاه ، پیوستگی و منطقی بودن داستان را زیر سوال نمی برد . اکثر مخاطبان وضعیت و سرنوشت یانگوم را علت تعقیب "جواهری در قصر" می دانند و کارگردان اتفاقا این امر را به عنوان ناجی و قهرمانی معرفی می کند و در بخشهایی از داستان به عنوان مظلوم ترین شخصیت قصه نام می برد ، اما هیچ گاه او را ضعیف و شکست خورده مطرح نمی سازد. قهرمان ، "جواهری در قصر یعنی یانگوم ، گویا مقدم تر از حوادث حرکت می کند و خیلی او را نسبت به وقایع شوکه نمی کند، روحیه آرام همراه با تصمیم گیری معقول او در برهه های گوناگون زندگی اش در تمام قصه حاکم است. اگر چه داستان ، روایتی تاریخی دارد اما با پردازش دقیق ضمن معرفی بخشی از شیوه زندگی و آداب و رسوم ، ملتی همراه با داستان جذاب و روان توانسته بیننده دقیق و سخت پسند این روزها را راضی کند.
نویسنده : سید حمزه موسوی تاکامی
امشب باید نقد شخصیت کیومیونگ می گفتم ،ولی حیفم آمد این مطلب نویسم
نقد هم فردا تو سایت می زارم
همان طور که اطلاع دارید سریال جواهری در قصر روز های جمعه ساعت ۹:۱۵ تا ۱۰:۱۵ پخش می شود.
حالا یک مسئله عجیب را برای شما بگویم
در شیراز مکانی به نام چمران وجود دارد که در اکثر روزها بسیار شلوغ است و قول خود مان (جای سوزن انداختن نیست) ولی در روز جمعه که باید از همه روز ها شلوغ تر باشد پرنده هم پر نمی زند یا اگر هم کسی هست بسیار کم آن هم در ساعت بین این سریال
در زمانی که سریال تمام می شود یعنی بعد از ساعت۱۱ باز دوباره چمران شلوغ می شود و جای سوزن انداختن نیست این نشانه آن است که مردم شیراز چه قدر علاقه به سریال دارند

(بین ساعت ۹:۱۵ تا ۱۰:۱۵)
بقه عکسا تو ادامه مطلب
امید وارم خوب باشه اگه بد بود ببخشید
میل من رو هم که همه دارید
لطف کنید و نظر بدید

تاكه يك روز تو رسيدي
توي قلبم پاگذاشتي
غصه هاي عاشقي رو
تو وجودم جاگذاشتي
زيررگبارنگاهت
دلم انگار زير و رو شد
براي داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تانفس كشيدي انگار
نفسم بريد توسينه
ابرو بادو دريا گفتند
حس عاشقي همينه

و یانگوم به اتهام همدستی با دشمن برای محاکمه در دادگاه نظامی به قصر فرستاده می شود...
وزیر سمت چپ نیز که هنوز به توسعه امور مخرب خود ادامه می دهد قصد دارد حاکم جیجو را که هم اینک به خاطر پیروزی در مقابله با حملات ژاپنی ها مورد توجه قرار گرفته به دادستانی منتقل کند و او را به عنوان یکی دیگر از مهره های قدرت خود قرار دهد.

افسر مین جو با خواندن گزارش متوجه می شود که گزارش تحریف شده است و آن را به وزیر دست راست اطلاع می دهد (در گزارش علت عقب نشینی حاکم تبانی خدمتکار یانگوم با دشمن عنوان شده بود)

در این وضعیت یانگوم به دادستانی قصر برده می شود و تحت بازجویی قرار می گیرد...


و البته افسر مین جو وارد دادستانی می شود و با ارائه نامه ای که یانگوم به او نوشته سعی در اثبات بی گناهی او دارد و سرانجام محاکمه به تعویق می افتد...

حتی با وجود آن نامه به دلیل مداوای فرمانده دشمن توسط یانگوم و فرمان اخیر شاه مبنی بر مجازات کلیه همدستان دشمن جهت عبرت دیگران ، یانگوم هنوز متهم پرونده است...

پزشکان بانو قصر متوجه این موضوع می شوند ...

این بانوان پزشک ملکه را ملاقات می کنند و موضوع را توضیح می دهند و از او سوال می کنند در شرایطی مشابه یانگوم باید چکار کنند؟ آیا باید دشمن را درمان کنند تا مردم نجات یابند یا خیر؟

ملکه به این موضوع کنجکاو می شود و در حین ملاقات پادشاه مسئله را به او تذکر می دهد و از او می خواهد علاوه بر کلیات مساله بر جزئیات آن نیز آگاهی پیدا کند...

پادشاه نیز با بررسی موضوع و مطالعه گزارش متوجه تحریف آن می شود و خواستار آزادی یانگوم می شود و عقیده دارد اصل کار که رهایی مردم بوده است نباید فراموش شود.

در این حین افسر مین جو هم برای کار مجدد در قصر فراخوانی می شود ولی افسر مین به جهت بازگشت دوباره یانگوم به جیجو ناراحت است و تمایلی به بازگشت دوباره به قصر ندارد...
پزشک اسبق هم دوباره به قصر باز می گردد و مشغول کار می شود یانگوم را ملاقات می کند و سعی می کند ببیند آیا یانگوم هنوز افکار قبلی خود (انتقام) را حفظ کرده است یا نه .. و خلاف این موضوع را متوجه می شود

لذا از افسر مین جو می خواهد یانگوم را حرفه پزشکی بازدارد ولی افسر مین جو قبول نمی کند و عقیده دارد خود او باید در این مورد تصمیم بگیرد...

پزشک اسبق هم در دل خود زمزمه می کند پس یانگوم نمی توانم به تو کمکی بکنم تا به قصر بازگردی!
افسر مین جو هم به خاطر یانگوم سعی در رد پذیرش بازگشت مجدد در قصر را دارد ولی وزیر به او می گوید چند روزی روی این موضوع بیشتر فکر کند..

و یانگوم از اینکه سبب از دست رفتن موقعیت های مین جو شده است و می خواهد فردا قصر را ترک کند ناراحت است...

و سرانجام یانگوم مقصد را به سوی جزیره جیجو ترک می کند ولی در راه برگشت به محل دفن مادام هن می رسد و از افسر نگهبان خواهش می کند اجازه دهد برای مادام هن لااقل تپه ای به عنوان نشان بسازد ولی پس از ایجاد تپه ، پسر بچه ای از اشراف مدعی می شود که این زمین متعلق به اوست و نباید در آن گور بسازد! همچنین او اظهار می دارد که این جا مکان مناسبی برای گور نیست و مدفون شده ها آرامش نخواهند داشت و ...

یانگوم ناگهان متوجه می شود که احتمالاً بچه بیمار است و از او می پرسد چرا عرق سرد دارد و سرفه می کند

و در نهایت پسر بچه اجازه می دهد تا یانگوم او را معاینه کند...

پسر بچه به یانگوم می گوید که این بیماری از کودکی همراه او بوده و همیشه عدم اشتها سبب ضعف رشد او شده است و پزشکان از درمان آن عاجزند... یانگوم به درمان پسرک اصرار می ورزد
ولی پسرک به یانگوم می گوید اگر شما بتوانید مرا درمان کنید هیچ پاداشی نمی گیرید ولی اگر نتوانید مرا درمان کنید توسط پدرم به سختی مجازات می شوید با تمام این صحبت ها یانگوم در درمان اصرار می ورزد... پدر پسرک با شرط تنبیه یانگوم در صورت عدم درمان قبول می کند...
یانگوم درمان را شروع می کند و غذایی ویژه با گوشت و استخوان گاو طبخ می کند و از پسرک می خواهد از آن بخورد...


یانگوم روزها بدین شیوه عمل می کند ولی پسرک هر بار استفراغ می کند

پدر پسرک سخت عصبانی می شود و قصد تحویل یانگوم به دادستانی را دارد ولی یانگوم اعتقاد دارد که او باید استفراغ کند تا بیماری دفع شود پسرک از پدرش می خواهد اجازه دهد یانگوم ادامه دهد...

در نهایت حال پسرک خوب می شود و یانگوم علت بیماری را به پدرش شرح می دهد او از پسرک می پرسد چطور پسرک به او اعتماد کرده است... که متوجه می شود پسرک ادبیات روم ، چین و یونان را مطالعه کرده و به 10 کشور دنیا سفر کرده و از مردم شناسی آگاهی کافی دارد!

پسرک و پدرش به عنوان پاداش به یانگوم قول می دهند که آرامگاهی در زمینشان خواهند ساخت و سخت از ان محافظت می کنند... در همین حین پدر پسرک به یانگوم می گوید فردا زمان آزمون پزشکی قصر است پس او اینجا چکار می کند؟!
یانگوم که متوجه آزمون پزشکی قصر می شود با وجود تاخیر بسیار طولانی سفر به جیجو و احتمال دردسرهای آتی برای امتحان به قصر باز می گردد... و از بانو هن که سبب تاخیر در رفتن او به جیجو شده قدردانی می کند...
در روز آزمون همه بانوان پزشک صف می کشند

یانگوم به همراه آخرین گروه برای آزمون داخل می شود بلافاصله پس از ورود با کمال تعجب پزشک اسبق را به عنوان یکی از سه پزشک ممتحن مشاهده می کند ...

در ابتدا توضیح داده می شود که هر کس که 1 نمره منفی از یکی از پزشکان داشته باشد مردود می شود!
دو پزشک دیگر سوالات خود را از یانگوم می پرسند و یانگوم بدرستی پاسخ می دهد و اینک نوبت به پزشک اسبق می رسد که قول داده بود جلوی ادامه حرفه پزشکی یانگوم را خواهد گرفت...
پزشک اسبق سوال خود را اینگونه مطرح می کند: اگر بیماری دشمن شما بود ، آیا او را درمان می کنید؟! دو بانوی دیگر جواب می دهند بلی و یانگوم می گوید هنوز تصمیمی در این مورد ندارم
پزشک هم نمره ای به او می دهد ... !

یانگوم که با این پاسخ احتمال قبول خود را صفر می داند با بستن اسباب خود قصد عزیمت به سوی جیجو را دارد ولی نتایج همان لحظه اعلام می شود .. یانگوم آنقدر ناامید بوده که حتی قصد نگاه کردن نتایج را هم ندارد ولی داگو اسم او را در قبولی ها می یابد...

و یانگوم بسیار متعجب و خوشحال می شود (مثل قبولی شما در کنکور سراسری با وجود زدن نمره منفی!)

سرانجام بانوان پزشک قبول شده در قصر جمع می شوند و اعلام شروع دوره فردا 6 صبح اعلام می گردد...

یانگوم پزشک اسبق را مشاهده می کند و از او تشکر می کند و پزشک به او می گوید هنوز تصمیمی نگرفته است ... و در طول دوره تصمیم می گیرد زیرا پاسخ یانگوم به او نیز همین بوده است!

ظاهراً تنها افسر نگهبان از بازگشت تنهایی خود به جیجو ناراحت است که البته افسر مین او را به عنوان سرباز خود انتخاب می کند..

روز دوره فرا می رسد و همه بانوان پزشک برای شروع جمع می شوند و اولین پزشک به آنها می گوید هر آنچه که تا حالا آموخته بودند آشغال است و همه را دور بریزند ( مثل بعضی استادهای که می آیند سر کلاس!)
ولی سر انجام یانگوم دوباره به قصر باز می گردد!

در ضمن من گفتم که نگاهی به آینده شخصیت ها رو نمی گم که چون شما گفتید می گم ولی خلاصه قسمت ها سریال پا بر جاست
بدون شرح

برید تو ادامه مطلب
لطف کنید و نظر بدید
در ضمن خلاصه قسمت ۳۲ رو هم می گذاریم به زودی با شششششششششه باشششه
شما هم بفرسنید تا تو وبلاگ قرار بدم

بقیه اش تو ادامه مطلب هست

در نگاهی به آینده افسر مین می توان گفت که او در آینده به عنوان یکی از وزیران انتخاب می شود و در دربار به فعالیت می پردازد در آنجا هم او حامی یانگوم و پشتیبان او ست

در ضمن حدس بزنید افسر مین با کی ازدواج میکنه
چند تا عکس تو ادامه مطلب
اگر روزنامه جام جم روز چهارشنبه ۹ خرداد را ورق زده باشید احتمالاً صفحه ۹ آن شما را میخکوب کرده است چون با تیتر بزرگی نوشته است "شخصیت های دوست داشتنی" ولی احتمالاً این جمله شما را میخکوب نکرده است بلکه عکس یانگوم در بالای صفحه توجه شما را به خود جلب کرده است ولیکن در متن ماجرا متوجه می شوید که مقاله سعی کرده است بیشتر محبوبیت سریال و علت پر بیینده بودن آن را به پای دوبلرهای مجموعه تمام کند! ولی غافل از اینکه این سریال در کل جهان دارای امتیاز بالایی است و به خاطر دوبلرهای آن نیست ! بازی Lee Young ae چندان اثر گذار است که من فکر می کنم دوبلر های این مجموعه خیلی هم کم کاری کرده اند و خانم لی را بی حس هم جلوه داده اند مثلاً یانگوم در جایی کلی نفس نفس می زند و غیره ولی دوبلر خیلی خونسرد صحبت می کند اینگار روی مبل دراز کشیده و غیره
کسانی که این سریال را قبل از سیما مشاهده کرده اند متوجه عرض بنده می شوند که حتی بدون دوبله بودن مجموعه ، سریال اثر گذاری خود را کاملاً حفظ کرده بود.
با این وجود از تمامی دوبلرهای جواهری در قصر که زحمت کشیدند و این مجموعه را تقدیم هموطنان کرده اند متشکریم...

و بعد هم winrar دانلود کنید
خیلی خیلی توپ هست
باز هم میگم بعد از اینکه رفتید تو لینک گزینه Download file رو پیدا کنید شروع به دانلود کردن بکنید
دانلود نکی از دست رفته
E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com
افسر مین جو در سن ۱۶ سالگی در یکی از امتحانات دربار نفراول شد و به دیدار پادشاه رفت و پادشاه به او پیشنهاد کرد که وارد دانشکده افسری شود .از همان اول کار متعهد و درستکار و راستگو بود
اگر بخواهیم به نقد شخصیت افسر مین بپردازیم می توان گفت که او یک مرد روشن فکر است و باعث پیشرفت یانگوم شد در همه زمینه ها از یانگوم حمایت می کرد و در همه حال با یانگوم بود چه در غم و چه در شادی

نگاهی به آینده
نگاهی به آینده دیگه نمی توانم بگوییم زیرا خواننده گان گفته اند (مزه اش سریال از بین میره )
ولی عکس می گذارم

جند عکس تو ادامه مطلب
E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com

این هم آهنگ قسمت های پایانی سریال که خواسته بودید ولی باز می گم قبلش winrar دانلود کنید
اگه خواستید به من میل بزنید E_mali:abbas_daejanggeum@yahoo.com
امروز براتون یه عکس از یونسنگ می گذارم

در ضمن کسانی که دفعه پیش موفق به دانلود آهنگ های سریال نشدند باز آهنگ ورژن جدید رو باز می گذارم ولی قبل از آن حتما winrar را دانلود کنید
وقتی winrar دانلود کردید روی لینک آهنگ سریال ورژن جدید بروید و لینک را باز کردید گزینه Download file را بیابید و شروع به دانلود کردن بنمائید
یه کم طول می ده صحفه save بیاد
اگر کاری داشتید به E_mail:abbas_daejanggeum@yahoo.com مکاتبه فرمایید
امشب براتون نقد افسر مین رو می گذارم
امشب می خواهم نقد دیگری از شخصیت بانو مین را برای شما بنویسم
نگاهی به آینده
بانومین از دوران کودکی به عنوان یکی ازبانوان آینده دربار انتخاب شد و به قصر راه پیدا کرد.
از همان اول سریال شخصی محافظه کار و به دور از سر و صدا و در حاشیه و آینده نگر زندگی می کرد ،کم کم او به عنوان کمک آشپز (دستیار) وارد آشپز خانه سلطنتی شد . بانو مین همیشه خود را در هر دعوائی کنار می کشید تا مبادا به آینده او آسیبی برسد در این حال منصف و مهربان بود و همیشه به یک زندگی طو لانی و آرام فکر می کرد .
با یانگوم مهربان و شاگرد خوبی برای بانو هن بود و او را مانند مادرش دوست داشت
ولی با خاندان چوئی در ظاهر خوب و مهربان و در باطن دشمن بود چون در مقصود آن ها در دربار اطلاع داشت (خدا نسل این خاندان چوئی ها رو از رو زمین ریشه کن کنه)

نگاهی به آینده
پس از تبیعد بانو هن و یانگوم به جزیره جیجو و مرگ بانو هن توسط چوئی ها روزگار سختی به بانومین در قصر گذشت و حتی به پست ترین شغل توسط بانو چویی گماشده شد (تعیین شد)
بانو مین چندسال را به سختی در قصر سپری کرد
پس از بازگشت یانگوم و ازدواج رسمی یونسنگ با پادشاه ،زندگی بانو مین به کلی عوض شد و بانو مین به عنوان بانو ملازم یونسنگ انتخاب شدو همین امر باعث پیشرفت او شد تا جایی که در آینده به عنوان بانو ،،،،،،

تو ادمه مطلب هم چند تا عکس هست
این یه بازی از یانگوم که برام یکی از خواننده گان فرستاده بود
و خودم آن را کامل کردم ..
توجه:داشته باشید که قبل از اجرای این برنامه winrar را حتما دانلود کنید
وقتی winrar دانلود کردید روی لینک بازی یانگوم بروید و لینک را باز کردید گزینه Download file را بیابید و شروع به دانلود کردن بنمائید
یه کم طول می ده صحفه save بیاد
که چند تاشون تکراری بودند من دیده بودم و اونهایی رو که فکر می کنم تکراری نیستند رو براتون می زارم.اگه تکراری هست به خوبی خودتون ببخشید
توضیح: یه عده گفتند که عکس ها رو به حالت کوچیک نزنم.اگه دوست ندارید بگید مثل بقیه بزرگ بزنم.
برای فرستادن مطالب و عکس: sheida_daejanggeum@yahoo.com
چند تا هم تو ادامه مطلب هست

براتون امشب نقد بانو مین رو می زارم
براتون باز عکس می زارم
بانو هن که از بچه گی به عنوان یکی از بانوان آینده دربار وارد قصر شد رقابت شدیدی از همان دوران با بانو چویی داشت
بانو هن که پس از مرگ دوستش میونگی (مادر یانگوم) سعی در افشا کردن مرگ دوستش می کرد (مادر یانگوم) می کرد موفق نشد.
تا آنجایی که بانو اول آشپزخانه سلطنتی مریض شد و دیگر نمی توانست به کار خود ادامه دهد و در حضور پادشاه اعلام که بین بانو هن و بانو چویی مسابقه برگذار شود و هر کس که در این مسابقه پیروز شد لایق بانو اول دربار است این مسئله که بانو هن را بسیار خوشحال کرد زیرا او می توانست با بانو چویی رقابت کند و بالا تر از او قرار بگیرد و این مسئله مهمی برای او بود ولی بانو چویی و بانو منشی های سلطنتی بسیار ناراحت بودند زیرا آنها مانند عروسک می شدند و نمی توانستد هیچ کاری را انجام بدهند
بانو هن از فکر خود استفاده می کرد نه از حیله گری کاری که خاندان چویی بر عکس آن انجام می دادند
اگر در فیلم توجه داشته باشیم می بینیم که بانو هن فقط به بهتر شدن آشپزی خود فکر می کند و می خواهد راه های جدیدی را در آشپزی بیابد و از فکر خود استفاده کند کاری خاندان چویی برعکس آن را می کنند تهمت زدن شخصیت کسی دیگر را زیر سوال بردن و ....
از شخصیت بانو هن می توتن نتیجه گرفت:
۱.در کار خود صبر داشته باشیم و آینده امید وار باشیم
۲.سعی در بهتر شدن کار خود بکنیم
۳.به کسی تهمت نزنیم و کسی را زیر پای خود له نکنیم
.....
جند عکس تو ادامه مطلب گذاشتم


امیدوارم خوشتون بیاد