تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

او فراموش نشدنیست.........

تقدیم به چشمان بارانی دوست داران بانو هن

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 23:35  توسط   | 

...  و مادام هن که دیگر توان و رمقی برایش باقی نمانده بود دنیا را ترک می گوید و یانگوم را تنها و بی کس در مسیرش به جزیره تنها می گذارد!

یانگوم بر سر بدن بی جان مادام هن

صورت سرد بانو هن


در همین حال افسر مین جو را آزاد می کنند و او شتابان به دنبال یانگوم می رود... ولی متوجه می شود یانگوم و مادام هن قبلاً به تبعیدگاه اعزام شده اند..

افسر مین جو را آزاد می کنند


با التماس یانگوم ، سربازان جسد مادام هن را دفن می کنند

دفن جسد بانو هن

ولی به یانگوم اجازه نمی دهند نشانی بر روی قبر او باقی بگذارد و او را گمنام رها می کنند...

تدفین گمنام بانو هن


سرانجام یانگوم بدون مادام هن سوار قایق می شود و به طرف تبعیدگاه جیجو برده می شود...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


افسر مین هم ناکام در رسیدن به قایق به دریا می نگرد...

افسر مین ناکام در رسیدن به یانگوم


خبر مرگ مادام هن به قصر می رسد و یونسنگ به یانگرو و گیومیونگ التماس می کند او را نیز مجرم جلوه دهند و به جزیره تبعید کنند و حتی مستقیماً به پیش مادام چویی و بانوی منشی های سلطنتی می رود و از آنها تقاضا می کند او را نیز به جزیره تبعید کنند که در نهایت با وساطت بانو مین مشکل بر طرف می گردد...

التماس یونسگ از یانگرو و گیومیونگ


آشپز کنگ داگو هم پول های همسرش را که سال ها به دنبالش بود سرانجام در دیوار خانه می یابد و قصد دارد تا به جزیره برود و خیال می کند می تواند با پرداخت پول یانگوم را بخرد و یا به نحوی بر گرداند... ولی با مخالفت شدید همسرش روبرو می شود...

داگو درپی نجات یانگوم


همسر داگو افسر مین را ملاقات می کند و به او می فهماند یانگوم همان کسی بوده که جانش را نجات داده و افسر مین جو پس از شنیدن خبر سراسیمه و عصبی می شود..
یانگوم هم هنوز در قایق روان به سوی جیجو به سر می برد...

یانگوم به سوی تبعیدگاه


در بدو ورود به جزیره یانگوم دو بار از دست افسر نگهبان فرار می کند و او مجبور می شود به شدت او را بسته و به یانگوم روزها غذا ندهد زیرا یانگوم زیبا بوده و ارزش فراوانی برای حاکمان جزیره داشته اشت !!!
( در نسخه چینی این مجموعه یکی از علل فرار یانگوم از دست سربازان و فرار او از جزیره ، تجاوز به دختران جوان خدمتکار توسط حاکمان جزیره عنوان گردیده است در پانویس نسخه چینی آمده است که یانگوم به علت زیبا بودن علاوه بر خدمتکار شدن به انجام این کار گمارده می شد و بانو هن و یانگوم از انجام کارهای سخت در جزیره واهمه نداشته اند ...)

یانگوم و تقاضای آزادی از افسر نگهبان


...افسر نگهبان یانگوم را در انبار کاهی زندانی می کند که دختر دیگری در آن زندانی بود.. یانگوم از دخترک تقاضای کمک می کند... یانگوم به دخترک می گوید او باید فرار کند حتی اگر به قیمت جانش تمام شود (زیرا یانگوم دوست نداشت به او تجاوز شود)

یانگوم زندانی در انبار کاه


دختر زندانی به یانگوم می گوید برای فرار یک راه باقی است ... دختر زندانی افسر نگهبان را صدا می زند و ادعا می کند که یانگوم آبله مرغان دارد

یانگوم و آبله

یانگوم و تظاهر به آبله مرغان

 و نقشه دختر زندانی می گیرد و  سربازان با ترس یانگوم را به قرنطینه منتقل می کنند و سربازی را مسئول مراقبت از او قرار می دهند..

یانگوم در قرنطینه


سرباز مراقب ، طبق گفته دختر زندانی خوابش می رود و یانگوم مطابق با گفته دختر از کلبه قرنطینه فرار می کند و برای قرض گرفتن قایق به سوی کلبه ساحلی فرار می کند...

یانگوم طبق گفته دختر زندانی عمل می کند


او به یانگوم می گوید داخل کلبه ساحلی شود و بگوید "یانگ - دوک" به من گفته قایقی از شما قرض بگیرم!!! یانگوم هم اینکار را می کند و با خوشحالی داخل کلبه می شود و از سربازان تقاضای قایق می کند..

یانگوم از سربازان تقاضای قایق می کند!

 سربازان می گویند "یانگ دوک" کیست و بلافاصله برای دستگیری یانگوم او را تعقیب می کنند!!...

سربازان در پی دستگیری یانگوم


یانگوم می فهمد که دخترک قصد نجات او را نداشته بلکه می خواسته او را بیشتر تنبیه کنند زیرا او را به درون کلبه سربازان فرستاده بود!

یانگوم و گریز در ساحل


از سوی دیگر ، سرباز محافظ یانگوم متوجه فرار یانگوم از کلبه می شود و او همراه با دیگر سربازان نیز شروع به جستجو یانگوم در شهر می کنند...

سرباز محافظ متوجه فرار یانگوم می شود


افسر مین هم به جزیره جیجو می آید در بدو ورود مشاهده می کند که سربازان سراسیمه به دنبال کسی در شهر می گردد علاوه بر این او از فاصله دور سربازانی را می بیند که در ساحل دختر جوانی را تعقیب می کنند او در دلش آرزو می کند که آن ها هرگز نتوانند دخترک را بگیرند او نمی دانست آن دخترک همان یانگوم است!

 

مین جو شاهد جستجوی سربازان در جزیره


سرانجام سربازان یانگوم را بار دیگر دستگیر میکنند فرمانده ، سرباز محافظ را به شدت سرزنش می کند و خواستار تنبیه یانگوم می شوند و از سرباز می خواهد او را به غل و زنجیر بکشد تا دیگر فرار نکند... سرباز هم دستور را اطاعت می کند...

یانگوم دستگیر می شود


افسر مین متوجه فرارهای مکرر یانگوم می شود و از تنبیه اخیر او مطلع می گردد و بسیار ناراحت می شود... یانگوم هم بار دیگر به دخترک زندانی که او را طعمه قرار داد برخورد می کند دختر به او می گوید او قصد نجات او را داشته و تا یک خدمتکار نفهمد که چگونه تسلیم شود نمی تواند نجات پیدا کند...
وزیر سمت راست متوجه ترک مین جو به جزیره می شود او احساس می کند که او مقصر بوده و باید به مین جو کمک کند تا این مورد بعنوان جرم محسوب نشود و لذا سریعاً او را به عنوان افسر دریایی جزیره جیجو منصوب می کند تا مبادا مجازات ترک از خدمت دامنگیر او شود...

وزیر سمت راست و کمک به مین جو


مادام چویی هم به مقام بانوی اول می رسد و آشپزخانه دربار و روابطش را تحت سلطه می گیرد...

مادام چویی بانوی اول


او حتی برای خود ضیافتی ترتیب می دهد و همه بانوان به غیر از بانو مین به او هدیه می دهند و در طی صحبت هایش حسابی مادام هن و یانگوم را متهم و خائن جلوه می دهد...

بانو چویی و ضیافت


ظاهراً در قصر کسی آشفته تر از یونسگ که ابتدا مادام یونگ و سپس مادام هن و یانگوم را از دست داده بود وجود نداشت...

یونسگ ناراحت و آشفته


افسر مین در راه کمک به یانگوم و ملاقات او باج های زیادی می دهد...

افسر مین و باج هایی که در جزیره می دهد


زمان خدمت فرا می رسد و یانگوم را علاوه بر شدت بیماری و زخم هایش مجبور به کار در چراگاه می کنند...

یانگوم و فراخوانی جهت کار در چراگاه

پاهای یانگوم به شدت مجروح است


یانگوم در چراگاه دوباره فکر فرار به سرش می زند و با آزاد کردن سواران ، سربازان را مشغول و خود می گریزد دوباره سربازان به جستجوی یانگوم می شتابند...

یانگوم چارپایان را فراری می دهد


ولی خوشبختانه اینبار افسرمین جو او را زودتر از سربازان پیدا می کند یانگوم از ملاقات افسر مین جو بسیار خوشحال می شود ...

مین جو به یانگوم کمک می کند


آنها آن شب موفق به فرار می شوند و در لابلای تخته سنگ ها پنهان می شوند یانگوم نیمه شب پای افسر مین را که در خلال گریز زخمی شده بود می بنند

یانگوم زخم مین جو را می بندد

و با هم صحبت می کنند افسر مین به او می گوید که فهمیده چه کسی جانش را نجات داده و هرگز او را تنها نخواهد گذاشت ولی از او می خواهد به او اعتماد کند و اینبار به حرفهایش گوش دهد و دیگر فرار نکند تا او بتواند نجاتش دهد...

یانگوم و مین جو نیمه شب فرار


افسر مین از یانگوم می خواهد تا با قایقران اینجا را موقتاً ترک کند تا مین جو ترتیب کارها را بدهد.. او نیز به گفته مین جو عمل می کند...

یانگوم و قایقران

صبح روز بعد مین جو و یانگوم طبق برنامه مین خود را تسلیم می کنند ...
در حین بازجویی فرمانده متوجه می شود که مین جو ، افسر دریایی جزیره شده است و ظاهراً او یانگوم را دستگیر کرده و تحویل داده است...

یانگوم و مین جو خود را تسلیم می کنند


و در نهایت مین جو ضمانت یانگوم را می کند و دختر زندانی (طبق برنامه مین جو) از فرمانده می خواهد او را به او بسپارند تا آدمش کند!!

یانگ داک از فرمانده می خواهد یانگوم را به او بدهند

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 22:50  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

سلام دوستان.

اینم یک عکس از یانگوم در هند

یانگوم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:44  توسط   | 

سلام دوستان.

خسته نباشید.

امشب فیلم جواهری در قصر حتما ببینید چون جای حساس فیلم است.

اینم یک عکس از یانگوم

یانگوم

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:42  توسط   | 

امضا لی یونگ ای

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 15:49  توسط   | 

با سلامی پر از مهر به شما بازدیدکنندگان وبلاگ جواهری در قصر

 

بخشید که یه دو روزی مطلب نمی گذاشتم علتش یه مشکل فنی بود که رفع شد

با توجه به نظرات شما در اولین پستم،تصمیم گرفتم تا ایمیلم براتون بزارم تا اگه نظر،انتقاد،پیشنهاد و یا سوالی داشته باشید با من در ارتباط باشید

 

reza_fajr@yahoo.com          ایمیل من :  

 

با تشکر فراوان رضا

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 15:48  توسط   | 

دوستان گلم سلام

شاید با دیدن عکس بگویید تولد یانگومه یا افسر مین ؟نه اینطور نیست شاید هم بگویید این عکس بابت جشن گرفتن ورود نویسندگان گلمان آقا رضا و آقا محمد  باشه این هم میتونه یکی از دلایش باشه         اما دلیل اصلی این نیست عزیزان من

دوستان عزیزم که همه می دانند ولی خب امروز روز تولدمه خیلی خوشحالم که تولدم رو در کنار خانواده گلم جشن می گیرم در این فرصت باز هم از اقا امین عزیز که فرصت آشنایی با این خانواده بزرگ و بی نظیر از احساسات و عواطف را به من داد تشکر می کنم.

و آرزو می کنم که روز به روز بر جمع این خانواده با صفا و صمیمی اضافه شود .از ته قلبم دوستتان دارم.

با تشکر میثم

بهترین روز زندگی من....

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 13:48  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 13:47  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 11:52  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 2:56  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 2:38  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 2:28  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 2:18  توسط   | 

عکسی از خانم لی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:41  توسط   | 

سلام اینم یک عکس از یانگوم.

یانگوم هزار چهره

یانگوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:42  توسط   | 

سلام دوستان.

اینم عکسی دیگری از یانگوم.

یانگوم چرا اینجوری نگاه می کنی؟

یانگوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:39  توسط   | 

سلام اینم یک عکسه دیگر از یانگوم که در حال کتاب خواندن است.

یانگوم با یک کتاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:31  توسط   | 

سلام دوستان و هم اکنون عکسی از یانگوم می گذارم.

امیدوارم لذت ببرید.

یانگوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:27  توسط   | 

بانو چویی و مادرش
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:10  توسط   | 

افسر مین در اوایل جوانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:8  توسط   | 

عکسی از پدر یانگوم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:6  توسط   | 

عکسی از خانم لی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:3  توسط   | 

عکسی از بانو هن
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:1  توسط   | 

عکسی از خانم لی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:58  توسط   | 

عکسی از گیوم یونگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:56  توسط   | 

عکسی از داکو
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:53  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:24  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:1  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:56  توسط   | 

Onara onara aju ona بيا بيا برای هميشه بيا

ganara ganara aju gana برو برو برای هميشه برو 
nanari naryodo motnonani من پرواز می کنم. اما با وجود اينکه دارم پرواز می کنم , من نمی توانم شاد باشم 
aniri aniri aninone نه , با وجود اينکه من اونو دوست ندارم نمی خواهم شاد باشم 
hey-ee-ya di-ee-ya heyeeyanara nino ......... chorus  
ojido mothana daryogana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
aeya diya aeyanara niyo  
chorus  
ojido mothana daryo gana با وجود اينکه من نمی توانم آن را انجام دهم من را هم به آنجا ببريد 
 
در ابتدا که معنی آن را می خوانيد چيز چندانی از آن متوجه نمی شويد ولی اگر مقداری آن را باز کنم مطمئنا بسيار پر معنی و تفکرانگيز است.

در کره جنوبی آرگومانهای بسياری در خصوص معنی شعر وجود دارد . نويسنده اين شعر " هيوم ایهم" بيان می کند که شعرش در خصوص زندگی دختران قصر که بايد کاملا باوفا نسبت به شاه باشند هست.

"اوه نا را" اين يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , دختران ( معمولا بين سن 5 تا 7 سالگی ) برای هميشه بايد به قصر بروند.

"کا نا را" اينم يک عبارت فشرده است که می گويد : اگر امپراتور دستور دهد , برو برو (بيرون قصر) در کل يعنی اگر امپراتور دستور به ترک قصر دهد , بانوان دربار (معمولا به خاطر پيری که نمی توانند به امپراتور خدمت کنند) بايد برای هميشه قصر را ترک کنند.

"نا نا نی" نوعی زنبور عسل است که با وجود اينکه بال دارد نمی تواند پرواز کند. اين مقايسه می کند با دختران قصر که با وجود داشتن احساسات کاملا رمانتيک عاشقانه اما فقط بايد به امپراطور خدمت کنند.

و در نهايت " نا نا نی" می خواهد و تلاش می کند که پرواز کند اما نمی تواند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:53  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:45  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:43  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:37  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:35  توسط   | 

خانم لی محبوب آسیا
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:33  توسط   | 

سلام دوستان.

این عکسی که براتون گذاشتم عکس یانگوم با بچگی های یون سنگ در فیلم است.

امیدوارم لذت ببرید.

یانگوم و یون سنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:11  توسط   | 

سلام دوستان.

امشب براتون یک عکس زیبا از یون سنگ گذاشتم.

شخصیت سمت راست در عکس بزرگی یون سنگ است و شخصیت سمت چپ در عکس بچگی های یون سنگ است.

با تشکر

یون سنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:1  توسط   | 

سلام دوستان خسته نباشید.

میثم جان با تشکر از شما.

دوستان ۴ عکس براتون گذاشتم که به عبارت است از بچگی یانگوم و بعد ملکه و بعد بانو مین.

دوستان چون اندازه ی عکس های کوچک است این طور قرار می دهم.

یانگوم کوچک

                          

یانگوم کوچکبانو مینملکه

                             

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:56  توسط   | 

خانواده زیبای ما

دوستان عزیزم سلام.خوشحالم که برای تبریک به نویسندگان جدیدمان خدمت می رسم.آقا رضا ورود شما را هم به جمع نویسنگان این خانواده تبریک می گویم.آقا رضا و آقا محمد توجه داشته باشید که ما  تمام  نویسندگان با مدیریت آقا امین عزیز همگی اینجا یک هدف داریم.شاید مانند یانگوم که می گفت وقتی غذا می پزد آروز می کند که لبخند رضایت رو لبان آن شخص بنشیند ما تمام نویسندگان باید تلاش کنیم که با کارمان لبخند رضایت را بر لب دوستان و بینندگان گلمان بنشانیم و آنها را راضی کنیم.از صمیم قلب آرزو می کنم که با ورود شما خانواده قدرتمند ما با اقتدار بیشتر گام بردارد تا در آینده وقتی کسی به یاد ما افتاد از ما به نیکی یاد کند. چون ما اینجا یک خانواده ایم.  خانواده یکدل و با صفای

 

                 Daejanggeum.blogfa.com

                                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:43  توسط   | 

سلام من رضا نویسنده جدید وبلاگ هستم امیدورام مطالبی که از این به بعد براتون می زارم مورد پسند شما قرار بگیره حالا برای اولین مطلب خودم ه عکس از بانو هن و یانگوم می زارم که فکر کنم هر دوتاشون بانوی دربار شده اند

 

 

عکس بانو هن ویانگوم وقتی بانوی دربار شده 

 

 

منتظر مطالب جدید من باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:44  توسط   | 

امین (مدیر)                       .....

زهرا(نویسنده)        zhara_daejanggeum@yahoo.com

رضا 3 (نویسنده)         sunrise_20008r@yahoo.com

امیر (نویسنده)            aaa.kratus@yahoo.com         

عباس (سردبیر اخراجی - خیانت به نویسندگان وبلاگ و رفتار مغایر با شئونات اسلامی)      -

رحیم                                   ....

مهران                  Daejanggeum.mehran@gmail.com

پیمان                        peyman1990@hotmail.com

رضا                                    ....

سوفیا                                ....

 محسن              malya_daejanggeum@yahoo.com

فرهاد               farhad_jahangiri_3000@yahoo.com

مرتضی                     cruelzax@yahoo.com

 

http://www.Daejanggeum.org

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:23  توسط   | 

خانم لی و دوست کره ای او

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:39  توسط   | 

سلام دوستان خسته نباشید.

من قسمت نظرات را مطالعه می کردم دوستان می گفتند که مثل اینکه سریال جواهری در قصر قرار است از قسمت ۴۸ به بعد پخش نشود یا اصلا به کل از چند قسمت دیگه پخش نشود ولی در مورد قسمت ۴۸ به بعد بگم من فکر کنم که پخش نشود به دلیل خاصی که وجود دارد و فیلم در آن صحنه ای که یانگوم موقت بانوی در بار می شود به اتمام برسد.ولی از دوستانی که به این اشاره می کنند خواهشمند در درجه ی اول منبع خبر خودشان را بگویند.

اینم یک عکس از افسر مین:

افسر مین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:18  توسط   | 

این هم عکس دیگر ازJung, Ji-Hoon که خواننده موسیقی پاپ است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:1  توسط   | 

 

Name / Jung, Ji-Hoon

DOB / June 25, 1982

Physical Traits / 184Cm, 75Kg, O TYPE

Education / Kyung Hee University Post Modern Music Department

Nickname / Dog(collie)

Hobbies / watching movies, listening to music,
shoes and apparel collection

Special Talent / everything about acting& dance

favorite actor / Charlie Chaplin & Han Seok-kyu

favorite musician / Michael Jackson., Janet Jackson, Usher

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:53  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:50  توسط   | 

سلام دوستان.

خسته نباشید.

اینم عکس از بانو هن که دوستان می گفتند.

امیدوارم تکراری نباشد.

عکس۱

بانو هن

عکس۲

بانو هن

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:56  توسط   | 

سلام خسته نباشید دوستان.

من به ۲-۳ نفری که سوال داشتند پاسخ دادم ولی یکبار دیگه می گم مسئول فروش فیلم من نیستم شما می توانید از آقای امین خریداری کنید.

در صورت هر گونه سوال به من ایمیل بزنید یا نویسندگان دیگر.

۲ عکس از از افسر مین.

عکس۲

افسر مین

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:40  توسط   | 

یانگوم بزرگ در کنار یانگوم کوچک!
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:10  توسط   | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 22:5  توسط   |