تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

و شاه که شب گذشته در سلامتی کامل بود هم اینک در بستر بیماری افتاده بود یانگوم از مادام هن می خواهد تا ببیند چه اتفاقی افتاده است..

شاه در بستر بیماری


ملکه و مادر شاه از پزشکان علت بیماری را می خواهند ولی پزشکان هنوز علتی برای آن نیافته اند..

پزشکان علت را نمی دانند


پزشک مسئول سلامتی شاه ، تهدید می شود که اگر نتواند علت را بیابد ممکن است جان خود را از دست بدهد و ..

پزشک مسئول تهدید می شود


 دایی گیومیونگ از موضوع مطلع می گردد ...

خاندان چویی از موضوع مطلع می گردند


بانو چویی نیز پس از اطلاع از این موضوع از خدمه دربار می خواهد نامه ای را به پیش دایی گیومیونگ ببرد مضموم نامه این بود "شنیده ام که شاه بیمار است و مشکلی در طبابت یافت نشده است من فکر می کنم دوباره بهشت به ما روی کرده است ماجرای اردک بخارپز شاهزاده را به یاد داری؟  یانگوم  علت آن را یافت و آشپز بی گناه نمرد! اینبار شانس به ما رو کرده است.."

نامه ای از طرف بانو چویی


خاندان چویی از فرصت استفاده می کنند و به پزشک مسئول می گویند که شاه به غیر از داروهای تهیه شده از غذاهای بانو هن هم استفاده کرده و پزشک مسئول هم از ترس متهم شناخته شدن سعی می کند این واقعه را به گردن بانو هن بیاندازد...

پیشنهاد چویی به پزشک مسئول


از آنجائیکه مادام هن استفاده از اردک آن ناحیه را توصیه کرده بود انگشت های اتهام به سوی او نشانه رفت و خصوصاً اینکه اردک ناحیه را پزشکان در لیست توصیه ها و بازرسی های خود نداشتند لذا پزشکان سعی کردند او را مقصر اصلی بیماری شاه معرفی کنند...

سعی در متهم کردن بانو هن


لذا برای انجام بازجویی های بیشتر مادام هن به سلول مربوط منتقل شد علاوه بر آن یانگوم که مسئول خرید اردک بود نیز فراخوانی می شود...
وقتی داگو خبر را از زبان یونسگ می شنود به او می گوید که باید راهی برای نجات یانگوم و مادام هن بیابد زیرا یانگوم یکبار جان او را نجات داده و ...

داگو ماجرا را از یونسنگ می شنود


او لیست مواد غذایی که مادام هن بکار برده بود را از بانو مین می گیرد و شروع به آزمایش می کند...

داگو با مواد غذایی آزمایش می کند!


افسر مین جو پس از خبردار شدن برای کسب اطلاعات بیشتر فردی را به قصر اعزام می کند

افسر مین جو مامور به قصر اعزام می کند


پزشکان و مسئولان با یانگوم برای بررسی، عازم ناحیه چشمه می شوند و از یانگوم می خواهند فروشنده اردک ها را به آن ها نشان دهد فروشنده اردک ها ادعا می کند که اردک های او کاملاً سالم است...

اردک ها و استفاده از آب گوگردی

 ولی ناگهان پزشکان متوجه می شوند که اردک ها از آب چشمه ای مصرف می کنند که حاوی گوگرد فراوان است و ..

اردک هایی که از آب گوگرد دار استفاده می کنند


خاندان چویی با تعجب متوجه می شوند همه شرایط خود به خود مهیا شده و حتی نیاز به اندیشیدن نقشه ای ندارند!

خاندان چویی نیاز به طرح نقشه هم ندارند!


پزشکان هم که از سمی بودن گوگرد آگاهی کافی دارند بلافاصله علت را گوگرد اعلام می کنند و با وجودیکه اردک ها قابلیت تصفیه سولفور را دارند بانو هن را مقصر تمام عیار ماجرا می دانند

یانگوم و اطلاع از متهم شدن هن


و بانو هن به عنوان مقصر اصلی برای بازجویی به سلول افکنده می شود ولی قبل از رفتن از یانگوم می خواهد موضوع را بیشتر بررسی کند...

بانو هن در سلول


یانگوم در پی افسر مین می گردد ولی ظاهراً او قصر را ترک کرده بود لذا او به آشپز کنگ داگو می گوید که او را پیدا کند و ماجرا را به او اطلاع دهد و به او بگوید در این وضعیت وی تنها کسی است که می تواند رویش حساب باز کند.
افسر کنگ داگو ، مین جو را ملاقات می کند و اوضاع را به او می گوید مین جو سریعاً در پی پزشکی می گردد تا بتواند از او در این مورد راهنمایی بگیرد...

ملاقات داگو با مین جو


خاندان چویی هم برای محکوم شدن سریع تر مادام هن و یانگوم تلاش می کنند و از افسر اوگیومو در اینباره کمک می گیرند...

چویی و سعی در تسریع محاکمه


مین جو برای تحقیق عازم چشمه آب گرم می شود و با فروشنده اردک ها و ساکنین منطقه در این مورد صحبت می کند و حتی از پزشک منطقه سوال می کند چرا اردک ها با وجود خوردن چنین سمومی نمی میرند ؟

افسر مین جو در ناحیه تحقیق می کند

پزشک می گوید اردک ها تصفیه کننده گوگرد هستند و نه تنها برای سلامتی مضر نیستند بلکه بسیار مفید نیز هستند...

پزشک منطقه مصرف اردک ها را بی خطر می داند


با این وجود افسران گارد قصر ، فروشنده اردک ها را به اتهام سوء قصد به جان پادشاه دستگیر می کنند...

دستگیری فروشنده اردک ها


و حتی یانگوم را به اتهام سوء قصد و همدستی با فروشنده اردک ها دستگیر می کنند...

دستگیری یانگوم


افسر مین جو بی خطر بودن اردک ها را به وزیر سمت راست اطلاع می دهد و توطئه های خاندان چویی و اوگیومو را گوشزد می کند ولی وزیر با توجه به شرایط از مین جو می خواهد عکس العملی انجام ندهد و خود را در خطر نیاندازد و از قصر خارج شود و او موارد را کنترل می کند!!!
پزشکان که از استفاده از پادزهر گوگرد نتیجه ای نمی گیرند سعی می کنند فعلاً از تب بر استفاده کنند ولی برای جلوگیری از متهم شدن از نشر این موضوع خودداری می کنند...
وزیر راست موضوع بی خطر بودن اردک را به پزشکان گوشزد می کند ولی آنان زیر بار نمی روند و ادعا می کنند پس از مصرف پادزهر حال شاه رو به بهبودی است...

ادعای پزشکان مبتنی بر موثر بودن پادزهر!


در حین محاکمه هر سه متهم ، وزیر سمت راست دستور تعویق محاکمه را می دهد و مدعی می شود پزشکان جواب قابل قبولی تاکنون ارائه نکرده اند و با وجودیکه افسر اوگیومو تلاش می کند تا محاکمه را انجام دهد مجبور به تعویق موقت محاکمه می شود..

تعویق موقتی محاکمه و بازگشت مجدد یانگوم و هن به سلول


خاندان چویی که متوجه می شود تعویق محاکمه کار افسر مین جو بوده است همه افرادش را در پی وی می فرستد...
یانگوم و بانو هن که هنوز مقصران اصلی این پرونده هستند در سلول به سر می برد زن داگو آن ها را ملاقات و نامه ای از افسر مین به آن ها می دهد...

زن آشپز کنگ داگو نامه ای را از طرف مین جو به هن و یانگوم می دهد


افسر مین در نامه نوشته بود که بزودی آزاد می شوند و از آن ها خواسته بود سوالاتی که حین محاکمه از آنان پرسیده شده بود را بنویسند...
در همین لحظه زن داگو چاقوی  7 پرنده را به یانگوم می دهد و یانگوم متوجه می شود که افسر مین جو همان فردی است که او جانش را نجات داده است...

چاقوی 7 پرنده یانگوم


بانو لی ، یونسنگ و بانو مین از بانوی منشی های سلطنتی و چویی می خواهند به رهایی مادام هن کمک کنند و ظاهراً ساده لوحانه به قضیه می نگرند...

تقاضای بانوان برای کمک به یانگوم و هن


در این وضعیت مین جو به رابطه بین اوگیومو و چویی پی می برد ولی جاسوس چویی از این موضوع مطلع می گردد...

جاسوس چویی

 چویی که متوجه می شود که مین جو از تجارت وی و رابطه او اطلاع دارد و او همان کسی است که برای رفع اتهام بانو هن و یانگوم تلاش می کند جهت طرح نقشه ای برای مین جو قرار ملاقات با اوگیومو را در رقاصخانه ترتیب می دهد...
گیومیونگ که مین جو را دوست دارد از این موضوع بسیار نگران می شود...

گیومیونگ نگران مین جو


و سرانجام از دایی خود می خواهد به مین جو صدمه نزند!! و مانع از انجام این کار می شود... و بانو چویی هم با این موضوع متفق می شود...

گیومیونگ و مخالفت با خانواده خود!

 

گیومیونگ در وضعیتی خاص


بانو هن و یانگوم که هنوز در زندان به امید آزادی به سر می برند ناگهان توسط گارد فراخوانی می شوند ولی ...

یانگوم در زندان

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 22:38  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 17:1  توسط   | 

... و سرانجام بانو هن و یانگوم یکدیگر را می شناسند و مادام هن از خصوصیات مادر یانگوم به او می گوید و جاهایی که او دوست داشت و ..

مادام هن از مادر یانگوم می گوید


یانگوم هم چگونگی کشته شدن مادرش را به بانو هن می گوید و بانو هن متوجه می شود که قاتل میونگ بانو چویی و همدستانش بوده اند...

یانگوم


یانگوم بانو هن را سریعاً برای نشان دادن نامه ای که مادرش باقی گذاشته بود می برد ولی متوجه می شود که نامه سر جایش نیست!

نامه مادر یانگوم مفقود شده است


در همین زمان دایی گیومیونگ به او بسته ای می دهد و به او می گوید نباید اشتباهی بکند!

گیومیونگ و بسته سمی


بانو هن سریعاً یانگرو را فراخوانی می کند و از او سوال می کند که چه کسی به او گفته مدارک حسابداری را بدزدد و چون او از گفتن این موضوع امتناع می ورزد او را حبس می کند تا حقیقت را بگوید.

یانگروی محبوس


بانو هن به یانگوم می گوید که هم اینک مادام چویی می داند که او دختر میونگی است و به هر قیمتی شده جان او را می گیرید و جانیش در خطر است...
گیومیونگ از مفقود شدن یانگرو مطلع می گردد و او را جستجو می کند... و قصد دارد در غذای شاه سم بریزد که در همین حین بانو هن او را فراخوانی می کند و او موفق به انجام اینکار نمی شود.

یانگرو قصد مسموم کردن پادشاه را دارد


مادام هن مجبور می شود برای محافظت از جان یانگوم .. مادام چویی و گیومیونگ را از قصر دور کند لذا آنها را از جمله یانگرو را کاملاً به مهمانسرا منتقل می کند...

مادام هن ، بانو چویی را از سس خانه به مهمانسرا می فرستد

مادام چوی عازم مهمانسرا می شود


مادام هن به یانگوم می گوید مادام چویی برای مدتی می تواند خارج قصر باشد و تنها کسی که می تواند در این وضعیت به آنها کمک کند افسر مین جو است از یانگوم می خواهد قبل از آنکه او از ناحیه خارج شود او را بیابد و موضوع را به او اطلاع دهد
مادام هن همچنین از یکی از بانوان قدیمی دربار به عنوان شاهد قضیه مینوگی کمک می خواهد ولی بانوی قدیمی امتناع می ورزد.

بانوی قدیمی دربار


یانگوم هم برای یافتن افسر مین جو از داگو کمک می گیرد.

یانگوم از کنگ داگو کمک می گیرد


یانگوم سرانجام موفق به ملاقات افسر مین جو می شود و از او کمک می خواهد.

یانگوم افسر مین جو را ملاقات می کند


داگو هم افسر مین جو را به صرف نوشیدنی دعوت می کند و چاقوی 7 پرنده به جای مانده یانگوم را از مین جو قرض می گیرد ولی زن داگو آن را از داگو به زور می گیرد...

داگو چاقوی 7 پرنده یانگوم


افسر مین هم مجدداً یانگوم را ملاقات می کند و به او می گوید نتوانسته است مدارکی مرتبط با پدر او برایش بیابد
هم اینک  گیومیونگ و چویی مطلع می شوند که شاه قرار است به چشمه آب گرم برود و پزشکان این سفر را مناسب می دانند و آخرین توصیه های ضرروری قبل سفر را می کنند...

توصیه پزشکان برای سفر پادشاه


همه کارهای مرتبط با مسافرت شاه انجام می شود و چون مادام هن به منطقه چشمه وارد است و می داند اردک های آنجا بسیار مشهور هستند ... تصمیم می گیرد از اردک های همان ناحیه استفاده کند.
سرانجام همه عازم ناحیه چشمه آب گرم می شوند بانو هن ، یانگوم را برای خرید اردک به شهر می فرستد

یانگوم و خرید اردک

ولی یانگوم اطلاع ندارد که جاسوسان چویی هر لحظه مراقب او هستند...

جاسوسان چویی مراقب یانگوم


اردک برای طبخ آماده می شود و شام مهیا می گردد...

اردک مشهور ناحیه


شاه پس از استحمام در چشمه آب گرم ، اردک پیشنهاد شده مادام هن را می خورد و از آن تعریف می کند...

پادشاه در چشمه آب گرم استحمام می کند


در حالیکه یانگوم در فکر بود مادام هن از او می خواهد تا او را به جایی ببرد ...

یانگوم در فکر


و او را به زادگاه مادرش که در آن منطقه بود می برد و از او می خواهد که پدربزرگش را ببخشد!

زادگاه مادر یانگوم


و در این حین افراد چویی که یانگوم و بانو هن را تعقیب می کرند سعی در آسیب رساندن به آنها را دارند که ناگهان محافظان مین جو مانع می شوند ...

افراد چویی قصد آسیب رساندن به یانگوم و بانو هن را دارند


یونسنگ و بانو مین شبانه به سوی چشمه آب گرم می روند و یونسگ که دلش به خاطر یانگرو سوخته بود قصد دارد برای او از آب چشمه ببرد...

یونسگ برای یانگرو از آب چشمه پر می کند


بانو مین هم موفق می شود که پایش را در چشمه آب گرم قرار دهد!!!

بانو لی هم پایش را در آب چشمه می گذارد


شاه از بانو هن می خواهد که قبل از بازگشت به قصر یکبار دیگر از خوراک اردک برای او تهیه کند زیرا ذائقه اردک های این ناحیه متفاوت است...

شاه بار دیگر از اردک ناحیه می خورد


ولی بلافاصله پس از بازگشت از قصر ، به همه خبر می رسد که حال پادشاه بسیار وخیم است و این موضوع نقطه شروع تمام مصیبت های بانو هن است و ...

خبر می رسد حال شاه وخیم است

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:49  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

دوستان عزیزم سلام.نوبت رسید به نظرخواهی طنز بعدی.شاید شما با دیدن مطلب بگویید پس عکسش کو؟این مطلب بدون عکس می باشد و اینکه در هیچ سایت خارجی هم نیامده می دانید چرا چون اورجینال مال خودم می باشد.فکر می کنید چگونه؟خیلی ساده وقتی مطلب طنز نویسنده  آقا احمد عزیز را که همین جا به ایشان سلام و خسته نباشید می گویم را دیدم یکدفعه این فکر به ذهنم آمد تا این مطلب طنز را کار کنم و حالا آماده شنیدن نظرات طنز شما هستم  اما موضوع طنز! دوستان گلم اگر شما می توانستید جای یکی از بازیگران مجموعه باشید چه کسی را انتخاب می کردید و چرا؟!!
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط   | 

شرک جدید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:21  توسط   | 

عکسی از بانو هن
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 21:42  توسط   | 

چهره ای دیگر از یانگوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 15:25  توسط   | 

دوستان عزیز سلام خوشحالم که با نقدی دیگر در خدمت شما هستم از اینکه مدتی طول کشید تا این نقد را قرار دهم معذرت می خواهم چون بخاطر علاقه شما به بانو هن این نقد باید صورت کلی ترو دقیقتری به خود می گرفت عزیزان قسمتهای آخر نقد آماده نبود واگر می خواستم با عجله آنرا تمام کنم فکر نکنم چیز خوبی از آب در می آمد به این خاطر قسمت اول این نقد را در این مطلب تقدیمتان می کنم و بزودی به امید خدا قسمت دوم نقد را برای دوستان عزیزم خواهم گذاشت. بهر حال از لطف شما متشکرم و این نقد را تقدیم دوستان عزیزمی کنم.یانگ می کیونگ بازیگر نقش بانو هن بخوبی چهره ای از یک بانوی ساده و با احساس نشان می دهد در واقع هنر کارگردان در انتخاب بازیگر برای ایفای نقش های مجموعه در مورد بانو هن به به اوج خودش می رسد یانگ می کیونگ انگار برای این نقش ساخته شده است انگار خود بانو هن است و چهره اش رفتارش و خصوصیاتش بر اساس بانو هن شکل گرفته است بیننده وقتی بازی او را می بیند حس می کند انگار او سالهاست در این نقش زندگی می کند و چنان در قالب نقشش فرو رفته که احساسات خلق وخو و حتی عواطف چنین شخصیتی را به زیبایی نشان می دهد که به این خاطر بایدبه کارگردان برای انتخاب خوبش و به یانگ می کیونگ برای این بازی ماندگار آفرین گفت چهره معصوم یانگ می کیونگ با زیبایی خاصی که دارد در همان بدو وروددر قلب دوستداران این مجموعه می نشیند.بی اغراق نیست که بگوییم خیلی ها در ایران او را به اندازه یانگوم و حتی گاهی بیشتر دوست دارندچرا که سادگی قلب پاک و خونگرمی بانو هن برای ما ایرانیها بیگانه نیست و ما ایرانیهای خونگرم این خصوصیات را قرن ها پیش از نیاکان خود به ارث برده ایم.خداوند چنان معصومیتی به چهره این مخلوق خود بخشیده که در اولین نگاه به قلب مخاطبش می نشیند.بانو هن نمادی از یک انسان ساده و دوست داشتنی است از آدمهایی که در عصر ما کم نیستندو اگرچه زندگی ماشینی احساسات و عواطف آدمیان را هم ماشینی کرده اما میتوان در آینده به وجود آدمهایی با قلب پاک و بااحساسی مثل بانو هن امیدوار بود.حضور بانو هن در مجموعه به عنوان دوست میونگی مادر یانگوم شروع می شودو مجموعه تصویری از دوستی آنها هر چند کوتاه نشان می دهد تا در قسمت های بعد که بیننده در جریان صحبت های بانو هن و یانگوم قرار میگیرد علت رابطه عمیق بین بانو هن ومادر یانگوم را بداند.دوستی عمیق بانو هن ومادر یانگوم از جایی شروع می شود که میونگی بانو هن را از برزخی که شاید تمام زندگی بانو هن را نابود کند نجات می دهد.      {توضیح نویسنده:دوستان در این مورد دو نقل قول وجود دارد اولی را که تلویزیون ایران نشان داد این بود که ظاهرا دزدی به محل زندگی بانو هن میرود که مادر یانگوم می رسد و به او کمک می کند اما حقیقت موضوع که من در چند سایت دیده ام و بنابه اطلاع دوستان آنهم با پوزش عرض می کنم این است که مردی قصد تعرض به بانو هن را داشته که مادر یانگوم سر میرسد و او را نجات می دهد که این نقل قول در چیزی که من در تعریف قسمت های چند سایت خارجی دیده ام یکی می باشد}دوستی بین میونگی وبانو هن سریع به تصویر کشیده می شود اما هنر کارگردان در این نمایش فوق العاده است طوری که بیننده رابطه عمیق بین آنها را عمیقا حس می کند.بک یونگ(نام اصلی بانو هن در مجموعه)با تمام وجود میونگی را دوست دارد وهمین باعث میشود وقتی میونگی به مرگ محکوم میشود بدون اینکه کسی ببیند پادزهر سم را در ظرف میریزد چرا که به او مدیون است اما حیف که این رابطه زود به پایان میرسدو با مرگ میونگی که چیزی جز توطئه بانو چویی نمی باشد{دوستان در اینجا هم موضوعی وجود دارد تلویزیون ایران از قول بانو چویی گفته که من دیدم میونگی از آشپزخانه دزدی کرده و اما حقیقت حرفی که بانو چویی زد این است که او گفته من دیدم میونگی و یک مرد باهم وارد یک اتاق شدند}داستان وارد قسمت دوم ماجراهایش می شود که مربوط به ورود یانگوم کوچک به قصر و تعلیم او توسط بانو هن می شود.بانو هن وقتی استعداد یانگوم را می بیند  خواه ناخواه به یاد میونگی می افتد گرچه کارهایی که یانگوم می کند خیلی شبیه دوستش میونگی می باشد.مجموعه در خلال این قسمت ها بازگشتی زیبا از دختر دوست عزیز بانو هن نشان می دهد و چند قسمتی که یانگوم کوچک وبانو هن در اوایل مجموعه با هم دارند بسیار زیبا و بیادماندنی میشود حتی وقتی که خودم این مجموعه را میدیدم و در قسمت ششم یانگوم خودمان وارد مجموعه شد کلی حالم گرفته شد که چرا کارگردان اینقدر زود گذر از کوچکی یانگوم به بزرگی او را به تصویر کشیده و کاش قسمت های کوچکی یانگوم و بانو هن بیشتر ادامه می یافت اما هنر کارگردان در این است که بیننده را در یکجا ساکن باقی نمی گذارد و در هر قسمتی موضوعی برای همگامی بیننده با مجموعه وجود دارد.آموزشهای بانو هن به یانگوم بی پایان است و چون از صمیم قلب یانگوم را دوست دارد حتی زمانی که بانوهای دیگر مشغول استراحتند به او آموزش می دهد.آموزشی از سر دلسوزی برای آینده او و اتفاقاتی که برایش می افتد که در ادامه مجموعه می بینیم آموزشهای بانو هن نقش انکار ناپذیری در موفقیتها و مشکلات آینده یانگوم پیدا میکند که نمونه کوچک آن استفاده از آب معدنی روستای سودن در قسمت مسموم شدن بانو هن و بانو مین میباشد.......                             ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:2  توسط   | 

در جستجوی یانگوم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 2:22  توسط   | 

*دربسیاری از صحنه های مجموعه شاهد هستیم که خانم پزشک کفش های مربوط به آن دوره را به پا نکرده و جایش کفش پاشنه بلند پوشیده که در آن زمان اصلا مرسوم نبوده.

*در قسمت 49 وقتی شین پی در کتابخانه به دنبال کتابی می گردد او هم کفش پاشنه بلند امروزی به پا دارد.

*در بعضی از قسمت ها هم که قرار بود مهارت های آشبزی نشان داده شود چون بازیگرها قادر به نبودندسرعت عمل لازم را در خرد کردن سبزیجات نشان دهند از آشپزهای ماهر استفاده شد. البته با یک اشتباهی اساسی که وقتی نمای دستان این افراد از نزدیک گرفته می شد تا معلوم نشود بدل ها مشغول کار هستند یادشان رفته که شکل دست ها یک دفعه از چاق به لاغر و بالعکس تغییر یافته است.

 

*دختری که نقش کوچکی در قسمت 6 سریال داشتدر قسمت های بعدی نقش دختر یانگوم را ایفا می کند. گویا گروه با کمبود بازیگر روبه رو بوده اند.

 

*یانگوم در خلال دوره مینگ در تاریخ چین حضور داشته اما در هنگام پخش سریال در جایی بانو چویی می گوید: بگذارید پس از چند روز طعم مانچوهان کورسس را بچشیمباید یادآوری کنیم این غذا بعد از سلسله ی مینگ توسط خاندان گوئینگ ابداع شده بود.

 

*در دوره مینگ عنوان شده بود که رنگ زرد رنگ سلطنتی است و افراد عادی و عامی جدای از خاندان سلطنتی اجازه استفاده از این رنگ را در هیچ کجا نداشتند اما در مجموعه شاهد بودیم که پستچی ها و پیغام آوران رنگ زرد می پوشند در صورتیکه سزای این کار مرگ توسط امپراتور می باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:59  توسط   | 

این هم عکس مادر یانگوم(میونگی) که دوستان تقاضا کرده بدند.

نام:Kim Hye-seon

تاریخ تولد:۲۸سپتامبر1969

عکس 1                عکس 4               عکس 7           عکس 10

عکس 2                عکس 5              عکس 8           عکس 11

عکس 3               عکس 6               عکس 9     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:0  توسط   | 

این عکس هم تقدیم به عزیزانی که عکس های گیوم یونگ خواسته بودند...

گیوم یونگ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 0:19  توسط   | 

اینهم عکس از خانواده چویی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 0:45  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:50  توسط   | 

عکسی از یانگوم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:46  توسط   | 

اینهم نقاشی از یانگوم شاید شما قشنگتر بکشید.بهرحال او در کره آنقدر محبوب هست که تقریبا هر چه بخواهید با نام او در آنجاپیدا خواهید کرد.ما نیز او را دوست داریم و قطعا تا سالهای سال بازی زیبا و سرشار از احساساتش را از یاد نخواهیم برد.

نقاشی از چهره یانگوم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 21:11  توسط   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 1:59  توسط   | 

گیومیونگ ، رقیب یانگوم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 0:47  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

و بازهم لی از سریال جواهری در قصر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:58  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

سمپوزیوم جواهری در قصر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:51  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

 

 

بانو هن ، بانوی اول

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:45  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

یانگوم تصاحبگر قلب های آسیایی !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:33  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

یانگوم وبانو هن در برنامه تلویزیونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 23:21  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:22  توسط   | 

... و بالاخره یادداشت های یانگوم به دست بانو چویی می افتد ولی بانو چویی ابتدا تصور می کند که این یادداشت های بانو هن است که در دوران آموزشی خود می نوشته و آن را به یانگوم داده است لذا به آن توجه چندانی نمی کند کتابچه های حسابداری دزدیده شده هم به علت ثبت فقط ورود و خروج کالا ها به کار بانو چویی نمی خورد لذا به یانگرو می گوید آن ها را سریعاً برگرداند یانگوم که متوجه مفقود شدن کتابچه های حسابداری  و بالاخص  یادداشت های مادرش می شود نگران و با عجله به دنبال آن می گردد و به بانو هن این موضوع را اطلاع می دهد بانو هن می گوید افراد در مورد ثبت رکوردهای  حساب نگران هستند و به همین خاطر آن ها را ربوده اند و می گوید آن ها حتماً آن را بر می گردانند چون چیز بدرد بخوری نخواهند یافت...

یانگوم نگران


گیومیونگ کتابچه های ربوده شده را به سرجایش بر می گرداند

یانگرو کتابچه های حسابداری را باز می گرداند

ولی در این حین یانگوم به اتاق باز می گردد و او را نگران می بیند با اینکه به او می گوید که او کتاب ها را برداشته ولی یانگرو اظهار بی اطلاعی می کند و ... یانگوم متوجه می شود که یادداشت های مادرش در بین کتابچه ها نیست لذا از یانگرو خواهش می کند آن ها را پس بدهد ولی یانگرو باز هم اظهار بی اطلاعی می کند ...

یانگرو و اظهار بی اطلاعی


زمانی که یانگرو در آشپزخانه خود را تنها می یابد شروع به مطالعه یادداشت های مادر یانگوم می کند که ناگهان یونسگ او را می بیند و یادداشت ها را از دست او می گیرد

یانگرو مشغول مطالعه دفترچه میونگی

در این حین بانو هن وارد آشپزخانه می شود و مشاهده می کند که یانگرو و یونسنگ در حال نزاع با هم هستند.
بانو هن یادداشت ها را از دست او می گیرد و سریعاً متوجه می شود که این یادداشت ها برای تنها دوستش میونگی است لذا از یانگرو می پرسد این دفترچه را از کجا آورده او برای تبرئه کردن خود می گوید آن را در کنار درختی یافته و ...


یانگوم که هراسان و نگران هنوز یادداشت های مادرش را نیافته است نگران و آشفته در تفکر و جستجو است...

یانگوم آشتفه و نگران


یانگرو از اینکه یادداشت ها به دست بانو هن افتاده است ناراحت است و از گیومیونگ می خواهد این موضوع را به بانو چویی اطلاع ندهد ولی گیومیونگ می گوید که باید اطلاع بدهیم تا مشکل بیشتری پیش نیاید لذا بانو چویی از این موضوع آگاه می شود و وقتی متوجه می شود که بانو هن آن ها را به گیومیونگ نداده است مشکوک به یادداشت ها می شود و به یانگرو می گوید اگر تو را دوباره مواخذه کرد پافشاری می کنی که آن ها را یافته ای و مراقب یانگوم باش و ببین با چه بانوانی در ارتباط است.

بانو چویی از موضوع مطلع می شود


بانو چویی مدتی در مورد یادداشت ها و صاحب آن ها فکر می کند و در ذهن خود به دنبال بانوان قدیمی که احتمالاً صاحب دفترچه هستند می گردد و سرانجام متوجه میونگی می شود...

بانو چویی به میونگی مشکوک می شود

بلافاصله یانگرو را فراخوانی می کند.. از او می پرسد آخرین مطلب دفترچه در چه زمانی بوده است یانگرو پس از کمی فکر می گوید مربوط به تولد مادر یونسان بوده است! و بانو چویی وحشت زده به سس خانه می رود و سال های قبل را به خاطر می آورد که یانگوم در آشپزخانه به دنبال چیزی می گشت و به هیچ قیمت حاضر به ابراز وجود کردن آن ننموده بود..
او به گیومیونگ می گوید یادداشت ها برای میونگی بهترین دوست بانو هن است ، کسی که من او را کشتم! حالا گیومیونگ فرزند مینوگی بازگشته است تا ...

چویی به گیومیونگ ماجرا را می گوید


یانگوم هم با خود فکر می کند اگر کسی یادداشت ها را پیدا کند حتماً آن را به بانو هن می دهد لذا در تردید است که آیا از بانو هن کمک بخواهد یا نه ؟...

یانگوم در فکر

ناگهان به فکرش می رسد که بهترین دوست مادرم می تواند به من کمک کند پس به سراغ سرکه خرمالو ده ساله می رود تا ولی هنوز یادداشتی که نوشته بود سر جایش بود...

یانگوم و نامه پنهان شده در سرکه خرمالو ده ساله


به آشپزخانه ها سر می زند و سرکه ها را بو می کند تا ببیند کدام بانو از سرکه خرمالو ده ساله استفاده می کند تا شاید بتواند دوست مادرش را بیابد ولی پیدا نمی کند ...
در این حین مشاور همدست با خاندان چویی متوجه وضعیت تجسس ها و پیگیری ها می شوند و منتظر فرصتی برای برگرداندن اوضاع هستند...

مشاور همدست چویی


گزارشی هم به شاه در مورد انحصارگرایی خاندان چویی و اصراف ها و غیره تقدیم شاه می شود که پادشاه مشاوران را مورد سرزنش قرار می دهد..

به شاه گزارش می شود


همانطور که اطلاع دارید یانگوم نامه مادرش که قرار بود هر وقت بانوی اول شد بخواند را در زیر یکی از ورودی های قصر پنهان می کرد یانگرو که مراقب یانگوم بود از این موضوع مطلع می شود و نامه یانگوم را می دزدد و به گیومیونگ می دهد،گیومیونگ آن را می خواند

گیومیونگ و نامه میونگی

 و آن را به مادام چویی تحویل می دهد و مادام چویی بسیار عصبانی و هراسزده پس از خواندن نامه را مچاله می کند!!!!!!

بانو هن از عصبانیت نامه میونگی را مچاله می کند


در این حین افراد مشاوران چپ قصد دارند متوجه شوند چه کسی تحقیقات را انجام می دهد و چه کسانی به این امور کمک می کنند لذا از آشپز کنگ داگو توضیحاتی می خواهند و آشپز داگو هم طبق معمول ارتباط بین یانگوم ، مین جو و مادام هن را لو می دهد...

داگو بی عقلی می کند


زمانیکه دایی چویی متوجه می شود یانگوم فرزند میونگی است به شدت متعجب می شود و با خود می گوید پس پیشگویی درست از آب در آمده و به شدت می ترسد!!!

اوگیومو و پیش گویی صحیح


گیومیونگ افسر مین جو را ملاقات می کند و نصایح و اخطارهای لازمه را به او میدهد !

گیومیونگ افسر مین را ملاقات می کند


یانگوم که از تنزل مقام افسر مین جو تعجب می کند از او پرس و جو می کند که گیومیونگ آن دو را می بیند و دوباره حسادت می کند...

حسادت مجدد گیومیونگ


بانو هن هم در کمال تعجب ، به بانوان مقصر یکبار دیگر فرصت می دهد تا خود را اصلاح کنند و از این قبل کارها انجام ندهند..

بانو هن و دادن فرصت دوباره به بانوان


یانگوم دوباره به سرکه خرمالو سر می زند تا ببیند آیا دوست مادرش به آنجا سر زده یا نه...! که متوجه می شود هنوز خبری نیست او به آشپزخانه باز میگردد و متوجه ظرفی می شود که هیچگاه آن را ندیده بوده.. او را بو می کند متوجه می شود آن همان سرکه خرمالو ده ساله است...

یانگوم ظرف سرکه خرمالو بانو هن را می یابد

از بانوان آینده صاحب ظرف را سوال می کندو.. که در نهایت متوجه می شود که این ظرف متعلق به بانو هن است...!!!
بانو هن هم که غذا را برای پادشاه سرو می کند، پادشاه پس از چشیدن به او می گوید که این سرکه خرمالو به مرور زمان طمع بهتری پیدا می کند و مادام هن متوجه می شود که پس ...

لذا مادام هن به سرعت سراغ سرکه خرمالو می رود که با نامه یانگوم مواجه می شود ...

مادام هن و نامه یانگوم

 در نهایت بانوهن و یانگوم همدیگر را می شناسند و یکی از زیباترین و احساسی ترین لحظات سریال جواهری در قصر شکل می گیرد...

بانو هن و یانگوم و شناخت یکدیگر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 17:15  توسط امین (مدیر وبلاگ)  |