تبليغاتX
جواهری در قصر * یانگوم *

جواهری در قصر * یانگوم *

بحث و بررسی سریال جواهری در قصر

این قسمت اولین قسمت از Volume 2 دی وی دی های اصل هست و یک خلاصه ای از قسمت قبل هم اولش بود.. این قسمت یک مقدار سانسور کلماتی داره .. که خیلی مشتاقم ببینم صدا و سیما چطور آنها را ترجمه می کنه... 

.. پس از اینکه کاردار مینگ (مهمان) از طمع غذاهای گیاهی یانگوم چندان خوشش نمی آید و از چشیدن غذاهای مادام چویی احساس رضایت می کند همه منتظر هستند تا نحوه مجازات یانگوم را اعلام کند .. ولی او به بانو سو (یانگوم ) می گوید از تو عذر می خواهم و این آخرین باری است که از این غذاها می خورم..

عذرخواهی کاردار مینگ از یانگوم (بانو سو)

 و می گوید چطور یک بانوی آشپزخانه با این عقیده استوار نگران سلامتی من است در حالیکه من خود نگران بدنم نیستم... و اینکه طمع غذاهای گیاهی با هر روز استفاده بهتر به نظر او می رسید و از او می خواهد در باقی روزهای اقامتش برای او غذاهای گیاهی بپزد و غیره..

احساس رضایت کاردار مینگ

مادام چویی و گیومیونگ هم چهره هایشان آشفته می شود و در نهایت مادام هن آزاد می شود... ولی مادام چویی باز هم قصد دارد در این موقعیت محبوبیت کسب کند و این را به حساب خودش ثبت کند...

مادام هن که نگران سلامتی مادام یونگ بود دوباره آشپز کنداگو را به ملاقات مادام یونگ می فرستد

ملاقات آشپز کنداگو و مادام یونگ

در این حین ملکه  می خواهد کسی را که از دایه اش پرستاری می کرده ببیند و یانگوم با ملکه ملاقات می کند..

ملاقات یانگوم و ملکه

مادام یونگ که هر روز متوجه بدتر شدن سلامتی خود می شود از بانو مین می خواهد تا داروها را بررسی کند

مادام یونگ در حال بیماری سخت

 که درنهایت متوجه می شود که داروهایی به او تجویز شده است که برای سلامتی و کلیه های او مضر است...

پی بردن به موضوع داروهای مخرب

سرانجام کاردار چین قصد عزیمت به چین را دارد و از مادام هن و یانگوم سپاسگذاری می کند و می گوید دوست دارد به آنها غذاهای سرزمین خودش را نشان دهد و...

دعوت کاردار مینگ از یانگوم و مادام هن

پس از بهتر شدن بیماری مادام یونگ و به قصر باز می گردد و ملکه مادر بیان می کند واقعه کاردار مینگ سبب شده است تا او متوجه شود که علاوه بر لذیذ بودن غذا پارامترهای دیگری از جمله سلامتی نیز مهم است لذا مادام هن و مادام چویی را به پیشنهاد ملکه در رقابت مساوی اعلام می کند و بیان می کند قصد دارد رقابت هایی با پارامترهایی تعیین کننده بیشتر ترتیب دهد... و حال مادام چویی آشفته تر می شود..

ملکه مادر خواستار رقابت مجدد مادام هن و مادام چویی

مادام یونگ هم کتاب بانوی آشپزخانه را افشا می کند و قصد دارد او را به بانو هن بدهد تا او نیز مطالعه کند تا در رقابت شرایط یکسان شود ولی مادام هن نمی پذیرد و یانگوم هم که رسیدن به این کتاب هدفش بوده است... با حسرت به در آرزوی رسیدن به آن می نگرد و ...

کتاب بانوی اول آشپزخانه و حسرت یانگوم (بانو سو)

در این هنگام افسر مین جو هم که به خاندان چویی و مشاوران ، روابط ناسالم حاکم مشکوک می شود برای تحقیقات بیشتر به حرمسرا!! (سانسور کلماتی دارد) می رود و ...

تحقیقات سردار مین جو در ...

یانگوم هم مادام هن را وادار می کند تا با او درد و دل کند و مادام هن هم داستانی از زندگی خود را برای یانگوم تعریف می کند که یکی از مهمترین جملاتی است که در مورد مادر یانگوم در طول سریال بیان می شود ولی چون سانسور کلماتی زیاد داره... و  نمی دانم چطوری آن ها را بنویسم.. چون دو معنای مختلف در نسخه چینی و کره ای آن آمده... یک نفر متخصص زبان آن را دقیق ترجمه کنه.. خیلی مشتاق هستم بدانم تلویزیون چطوری آنها را می پیچونه...!!


I was born from a worker lady in the dancer bar.But one day when I was about to be
disgraced by a scholar-official a girl my age appeared . I didn't know how she did it,but she harshly scolded the grown-up That scholar-official left without a word and I followed her Even though she was of the scholar-official class she was eating worse than a mere laborer like me

Then and now my only skill has been cooking so I cooked for her. She told me, "You cook very well!" I think that was the first praise... I heard in my entire life And then one day, with her leading me, I met a court lady who picked out new court ladies and came to the palace together to cook and read If it wasn't for her, I wouldn't be here Myeong My friend and I made persimmon vinegar and buried it . We decided to give it to one of us who would become the Highest Lady in many decades from now as a sign of faith We decided to give this towhoever becomes the Highest Lady .......

خلاصه مادام هن برای اولین بار آنچه در دلش بود به یانگوم می گه.. اینکه با بهترین دوستش یک سرکه خرمالو ده ساله که قول دادن که هر وقت بانوی اول شدن از آن استفاده کنند در زیر درخت پنهان کرده اند و ...

یانگوم هم که با مطالعه دفترچه یادداشت مادرش متوجه موضوع سرکه خرمالو پنهان شده می شه ... پس از مادام هن  به سرکه خرمالو ده ساله سر می زنه و در نهایت یانگوم متوجه می شود که مادام هن دوست صمیمی مادرش بوده..

مادام هن و یانگوم پی به راز ارتباط خود می برند

و مادام هن هم می فهمد که یانگوم دختر بهترین دوستش بوده و...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 18:22  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

 

به نام خدا

حرف از احساس که میاد نا خود آگاه  ما را به شعر  می کشد. واقعا جواهری در قصر  خیلی آدم رو احساسی می کند. اما قسمت  آخر   :حضرت حافظ که فکر کنم سریال رو در سال 2005 که اکران شد زودتر از ما دیدند می فرمایند:

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش **مگر یک دم بر آسایم زدنیا و شر و شورش

احساسی ترین ها

 احساس گریه کردن.  واقعا برای این سکانس  ها کم است .باید گریه کرد یا خندید؟

احساسی ترین ها

و چقدر حیف که این شادی برای فقط یکبار رخ داد.

احساسی ترین ها

دو سکانس خیلی خنده دار بعد از آن همه مصیبتهاخیلی جالب است .

یانگوم فرار ... سرباز تو خواب ... 

احساسی ترین ها

       یانگوم بدو ...سربازان بدو ... حالا بدو  کی ندو!

احساسی ترین ها

 

http://www.Daejanggeum.org

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 12:16  توسط   | 

عکس هایی از یونگ سن لی یا همان دوست یانگوم... که اسم واقعی او  Eun-hye Park است.

یونگ سن لی تصادفاً روزی با سگ شاه بازی می کند و .. شاه در حال عبور او را می بیند.. و به او علاقمند می شود .. سر انجام او ...

عکس یونگ سن لی

یک لینک مستقیم برای دانلود والپیپر Wallpaper های یونگ سن لی.. از دستش ندید...

عکس های جالب یونگ سن لی دوست یانگوم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 1:42  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

سلام

عکس هایی از یانگوم:

1        2        3        4        5        6        7        8      9        10

امیدوارم خوشتون بیاد

فعلآ...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 12:46  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 10:27  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

به نام خدا

قسمت اول : کوتاه

 در زندان چقدر زیبا بود آخرین احساس مادر و فرزندی . چقدر درناک بود تهمت زدن به بی گناه .

قسمت اول

حتی ظالم هم برای مظلوم قلبش به درد می گیرد. شاید با خودش میگوید که  : نزنید...نزنید...نبرید ..

جرم آنها محبت است به دیگران...

قسمت اول

شاید بپرسید که کسانی که از یانگوم پشتیبانی می کردند پس چه شدند و چه کردند و کجا رفتند .؟ببینید آنها هم در بند شدند...

قسمت اول

این بار نقشه مادام چویی دیگه گرفت و به آرزوی خودش رسیداو هم اولش کمی غمگین شد. اما .....

 

 قسمت اول

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 22:17  توسط   | 

یک عکس از یانگوم در کنار کارگردان فیلم جواهری در قصر... یا همون چوچونگ هیونگ... 

کارگردان فیلم جواهری در قصر

به به چه آبنبات دهنی خوشمزه ای... !

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 18:51  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

با توجه به نیاز برای غنی شدن بیشتر این وبلاگ تصمیم گرفته ایم تا افراد خوش قلمی که اتفاقاً دارند کامنت های خوبی در قسمت نظرات می گذارند را به جمع خودمان اضافه کنیم... یعنی نویسنده فعال می خواهیم ...

 و کلاً به عنوان نویسنده این وبلاگ بهشون Username و Password بدیم... با دسترسی های زیر

1) دسترسی و ویرایش مطالب نوشته شده توسط خود نویسنده
2) ویرایش و تعریف موضوعات جدید برای مطالب
3) مدیریت نظرات - تایید یا حذف نظرات کلیه مطالب 

اگر وقتش را دارید و دوست دارید به جمع وبلاگ گروهی ما بپیوندید یک ایمیل به آدرس info@iranreaders.com بزنید.

همکاری شما فراموش نخواهد شد...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 13:56  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

در طی زیرنویس کردن این فیلم ... به یک جمله بر خورد کردیم که بد نیست معنایی آن را از شما ها هم سوال کنیم... شاید بتوانید معادل خیلی بهتری در زبان فارسی برایش پیدا کنید...

در قسمت ۴۲ ... دوست یانگوم پس از سخنرانی بانو "لی" بهش میگه ...

Madam, you are a bird of eight colors

  • کی می تواند بهترین جمله فارسی معادل آن را بگوید؟
  • حدس می زنید تلویزیون آن را چی ترجمه کنه؟
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:31  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

اینهم یک عکس دست جمعی از بازیگران و دست اندرکاران سریال جواهری در قصر...

عکس دست جمعی سریال جواهری در قصر

ششمین نفر ردیف اول از چپ هم که همتون می شناسید..

 

از محبت یکایک شما که اظهار لطف کردید سپاسگذارم خصوصاً آقای علیرضا قسمتی که برای زیرنویس کردن دارند سنگ تمام می گذارن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:47  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

این هم ماجرای قسمت هجدهم ۱۸ که قراره جمعه این هفته از سیما پخش بشه...
قبل از هر چیز به شما توصیه می کنم این قسمت را به هیچ وجه از دست ندید که یکی از بهترین قسمت های این مجموعه است....و البته آخرین قسمت از Volume 1 و واقعاً ارزش دیدنش را داره.. پس توصیه من را فراموش نکنید و این قسمت را حتماً حتماً نگاه کنید...

... پس از شیوع بیماری در قصر  و نسبت دادن آن به مادام یونگ و فرستادن آن به قرنطینه.. بانوی منشی های سلطنتی با همدستی خانواده چویی سعی می کنند تا با بهانه قرار دادن مسئولیت سنگین بانوی اول .. مادام چویی را جانشین مادام یونگ کنند و نقش مادام چویی را پر رنگ تر کنند... و در نهایت ملکه مادر با توجه به محبوبیت مادام یونگ پیش شاه و اهمیت مسئولیت بانوی اول در شرایط شیوع بیماری تصمیم می گیرد موقتاً تا برگشتن مادام یونگ ، مادام چویی را بانوی اول دربار قرار دهد.

مادام چویی بانوی اول موقت


در همین هنگام پادشاه مینگ هم قصد ورود می کند پادشاهی که در گذشته به خاطر بدخویی های خود معروف بوده و به خاطر بهانه هایی که از غذا ها می گیرد ... باعث ایجاد دردسرهای برای بانوان آشپزخانه شده بود. لذا بانو چویی با توجه به قدرت خود.. تصمیم می گیرید تا مادام هن را به دردسر بیاندازد و از این فرصت استفاده کرده و مادام هن و یانگوم را برای تشریفات پادشاه مینگ به محل پذیرایی پادشاه مینگ اعزام می کند. البته در این وضعیت هنوز مادام چویی از طرف مادام یونگ احساس خطر می کند و به پیشنهاد گیومیونگ با توجه به بیماری کلیوی مادام یونگ و به کمک خانواده چویی سعی می کنند بیماری او را بدتر و بدتر کنند.. یانگوم هم که در این وضعیت نگران حال مادام یونگ است ، برای بررسی احوال او آشپز کنداگو را برای ملاقات مادام یونگ و اطلاع رسانی از بانوی اول شدن مادام چویی و عزیمت خود به آنجا می فرستد و مادام یونگ نامه ای به سوی بانوی هن می فرستد.

آشپز کنداگو در حال ملاقات مادام یونگ


حال مادام هن برای پذیرایی پادشاه مینگ شروع به آماده سازی غذا می کند و از آنجاییکه او از بیماری دیابت پادشاه مینگ آگاه می شود سعی می کند غذایی از سبزیجات تهیه کند که برای سلامتی پادشاه مینگ خوب باشد... ولی پادشاه مینگ که عادت به خوردن غذاهای چرب و لذیذ داشته  اظهار ناراحتی می کند

اظهار ناراحتی پادشاه مینگ

 و مشاوران خواستار دستگیری مادام هن می شوند...

دستگیری مادام هن

 در این هنگام که یانگوم از این موضوع مطلع می گردد.. ناگهان به مقابل پادشاه مینگ می رود سعی می کند به او بفهماند که ... با وجود ناخوشایند بودن غذا آنها نمی توانستند غذایی برای او تهیه کنند که برای سلامتی اش ضرر دارد و علت بدتر شدن بیماری پادشاه مینگ در سفر را مصرف اینجور غذاها می داند... و اینکه مادام هن .. به خاطر به سلامت بازگشتن او به کشورش این غذاها را برای او طبخ کرده است... به او توصیه می کنند برای بهتر شدن سلامتی اش ۵ تا ۱۰ روز این غذاها را مصرف کند و تفاوتش را دریابد.. در این هنگام سربازان با فرمان مشاوران سلطنتی قصد دستگیری یانگوم به علت بی احترامی به پادشاه مینگ را دارند که پادشاه مینگ با او وارد معامله می شود... و به او می گوید اگر ۵ روز پس از مصرف این غذاها حالش بهتر نشد... او را به قانون سرزمین مینگ مجازات می کند حتی اگر مرگ باشد...

یانگوم و معامله بر سر جانش

 و به او می گوید من سبزیجات بدطمع را نمی توانم تحمل کنم.. و باید از سبزیجات با طمع بهتر یا بی مزه استفاده کند... و به یانگوم می گوید تو به تنهایی مسئول درست کردن غذاهای من هستی.... در نهایت یانگوم برای نجات دادن جان مادام هن با وجود دست تنها بودن این معامله را می پذیرد...
در این هنگام مادام چویی که متوجه خرابکاری مادام هن می شود برای افزایش اعتبار خود وارد عمل شده و قصد دارد تا غذاهای مطلوب پادشاه مینگ را آماده سازد لذا راهی محل پذیرایی می شود ... ولی یانگوم به او می گوید که پادشاه مینگ او را به تنهایی مسئول آماده سازی برای غذاهایش کرده است.. مادام چویی هم از خدا خواسته... فعلاً یانگوم را رها می کند.. یانگوم برای جلب توجه شاه .. و مطلوب کردن غذاهای گیاهی خیلی تلاش می کند ولی با وجود گذشت ۵ روز شاه از طمع هیچکدام از غذاهای گیاهی او احساس رضایت نمی کند... و در روز آخر مادام چویی برای پادشاه مینگ غذاهای مورد علاقه او ازجمله سوپ بال کوسه آماده می کند!!!
و یانگوم هم که دیگر با این همه اظهار بی میلی شاه نسبت به غذاهای گیاهی او... تقریباً احساس ناکامی می کند...

احساس ناکامی یانگوم

 در روز پنجم شاه از خوردن غذاهای مادام چویی که برایش آماده کرده احساس رضایت می کند...

 و مشاوران و وزیران دربار از پادشاه مینگ به خاطر بی احترامی یک بانوی آینده دربار عذر خواهی می کنند و خواستار مجازات او می شوند ولی پادشاه مینگ با کمال تعجب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 22:46  توسط امین (مدیر وبلاگ)  | 

یک snapshot از یکی از سکانس هایی که عمراً توی تلویزیون بتونی ببینیش...

سکانس پرشور یانگوم و مین جو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 14:51  توسط امین (مدیر وبلاگ)  |